دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

شهید رجایی

No image
شهید رجایی

كلمات كليدي : شهيد رجايي، انقلاب اسلامي، ساده زيستي، قناعت، مردم داري، قانونگرايي

نویسنده : سيد ابوالحسن توفيقيان

 انقلاب اسلامی یکی از شگفت انگیز ترین وقایع قرن بیستم، ضمن بازکردن فاز جدیدی از تحلیل در بسیاری از حوزه های سیاسی و اجتماعی و دست کاری کردن قالب های تحلیل پیشین، همچنان پس از گذشت تقریبا سه دهه از آن،‌ ضمن ناشناخته بودن ابعاد گسترده ای از آن، در راس حوزه مطالعاتی خیلی از دانشمندان قرار دارد. یکی از ابزارهای مهم شناخت همه جانبه انقلاب اسلامی،‌ شناخت رهبران و  بزرگانی است که در این فرایند نقش مهم و به سزایی ایفا کردند.

 مقاله حاضر بر آنست به سیره یکی از این شخصیت های تاثیر گذار یعنی شهید محمد علی رجایی بپردازد.

حیات فردی، سیاسی و اجتماعی:

1.    قبل از انقلاب:

  محمد علی رجایی در سال 1312 ش، در قزوین در یک خانواده مذهبی بدنیا آمد که همین ویژگی خانوادگی، در شکل گیری الگوی تربیتی ایشان نقش اساسی ایفا می کرد. پدر[1] ایشان عضو انجمن منتظرین امام زمان(عج) بودند که هدف نهایی این انجمن، حفظ جامعه و بویژه جوانان، بر مدار اسلام و حفاظت از فرهنگ و ارزش های اسلامی در مقابل دیگر اندیشه های موجود یعنی کمونیستی و بهائیت و ... بود. ایشان در عین گرفتاری شدیدی که از ناحیه مسائل اقتصادی داشتند، علی رغم اینکه مدت کمی تحصیل را کنار گذاشته بودند، از ادامه تحصیل باز نماندند و در سال 1325، مدرک ششم[2] و در 1334 با گذراندن ششم دبیرستان گواهینامه دیپلم ریاضی را گرفتند[3] و در 1338 لیسانس خود را در رشته دبیری ریاضی اخذ کرد.[4] ایشان در مقطع فوق لیسانس رشته آمار دانشکده علوم دانشگاه تهران قبول شدند که با بازگشت به قزوین و ادامه کار معلمی، تحصیل در رشته آمار را نیمه کاره رها کرد.

  وی عشق و علاقة فروانی به شغل معلمی داشتند که این امر علاوه بر تمایلات درونی، متاثر از همنشینی و مصاحبت وی با آیت الله طالقانی در مسجد هدایت بود.[5]  

  رجایی در کنار تحصیل و اشتغال، فعالیت های سیاسی خود را با همکاری با گروه شیعیان[6] که صبغه فعالیت هایش بیشتر مذهبی و اجتماعی بود، شروع کرد و به تدریج به جریان های سیاسی مذهبی جمعیت فدائیان اسلام گرایش پیدا کرد.[7] وی به تدریج فعالیت های سیاسی اجتماعی خود را با شرکت در جلسات تفسیر قرآن و سخنرانی های آیت الله طالقانی در مسجد هدایت،[8] همکاری فعال با اعضای نهضت آزادی ایران از جمله مهدی بازرگان، یدالله سحابی،[9]‌ بنیانگذاران سازمان مجاهدین خلق ایران[10] نظیر محمد حنیف نژاد،‌رضا رضایی و بقایای هیئت های موتلفه اسلامی، شدت بیشتری بخشید. در اثر فعالیت های مذکور،‌ وی دو بار دستگیر و به زندان رفتند که دومین مرحله آن تا آبان 1357 ادامه یافت.

2.    پس از انقلاب:

  رجایی پس از پیروزی انقلاب اسلامی، با بهره مندی از سابقه مبارزات طولانی، تحلیل های سیاسی و روحیه‌ انقلابی، با تمام توان در خدمت انقلاب اسلامی درآمد و ضمن در اختیار داشتن مشاغل و مناصب مهمی همچون وزارت آموزش و پرورش، نمایندگی مجلس شورای اسلامی،‌ نخست وزیری و ریاست جمهوری، همچنان در عملکرد و منش اجرایی و سیاسی خود دارای وحدت رویه ای خاص بودند که ذیلا تحت عنوان الگوهای رفتاری ایشان مورد اشاره قرار می گیرند.

الگوهای رفتاری

ساده زیستی:

  یکی از اصول مهم در زندگی ایشان ساده زیستی بود. ایشان چه قبل از انقلاب و چه بعد از انقلاب ثابت کردند که اگر یک مسئول بخواهد مردمی باشد و الگویی برای دیگران باشد، باید همه اعمال و رفتارش شباهت به اکثریت مردم جامعه اش باشد. به همین خاطر است که در زندگی ایشان نشانی از تجمل و زرق و برق یافت نمی شد. ساده زیستی و ساده پوشی ایشان به گونه ای بود که بعضا در دیدارهای مردمی، همراهان او را به جای وی اشتباهی می گرفتند.[11]

مردم داری:

  از جمله ویژگیهای رفتاری ایشان که در تمامی دوران حیات سیاسی و اجتماعی، نمود زیادی داشت، خصلت مردم داری و مردم باوری ایشان بود. ایشان چه قبل و چه بعداز انقلاب برای مردم اهمیت زیادی قائل بودند و بر این اعتقاد بودند که بدون مردم، هیچ کاری نمی توان کرد. وی چه زمانی که یک دست فروش بودند و چه زمانی که بر مسند نخست وزیری و ریاست جمهوری تکیه زدند، فاصله شان با مردم هیچ تغییری نکرد و در هر فرصتی از توان و اندیشه خود در راه خدمت به مردم و پیشبرد امور و نیازهای مردم استفاده می کرد.

  در راستای پیاده کردن لوازم این ویژگی در جامعه، وی اقداماتی نظیر خلق نهادهای رسیدگی کننده به مشکلات مردمی،[12] توصیه اکید مبتی بر نزدیک تر شدن مسئولین عالیرتبه به مردم به منظور درک راحت تر مشکلات آنان و پرهیز از هر گونه راحت طلبی و تشریفات و پرهیز از دریافت حقوق بیش از حد معمول را سرلوحه کارهای خود قرار دادند.

قناعت:

  قناعت و صرفه جویی و به تبع آن از خود گذشتگی و انفاق از دیگر مولفه هایی ذهنی شهید رجایی بودند. ایشان با صرفه جویی و بهره گیری از حداقل زندگی، از اینکه دیگران از امکانات او بهره ببرند، لذت می بردند.[13] و این رویه را هم در خانه و هم درصحنه اجتماع از خود نشان می داد.

  این شهید والا مقام، صرفه جویی، هزینه و مصرف کمتر را،‌ به ویژه در آن شرائط زمانی انقلاب، برای تداوم انقلاب ضروری می دانستند و بر نیاز انقلاب به کار و تولید بیشتر از یک سو و مصرف و هزینه کمتر از سوی دیگر، جهت نیل به خودکفایی، در قالب صدور بخشنامه های اداری تاکید می کرد.[14]

قانون گرایی:

  وی دولتمردی قانونگرا بود که همیشه به پیاده کردن اصول قانون اساسی تاکید داشت و تبلیغاتش در زمان انتخابات ریاست جمهوری حول همین شعار بود. اصرار وی بر اجرای قانون اساسی و تاکید وی بر نقش شورای نگهبان به عنوان مفسر قانون اساسی یکی از اختلافات اساسی وی با "بنی صدر" بود.[15] وی راه مبارزه با فرهنگ به ارث رسیده از نظام شاهنشاهی را در پیوند قانون گرایی به انقلابی بودن عنوان می کرد.

مواضع فکری و سیاسی ایشان:

  شهید رجایی در طول حیات سیاسی، در قبال حوادث مختلف موضع گیری های گوناگونی داشتند که ولایت فقیه، اعتقاد به صدور انقلاب و تاکید بر سیاست نه شرقی و نه غربی، اصول بنیادینی هستند که نظم دهنده دیگر عناصر و مولفه های ذهنی ایشان می باشند.

  «ولایت فقیه را به عنوان عالیترین دستاوردهای انقلاب اسلامی در قانون اساسی خود گنجانده ایم.»[16]  وی صدور انقلاب را اینگونه بیان می دارد که «نفع جمهوری اسلامی در این است که انقلاب اسلامی اش را به دنیا صادر کند، گر چه لازم باشد در این راه سرمایه گذاری کند.»[17] طبیعتا با داشتن چنین ایده ای خط و مشی سیاسی کشور نه بر اساس تکیه به هیچ قدرت غربی و شرقی که بر اساس استقلال و خود محوری می باشد. «خط نه شرقی و نه غربی، محور حرکت ماست و ... توانمان را به کار می بریم که روی خط اسلام، مستقل از شرق و غرب حرکت کنیم.»[18]

نتیجه گیری:

  رجایی به عنوان یکی از موثر ترین افراد در پیروزی و تداوم انقلاب برگه هایی از تاریخ سیاسی ایران را به خود اختصاص داده است که راز و رمز جاودانگی ایشان به گواه تاریخ در اندیشه ای است که نمودهای عینی آن را در مواضع سیاسی و الگوهای رفتاری ای نظیر ساده زیستی، قناعت، مردم داری، قانونگرایی می باشد. ایشان بدون تاثیر پذیری از هیاهوهای سیاسی پیرامون خویش، بر اصول مذکور پافشاری می کردند، که به همین خاطر در تداوم انقلاب اسلامی نقش موثری را ایفا می کردند. سرانجام ایشان به جهت روحیه سازش ناپذیری و نقش موثری که در تداوم انقلاب داشتند، در جریان واقعه انفجار دفتر نخست وزیری در هشتم شهریور 1360 به درجه رفیع شهادت رسیدند.

مقاله

نویسنده سيد ابوالحسن توفيقيان

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

آیت الله سبحانی؛ جوانان برای حفظ اعتقادات خود به علمای اسلام رجوع کنند

آیت الله سبحانی؛ جوانان برای حفظ اعتقادات خود به علمای اسلام رجوع کنند

آیت الله جعفر سبحانی، دیروز در مسجد مقدس جمکران گفت: با جداشدن فرهنگ مهدویت و انتظار از تفکر دینی ما، چیزی از عقیده شیعی باقی نمی ماند.
رفع دغدغه‌های معاصر با بهره‌گیری از آموزه‌های دینی

رفع دغدغه‌های معاصر با بهره‌گیری از آموزه‌های دینی

جدا از تمرکز بسیاری از رسانه بر دیدار میان پادشاه عربستان و پاپ، گروه‌ها، جوامع و نهادهای دینی طی هفته ای که گذشت به بررسی سهم خود در بحران ایدز، زمینه های تازه همکاری، عرفان و رابطه علم و دین تمرکز کردند تا فصل تازه ای از دغدغه های معاصر خود را با بهره گیری از آموزه های دینی برطرف کنند .

پر بازدیدترین ها

قرآن و روزه از نگاه مهاتما گاندی

قرآن و روزه از نگاه مهاتما گاندی

" موهنداس کرمچند گاندهی " ، مشهور به " مهاتما گاندی " (1948-1869) رهبر بزرگ استقلال هند از یوغ استعمار انگلیس، از معدود رهبرانی بود که از روشهای معمول در مبارزات آزادیبخش استفاده نکرد، بلکه با سلاح عشق و ایمان و اهرم مبارزه منفی توانست به سلطه بی چون و چرای استعمار در کشورش پایان بخشد.
No image

اعمال شب نیمه‌ی شعبان

No image

حج اقساطی جایز نیست

No image

اساس نواندیشی دینی ترکیب تغییر و ثبات است

استاد مطالعات اسلامی دانشگاه مک گیل در نشستی که عصر امروز در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برگزار شد، گفت: مبنای جامعه‌شناختی نواندیشان دینی دو اصل تغییر و مداومت هستند. در قرآن و سنت نیز اصل تغییر بر مبنای مداومت و حفظ سنت مورد تأیید قرار گرفته‌اند. به گزارش خبرنگار مهر، عصر امروز در نشست "نگاهی به افکار فقهی و درون فقهی نواندیشان دینی معاصر" که در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برگزار شد، دکتر احمد کاظمی موسوی، استاد مطالعات اسلامی دانشگاه مک گیل، به اندیشه‌های پنج نواندیش دینی در عصر حاضر، محمد اقبال لاهوری، محمود طه، ابوسلیمان، طه جابر و نصر حامد ابوزید پرداخت. دکتر کاظمی سخن خود را با اشاره به مبنای جامعه‌شناختی نواندیشان دینی آغاز کرد و آن را دو اصل تغییر و مداومت خواند و گفت: در قرآن و سنت نیز اصل تغییر بر مبنای مداومت و حفظ سنت مورد تأیید قرار گرفته‌اند و این اندیشمندان برای جلوگیری از تغییرات ناگهانی و انقلاب در اندیشه‌ها به تفسیر و نواندیشی می‌پردازند. وی که سالها به عنوان استاد دانشگاه مالزی به تدریس مطالعات اسلامی می‌پرداخته، در ادامه مهمترین شاخص اندیشه‌های محمد اقبال لاهوری را تأکید او بر خودباوری خواند و گفت: اقبال معتقد است که اگر انسان به خودش باور نداشته باشد، نمی‌تواند به سوژه مدرن بدل شود و همواره به صورت ابژه باقی می‌ماند. درحالی‌که در اصول دینی ما نیز بر بازگشت به خود تأکید شده است. او در کتاب "اسرار خودی"، به این موضوع با توجه به دو بحث انسان به عنوان خلیفه خدا در زمین و تخلق انسان به خلق خدا تأکید می‌کند. دکتر کاظمی سپس با تأکید بر اینکه از نگاه اقبال، با ختم نبوت عقل جانشین وحی می شود، به معرفی اندیشه‌های محمود طه، نواندیش سودانی پرداخت و گفت: محمود طه با رساله "رساله الثانویه"، که غوغایی در جهان عرب به پا کرد، کوشید نشان دهد که در اسلام عقیده به مساوات و عدالت طبی اصل است و انسانها، زن و مرد در پیشگاه خدا یکسانند. وی با اشاره به روش تفسیر طه از آیات مکی و مدنی قرآن، به تأثیر او بر دیگر نواندیش مسلمان، عبدالحمید ابوسلیمان اشاره کرد و گفت: ابوسلیمان که مدتها رئیس دانشگاه بین المللی مالزی بوده، همچون نقیب العطاس بحث اسلامی کردن علوم را دنبال می‌کرده و با تأکید بر اصول ضرورت و تلفیق، بر اهمیت نواندیشی در اصول فقهی اسلامی صحه می‌گذارد. دکتر کاظمی به تأثیر اندیشه‌های ابواسحاق شاطبی بر تفکر ابوسلیمان تأکید کرد و گفت: شاطبی انسان بسیار متدینی بوده که در دو کتاب "مقاصد الشریفه" و "الموافقات" کوشیده با تفاسیر قشری از کتاب و سنت مخالفت کند. ابوسلیمان با تأکید بر اصل تلفیق معتقد است که بحران فکری مسلمانان در عصر جدید تحجر و ناتوانی از تلفیق با شرایط جدید است. او به‌خصوص در روابط بین‌الملل به فقه شافعی نقد دارد و از تفاسیر جنگ‌طلبانه پرهیز دارد. دکتر کاظمی در ادامه به اندیشه‌های طه جابر الفیاض العوانی، متفکر عراقی پرداخت و گفت: عوانی که دانش آموخته الازهر است، معتقد است که اصول فقه مهمترین منبع برای فهم منابع اسلامی هستند، اما برای فهم درست از آن باید سه کار صورت بگیرد: نخست درک درست سنت، دوم تشکیل شورای علما که متاسفانه صورت نگرفته است و سوم فهم مقاصد شریعت در بستر آنها. دکتر کاظمی بخش پایانی سخن خود را به معرفی اجمالی اندیشه‌های نصر حامد ابوزید، متفکر مصری مقیم هلند اختصاص داد و عنصر محوری در اندیشه او را وارد کردن هرمنوتیک به تفسیر متون و نصوص دینی خواند و گفت: ابوزید معتقد است که تمدن اسلامی، تمدن متن است، بر خلاف تمدن یونانی که تمدن عقل است و این را از سیره امام علی(ع) نیز می‌توان استنباط کرد. وی گفت: ابوزید همچون پیتر نورث راس، معتقد است که فهم یک متن با خواندنش شروع نمی‌شود بلکه پیشتر با گفتگویی آغاز می‌شود که آن متن با فرهنگی که ادراک خواننده را تشکیل می‌دهد، شروع می‌شود. وی بر این اساس معتقد است که سه عامل باعث بدفهمی ما از دیالوگ نص با خودمان می‌شوند: نخست اشتباه گرفتن دلالت لغوی با دلالت شرعی، دوم تفسیر نادرست آیات مدنی و مکی که به نظریه اشاعره در مورد لوح محفوظ منجر شده است و سوم آشفته شدن بستر محتوایی آیات. دکتر کاظمی در پایان گفت: از نظر ابوزید، منطوق آیات قرآن بسته به ثابت است، اما مفهوم آنها قابل فهم در هر عصری است و با این حساب مسلمانان همیشه در تاریخ بسته به ضرورت، مناسبت، مقاصد و اولویت ها به اجتهاد در نص و تعویق بعضی از نصوص می‌پرداخته‌اند.
Powered by TayaCMS