دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

نصیریه(نمیریه)

No image
نصیریه(نمیریه)

نویسنده : سيد حسين ميرنور الهي

كلمات كليدي : نصيريه، نميريه، محمد بن نصير، بابيت، غيبت صغري

تشیع به عنوان اصلی­ترین و نیز مذهب حق در اسلام مورد تهاجمات و انحرافات مختلفی از طرف دشمنان و از برخی افرادی که روزگاری منتسب به تشیع بودند، واقع شد. نقطه قوت تشیع این است که با هدایت ائمه اطهار(ع) توانستند بحرانها و انحرافاتی که توسط این افراد حاصل می شد را به سرعت تشخیص دهند و در مقابل آن موضع بگیرند و از نفوذ آن در شیعه جلوگیری کنند.در این مقاله به یکی از منحرفین از آیین حق تشیع به نام محمد بن نصیر و فرقه منسوب به او اشاره می­کنیم .

منشاء غلو

غلو و گزافه گوئی در ادیان و مذاهب و فرق مختلفی روی داده­است. در ادیان الهی معمولا اعتقاد به حلول و یا اتحاد شخصی از رهبران آن مکتب با خداوند مطرح شده­است.عدم درک حقائق مذهبی و نیز اثرگذاری مکاتب بشری چون تصوف و بودیسم والقاء تفکرات عرفانی خاص چون وحدت وجود و اتحاد و حلول از عوامل مهم در پیدایش فرق غلو آمیز است بطوریکه چنین تفکراتی معمولا از کسانی سر می­زند که یا با تصوف آشنائی دارند و یا روزگاری در هند مشغول کسب معارف ساخته ذهن بشری بوده­اند.از این افراد می­توان افرادی چون حسین بن منصور حلاج از فرقه صوفیه و بابا یادگار از فرقه اهل­حق یاد کرد.البته عواملی دیگر در ابراز اعتقادات غلو آمیز چون ریاست طلبی وجود دارد که در عصر غیبت صغری به یک معضلی برای جامعه تبدیل شده بود. افرادی مانند شریعی و محمد بن نصیر و شلمغانی و علی محمد باب از این افراد بودند.[1] شهرستانی فرقه نصیریه را یکی از فرق غالی شیعه معرفی می­کند.[2]

موسس فرقه

وی محمد بن نصیر الفهری نمیری بصری است که در سال 270 هـ ق بدرود حیات گفته است.[3] وی از علماء اهل بصره معرفی شده[4] و فرقه نمیریه یا نصیریه منتسب به اوست.[5] او از اصحاب امام حسن عسگری(ع) معرفی شده و بعد از شهادت ایشان مدعی وکالت و نیابت از امام زمان(عج)شد.ولی به دلیل ابراز عقاید الحادی چون تناسخ و غلوآمیز (با نامه امام حسن عسگری (ع)وامام زمان(ع)) رسوا شد. سپس ادعی نمود که او فرستاده خداوند است و از جانب امام هادی(ع) فرستاده شده­است و منکر امامت امام حسن (ع) و امام زمان(عج) شد و بعد از این مدعی ربوبیت شد و به اباحه­گری روی آورد.[6]

با اینکه وی در زمان امام هادی(ع) و امام حسن عسگری(ع) می­زیسته اما نور معرفت ایشان قلب تاریک اورا روشن نکرد بلکه با ابراز عقاید کفرآمیزی موجبات طرد و لعنت خود را فراهم آورد. این فرد با صوفیگری و عقاید غلوآمیز قصدی جز سود جوئی نداشت.[7] به همین دلیل امام هادی(ع) و امام حسن عسگری(ع) وی و حسن بن محمد بن بابای قمی را لعنت نمودند و به افشای سود جوئی ایشان از نام و مقام اهل­بیت(ع) پرداختند.[8]. طرد و لعن دوم درباره ابن نصیر از ناحیه مقدسه(عج) به دست حسین بن روح نوبختی بود که در آن عده­ای از غلات و متصوفه مورد طرد و لعن ظاهری و باطنی واقع شدند.[9] امام با این بیان دروغ و افتراء غلات مبنی براینکه باطنا با امام در ارتباط هستند را افشاء می­سازد.[10]همچنین گفته شده­است که محمد بن عثمان از نواب اربعه نیز از وی به دلیل ادعی نیابت از او، بیزاری جسته­است.[11]این عوامل سبب شکست این فرقه و مسلک در جامعه شیعه شد.در اواخر عمرش از وی پرسیدند که چه کسی جانشین تو است؟ گفت احمد اما معلوم نبود کدام احمد رامی­گوید و به همین دلیل به چند فرقه تبدیل شدند.عده­ای فرزندش احمد را جانشین او قرار دادند و عده­ای احمد بن محمد بن موسی بن فرات و عده­ای احمد بن ابی الحسین بن بشر را جانشین وی خواندند.[12]

البته برخی نصیریه را به شخصی به نام نصیر درزمان امیرالمومنین علی(ع) منتسب می­کنند که با عده­ای در حق آن حضرت اظهار غلو کردند که امیرالمومنین نیز آنها را ارشاد به حق نمود و چون نپذیرفتند آن افراد را اعدام کرد اما نصیر از این حادثه فرار کرد و به انتشار این عقیده باطل پرداخت.[13]

اهل­سنت و تصوف علت گسترش نصیریه

با توجه به اینکه تصوف هم یکی از انحرافات جامعه مسلمین است که بیشتر نزد اهل­تسنن بروز یافت، بین فرق غلوآمیز و تصوف می­توان اشتراکات اعتقادی و بینشی و بلکه اتحاد فرقه غالی و تصوف را مشاهده کرد.این مطلب را می­توان در فردی چون حسین بن منصور نیز مشاهده کرد. فرقه نصیریه نیز با توجه به اینکه در جامعه شیعه به دلیل افشاگری امام(ع) علیه محمد بن نصیر نمی­توانست رشد کند به جامعه تصوف اهل سنت کشیده شد و در واقع تصوف اهل سنت باعث رشد این فرقه شد.[14]در این رابطه گفته شده که جانشین محمد بن نصیر، محمد بن جندب بود که مدت کوتاهی رئیس این فرقه شد بعد از او فردی به نام أبو محمد عبد الله بن محمد الجنان الجنبلانی عهده دار این فرقه شد.او بنیانگذار یکی از فرق صوفیه به نام جنبلانیه است و فعالیت وی محدود به حوزه شیعیان نبود بلکه بیشتر اهل­سنت به او ملحق می­شدند و چون هر کس که داخل این طریقه صوفیانه می­شد بالتبع به خاطر متابعت از شیخ طریقه به عقاید فرقه نصیریه نیز معتقد می­شدند و این خود عامل گسترش این فرقه شد.جنبلانی به مصر می­رود و حسین بن حمدان خصیبی را به فرقه خود دعوت می­کند وی بعد از جنبلانی به ریاست این طریقه و فرقه می­رسد و پایگاه خود را به حلب انتقال می دهد[15]­و تا به امروز این فرقه با فراز و نشیب اعتقادی چون نصیریه و علی الهیه و اهل­حق در ایران و عراق و سوریه با عقاید التقاطی از شیعه و سنی و تصوف و غلات به موجودیت خود ادامه می­دهد.[16] به این فرقه عقاید غلوآمیزی نسبت داده شده­است. مانند اعتقاد به الوهیت و خالقیت و رازقیت حضرت علی(ع)[17] و ظهور خداوند در امیرالمومنین علی(ع) موکل بودن اصحاب علی(ع) بر تدبیر امور عالم و ...[18]

ظهور و تجلی ذات

یکی از ارکان اعتقادی غلات و برخی متصوفه و فلاسفه این است که به ظهور ذات روحانی در مادیات و جسمانیات اعتقاد دارند[19] که این در فرقه نصیریه نیز مطرح شده و اینگونه توضیح می­دهند که همانطور که ذات ماورائی شر مانند شیطان می تواند در صورت انسانی ظاهر شود و همچنین ذات ماورائی خیر مانند جبرئیل می­تواند به صورت دحیه کلبی و یا یک شخص عرب درآید، خداوند نیز می­تواند در ذات انسانهای کامل وائمه اطهار(ع) ظهور کند؛ به همین دلیل است که کلمه الهه را بر امامان(ع) اطلاق می­کنند.[20] این فرق با این اعتقاد باطل می­خواهند شناخت خدا و مقام اهل بیت(ع) را در فهم و اندیشه تحلیل کنند و ثانیا با چنین ادعائی برای ریاست و تقدس خود توجیهی دست و پا کنند به همین دلیل دیده می­شود که سران تمام فرق گزافه گو خود را مظهر و یا تجلی ذات مقدس خداوند و یا معصوم و یا رهبری از گذشتگان معرفی می­کنند چون ابوالخطاب و شلمغانی و نمیری و حسین بن منصور و بابک خرمدین و سلطان اسحاق و....

نصیریه و علی اللهی

این فرقه از جمله فرقی است که به علی­اللهی بودن ایشان تصریح شده­است. برخی از نویسندگان فرقه نصیریه را به اعتقاد باطل الوهیت حضرت علی(ع) منسوب می­کنند؛[21] این بینش از جمله اعتقادات باطلی است که در مورد آن حضرت توسط عده­ای بیان شد و در سیر فرق غالی معمولا بیان می­شود.توجیه چنین اعتقادی با عقیده به تجلی و ظهور ذات الهی در علی(ع) مفهوم پیدا می­کند که از ارکان اعتقادی غالیان است. این فرقه به واقع شدن جزئی از خدا در وجود علی(ع) اعتقاد دارد.[22]

فرقه نصیریه و صلح کل

یکی از مشخصات صوفیه این است که تعصب به دین خاصی ندارند و با شعار صلح کل سعی در جذب حداکثری و آسان جلو دادن مکتب التقاطی خود دارند.این مساله در غلات نیز وجود دارد که به شریعت و احکام آن پایبند نیستند.بنابراین فرق غالی و گزافه گو همانند فرق متصوفه بسیاری از منکرات و گناهان را جایز می­دانند. در این فرقه نیز امور زیر را می­توان از لابلای کتب بدست آورد:[23]

1. نماز در پنج نوبت به جا می­آورند که در تعداد رکعات با هم تفاوت دارند در حالی که سجده ندارد اما کاری شبیه رکوع در آن وجود دارد.

2. نماز جمعه ندارند و وضوء و تحصیل طهارت برای رفع جنابت قبل از نماز ندارند.

3. مسجد نداشته بلکه نمازهایشان را در خانه انجام می­دهند و به همراه نماز اعمال خرافی نیز انجام می­دهند.

4. مقدساتی چون مقدسات مسیحیت دارند.

5. حج را قبول ندارند بلکه رفتن به حج را کفر و عبادت بت می­پندارند.

6. زکات شرعی که مسلمین آن را پذیرفته­اند را قبول نداشته و خمس اموال خود را به مشایخ و روساء فرقه تحویل می­دهند.

7. روزه نزد ایشان دوری جستن از زنان در طول ماه رمضان است.

8. نسبت به صحابه بغض عجیبی دارند و ابوبکر و عمر و عثمان را لعنت می­کنند.

9. این فرقه معتقد به اسرار باطنی برای عقاید است و خودشان را عالم به اسرار نهان می­پندارند.

10. قومی اباحه­گر بوده و فحشاء را جایز می­دانستند و عبادات و احکام را ترک می­کنند و محرمات را انجام می­دهند.

11. خود را یهودی و مسیحی نمی­دانند اما یهود و مسیحیت را بر حق می­پندارند

همچنین می­گویند:

جنابت دوست داشتن اضداد و جهل داشتن به علوم باطنی است و طهارت دشمنی با اضداد و علم داشتن به علو باطن است. روزه حفظ کردن اسراری است که به سی زن و سی مرد مربوط است. زکاه رمزی برای شخصیت سلمان است. جهاد لعنت فرستادن بر دشمنان و افشاء کردن اسرار است[24]....و مطالبی که قطعا تحت تأثیر غلو فرقه خویش و فرقه باطنیه اسماعیلیه بر این مکتب عارض شده است.

مقاله

جایگاه در درختواره تاریخچه فرق

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

آیت الله سبحانی؛ جوانان برای حفظ اعتقادات خود به علمای اسلام رجوع کنند

آیت الله سبحانی؛ جوانان برای حفظ اعتقادات خود به علمای اسلام رجوع کنند

آیت الله جعفر سبحانی، دیروز در مسجد مقدس جمکران گفت: با جداشدن فرهنگ مهدویت و انتظار از تفکر دینی ما، چیزی از عقیده شیعی باقی نمی ماند.
رفع دغدغه‌های معاصر با بهره‌گیری از آموزه‌های دینی

رفع دغدغه‌های معاصر با بهره‌گیری از آموزه‌های دینی

جدا از تمرکز بسیاری از رسانه بر دیدار میان پادشاه عربستان و پاپ، گروه‌ها، جوامع و نهادهای دینی طی هفته ای که گذشت به بررسی سهم خود در بحران ایدز، زمینه های تازه همکاری، عرفان و رابطه علم و دین تمرکز کردند تا فصل تازه ای از دغدغه های معاصر خود را با بهره گیری از آموزه های دینی برطرف کنند .

پر بازدیدترین ها

قرآن و روزه از نگاه مهاتما گاندی

قرآن و روزه از نگاه مهاتما گاندی

" موهنداس کرمچند گاندهی " ، مشهور به " مهاتما گاندی " (1948-1869) رهبر بزرگ استقلال هند از یوغ استعمار انگلیس، از معدود رهبرانی بود که از روشهای معمول در مبارزات آزادیبخش استفاده نکرد، بلکه با سلاح عشق و ایمان و اهرم مبارزه منفی توانست به سلطه بی چون و چرای استعمار در کشورش پایان بخشد.
No image

اعمال شب نیمه‌ی شعبان

No image

حج اقساطی جایز نیست

No image

اساس نواندیشی دینی ترکیب تغییر و ثبات است

استاد مطالعات اسلامی دانشگاه مک گیل در نشستی که عصر امروز در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برگزار شد، گفت: مبنای جامعه‌شناختی نواندیشان دینی دو اصل تغییر و مداومت هستند. در قرآن و سنت نیز اصل تغییر بر مبنای مداومت و حفظ سنت مورد تأیید قرار گرفته‌اند. به گزارش خبرنگار مهر، عصر امروز در نشست "نگاهی به افکار فقهی و درون فقهی نواندیشان دینی معاصر" که در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برگزار شد، دکتر احمد کاظمی موسوی، استاد مطالعات اسلامی دانشگاه مک گیل، به اندیشه‌های پنج نواندیش دینی در عصر حاضر، محمد اقبال لاهوری، محمود طه، ابوسلیمان، طه جابر و نصر حامد ابوزید پرداخت. دکتر کاظمی سخن خود را با اشاره به مبنای جامعه‌شناختی نواندیشان دینی آغاز کرد و آن را دو اصل تغییر و مداومت خواند و گفت: در قرآن و سنت نیز اصل تغییر بر مبنای مداومت و حفظ سنت مورد تأیید قرار گرفته‌اند و این اندیشمندان برای جلوگیری از تغییرات ناگهانی و انقلاب در اندیشه‌ها به تفسیر و نواندیشی می‌پردازند. وی که سالها به عنوان استاد دانشگاه مالزی به تدریس مطالعات اسلامی می‌پرداخته، در ادامه مهمترین شاخص اندیشه‌های محمد اقبال لاهوری را تأکید او بر خودباوری خواند و گفت: اقبال معتقد است که اگر انسان به خودش باور نداشته باشد، نمی‌تواند به سوژه مدرن بدل شود و همواره به صورت ابژه باقی می‌ماند. درحالی‌که در اصول دینی ما نیز بر بازگشت به خود تأکید شده است. او در کتاب "اسرار خودی"، به این موضوع با توجه به دو بحث انسان به عنوان خلیفه خدا در زمین و تخلق انسان به خلق خدا تأکید می‌کند. دکتر کاظمی سپس با تأکید بر اینکه از نگاه اقبال، با ختم نبوت عقل جانشین وحی می شود، به معرفی اندیشه‌های محمود طه، نواندیش سودانی پرداخت و گفت: محمود طه با رساله "رساله الثانویه"، که غوغایی در جهان عرب به پا کرد، کوشید نشان دهد که در اسلام عقیده به مساوات و عدالت طبی اصل است و انسانها، زن و مرد در پیشگاه خدا یکسانند. وی با اشاره به روش تفسیر طه از آیات مکی و مدنی قرآن، به تأثیر او بر دیگر نواندیش مسلمان، عبدالحمید ابوسلیمان اشاره کرد و گفت: ابوسلیمان که مدتها رئیس دانشگاه بین المللی مالزی بوده، همچون نقیب العطاس بحث اسلامی کردن علوم را دنبال می‌کرده و با تأکید بر اصول ضرورت و تلفیق، بر اهمیت نواندیشی در اصول فقهی اسلامی صحه می‌گذارد. دکتر کاظمی به تأثیر اندیشه‌های ابواسحاق شاطبی بر تفکر ابوسلیمان تأکید کرد و گفت: شاطبی انسان بسیار متدینی بوده که در دو کتاب "مقاصد الشریفه" و "الموافقات" کوشیده با تفاسیر قشری از کتاب و سنت مخالفت کند. ابوسلیمان با تأکید بر اصل تلفیق معتقد است که بحران فکری مسلمانان در عصر جدید تحجر و ناتوانی از تلفیق با شرایط جدید است. او به‌خصوص در روابط بین‌الملل به فقه شافعی نقد دارد و از تفاسیر جنگ‌طلبانه پرهیز دارد. دکتر کاظمی در ادامه به اندیشه‌های طه جابر الفیاض العوانی، متفکر عراقی پرداخت و گفت: عوانی که دانش آموخته الازهر است، معتقد است که اصول فقه مهمترین منبع برای فهم منابع اسلامی هستند، اما برای فهم درست از آن باید سه کار صورت بگیرد: نخست درک درست سنت، دوم تشکیل شورای علما که متاسفانه صورت نگرفته است و سوم فهم مقاصد شریعت در بستر آنها. دکتر کاظمی بخش پایانی سخن خود را به معرفی اجمالی اندیشه‌های نصر حامد ابوزید، متفکر مصری مقیم هلند اختصاص داد و عنصر محوری در اندیشه او را وارد کردن هرمنوتیک به تفسیر متون و نصوص دینی خواند و گفت: ابوزید معتقد است که تمدن اسلامی، تمدن متن است، بر خلاف تمدن یونانی که تمدن عقل است و این را از سیره امام علی(ع) نیز می‌توان استنباط کرد. وی گفت: ابوزید همچون پیتر نورث راس، معتقد است که فهم یک متن با خواندنش شروع نمی‌شود بلکه پیشتر با گفتگویی آغاز می‌شود که آن متن با فرهنگی که ادراک خواننده را تشکیل می‌دهد، شروع می‌شود. وی بر این اساس معتقد است که سه عامل باعث بدفهمی ما از دیالوگ نص با خودمان می‌شوند: نخست اشتباه گرفتن دلالت لغوی با دلالت شرعی، دوم تفسیر نادرست آیات مدنی و مکی که به نظریه اشاعره در مورد لوح محفوظ منجر شده است و سوم آشفته شدن بستر محتوایی آیات. دکتر کاظمی در پایان گفت: از نظر ابوزید، منطوق آیات قرآن بسته به ثابت است، اما مفهوم آنها قابل فهم در هر عصری است و با این حساب مسلمانان همیشه در تاریخ بسته به ضرورت، مناسبت، مقاصد و اولویت ها به اجتهاد در نص و تعویق بعضی از نصوص می‌پرداخته‌اند.
Powered by TayaCMS