دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

نقل 80 حدیث مُسلّم از ائمه اطهار(ع)

حجت‌الاسلام ناصر رفیعی نکات و مصادیق برجسته‌ای از بُعد ولایتمداری و جایگاه علمی حضرت عبدالعظیم الحسنی(ع)بیان کرده است که در ذیل می‌آید.
نقل 80 حدیث مُسلّم از ائمه اطهار(ع)
نقل 80 حدیث مُسلّم از ائمه اطهار(ع)

حجت‌الاسلام ناصر رفیعی نکات و مصادیق برجسته‌ای از بُعد ولایتمداری و جایگاه علمی حضرت عبدالعظیم الحسنی(ع)بیان کرده است که در ذیل می‌آید.

حضرت عبدالعظیم الحسنی(ع) مرضی خداست، دین حضرت مورد تأیید امام هادی(ع) بود و امام هیچگاه او را به اسم خطاب نمی‌کردند بلکه ایشان را «یا ابالقاسم!» می‌خواندند. ویژگی ثابت قدم بودن شخصیت حضرت عبدالعظیم(ع) ایشان را شاخص و ممتاز کرده است؛ امام هادی(ع) به وی فرمودند: «خدا تو را ثابت قدم نگه دارد.»

حضرت در زمانی زندگی می‌کرد که موج فرقه‌ها، گروه‌ها و جریان‌های فکری فراوان شده است. افرادی از خاندان اهل بیت(ع) و حتی از نوادگان امام حسن مجتبی(ع) و حتی بعضاً از اصحاب و نزدیکان اهل بیت(ع) از مسیر اهل بیت(ع)، خارج شدند، در چنین شرایطی حضرت عبدالعظیم(ع) تسلیم، مطیع و پیرو محض ائمه اطهار(ع) بودند.

در چنین بحرانی، حفظ دین و تسلیم محض بودن سخت است، ولی عبدالعظیم الحسنی(ع) به محضر امام هادی(ع) وامام جواد(ع) رسیدند و در حضور ایشان اعلام ولایت، دوستی، محبت و اطاعت از ائمه(ع) کردند. حضرت عبدالعظیم الحسنی(ع) حدود 80 حدیث مسلم از ائمه اطهار(ع) نقل کرده است که این ذخیره بسیار با ارزشی است، شخصی به نام حماد رازی از اهالی ری می‌گوید: رفتم خدمت امام هادی(ع)، عرض کردم: آقا! گاهی برای ما مشکلات و سؤال‌هایی پیش می‌آید و دسترسی به شما مشکل است، چه کنیم؟ فرمودند: عبدالعظیم الحسنی پیش شماست، از او سؤال کنید و ایشان مرا به عبدالعظیم الحسنی ارجاع دادند؛ این نشان‌دهنده قطب علمی بودن سیدکریم و این نواده بزرگ امام حسن مجتبی(ع) است.

یکی از ویژگی‌های این شخصیت بزرگوار و محدث بزرگ و عالی مقام عبادت و بندگی اوست، بر اساس آثاری که در مورد ایشان به رشته تحریر درآمده است می‌توان دریافت مدت زمانی که ایشان در ری بود، روزها را روزه و شب‌ها را با عبادت و نماز سپری می‌کرد و ایامی که در عراق بود، در کنار امام هادی(ع) و امام جواد(ع) همواره مانند جدش امام مجتبی(ع)، در حال ذکر و نماز و دعا و عبادت بود. از همین جا درس بگیریم که ما هم عبد خدا شویم تا پیش خدا مقام داشته باشیم. نسبت داشتن با امام مهم است، اما مهم‌تر از آن این است که انسان در عمل پیرو ائمه(ع) و عبد و مطیع خدا باشد.

دومین ویژگی حضرت عبدالعظیم الحسنی(ع) بخشندگی ایشان است، آن بزرگوار مانند جدشان، اموال شان را با مردم و فقرا تقسیم می‌کردند. این سید عالی مقام مانند جدشان سَخی بودند و مستمند و فقیر را بر نمی‌گردانند. ویژگی سوم این شخصیت بزرگوار و عظیم‌الشأن ادب بود؛ یک روز به مجلس امام هادی(ع) آمدند، همیشه امام ایشان را کنار خود جای می‌دادند. عده‌ای گفتند: چرا امام هادی(ع) او را بر ما مقدم دارد؟ چرا امام هادی(ع) او را آنقدر احترام می‌کند؟ متأسفانه بعضی‌ها حسادت دارند و نمی‌توانند تحلیل کنند. قضایا را امام هادی(ع) شنیدند. روز دیگر تا عبدالعظیم الحسنی(ع) وارد مجلس شد، امام هادی(ع) فرمودند: همانجا جلوي درب بنشین! گفت: چشم! و همانجا نشست و «نه» نگفت! نگفت که من جایم همیشه بالا پیش امام هادی(ع) بوده. همانجا نشست و ادب و احترام کرد.

ولایت عبدالعظیم الحسنی(ع) نسبت به ائمه(ع) مهم‌تر از ولادت او از ائمه(ع) است؛ یک ولادت داریم و یک ولایت؛ بعضی‌ها ولادتشان از پیغمبر(ص) و ائمه(ع) هست اما ولایت ندارند، مانند پسر نوح(ع) که ولادتش از پیغمبر است، ولی ولایت به ایشان ندارد. قرآن می‌فرماید: «إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صَالِحٍ» «او در حقيقت از كسان تو نيست او [داراى] كردارى ناشايسته است» او ارتباطی با تو ندارد.

یکی از ویژگی‌های این سید بزرگوار جامعیت ایشان است؛ این شخصیت آنجا که لازم بود، عبادت می‌کرد، آنجا که لازم بود کتابت کرده و خطبه‌های امیرالمؤمنین(ع) را نوشتند و منتشر کردند. در جایی دیگر زندگی را رها و از عراق کوچ کرده به این منطقه می‌آیند.

آنجا که لازم است کسی نباید بفهمد که شیعه است، تقیه و دینش را حفظ می‌کند. عبادت یعنی هجرت، تقیه، کتابت. در حیطه سیاست با حاکمان زمان خودش درگیر می‌شود و این سفرها برای درگیری‌هایش است، از همه مهم‌تر ولایت و تسلیم بودن ایشان است، چیزی که ایشان را به این مقام رسانده، وقتی انسان به مجموعه توفیقات ائمه(ع) نگاه می‌کند، پی به مقام ایشان می‌برد و آنچه او را به این جایگاه رساند و زیارت وی را با زیارت امام حسین(ع) برابر کرد.

هجرت فرهنگی و سیاسی

ویژگی دیگر این شخصیت بزرگوار هجرت فرهنگی و سیاسی ایشان است، عبدالعظیم الحسنی(ع) از کاشانه و خانه اجدادی‌اش، هجرت فرهنگی و سیاسی کرد و به ری آمد برای اینکه دینش محفوظ بماند. حضرت عبدالعظیم(ع) دغدغه دینداری داشتند، اگر می‌خواهیم مانند عبدالعظیم الحسنی(ع) که ولی امام هادی(ع) شد، ولی امام زمان(عج) شویم، باید اطاعت از خداوند و نهراسیدن از سرزنش‌ها و رها نکردن مسیر را در دستور کار خود قرار دهیم.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

آیت الله سبحانی؛ جوانان برای حفظ اعتقادات خود به علمای اسلام رجوع کنند

آیت الله سبحانی؛ جوانان برای حفظ اعتقادات خود به علمای اسلام رجوع کنند

آیت الله جعفر سبحانی، دیروز در مسجد مقدس جمکران گفت: با جداشدن فرهنگ مهدویت و انتظار از تفکر دینی ما، چیزی از عقیده شیعی باقی نمی ماند.
رفع دغدغه‌های معاصر با بهره‌گیری از آموزه‌های دینی

رفع دغدغه‌های معاصر با بهره‌گیری از آموزه‌های دینی

جدا از تمرکز بسیاری از رسانه بر دیدار میان پادشاه عربستان و پاپ، گروه‌ها، جوامع و نهادهای دینی طی هفته ای که گذشت به بررسی سهم خود در بحران ایدز، زمینه های تازه همکاری، عرفان و رابطه علم و دین تمرکز کردند تا فصل تازه ای از دغدغه های معاصر خود را با بهره گیری از آموزه های دینی برطرف کنند .

پر بازدیدترین ها

قرآن و روزه از نگاه مهاتما گاندی

قرآن و روزه از نگاه مهاتما گاندی

" موهنداس کرمچند گاندهی " ، مشهور به " مهاتما گاندی " (1948-1869) رهبر بزرگ استقلال هند از یوغ استعمار انگلیس، از معدود رهبرانی بود که از روشهای معمول در مبارزات آزادیبخش استفاده نکرد، بلکه با سلاح عشق و ایمان و اهرم مبارزه منفی توانست به سلطه بی چون و چرای استعمار در کشورش پایان بخشد.
No image

اعمال شب نیمه‌ی شعبان

No image

حج اقساطی جایز نیست

No image

اساس نواندیشی دینی ترکیب تغییر و ثبات است

استاد مطالعات اسلامی دانشگاه مک گیل در نشستی که عصر امروز در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برگزار شد، گفت: مبنای جامعه‌شناختی نواندیشان دینی دو اصل تغییر و مداومت هستند. در قرآن و سنت نیز اصل تغییر بر مبنای مداومت و حفظ سنت مورد تأیید قرار گرفته‌اند. به گزارش خبرنگار مهر، عصر امروز در نشست "نگاهی به افکار فقهی و درون فقهی نواندیشان دینی معاصر" که در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برگزار شد، دکتر احمد کاظمی موسوی، استاد مطالعات اسلامی دانشگاه مک گیل، به اندیشه‌های پنج نواندیش دینی در عصر حاضر، محمد اقبال لاهوری، محمود طه، ابوسلیمان، طه جابر و نصر حامد ابوزید پرداخت. دکتر کاظمی سخن خود را با اشاره به مبنای جامعه‌شناختی نواندیشان دینی آغاز کرد و آن را دو اصل تغییر و مداومت خواند و گفت: در قرآن و سنت نیز اصل تغییر بر مبنای مداومت و حفظ سنت مورد تأیید قرار گرفته‌اند و این اندیشمندان برای جلوگیری از تغییرات ناگهانی و انقلاب در اندیشه‌ها به تفسیر و نواندیشی می‌پردازند. وی که سالها به عنوان استاد دانشگاه مالزی به تدریس مطالعات اسلامی می‌پرداخته، در ادامه مهمترین شاخص اندیشه‌های محمد اقبال لاهوری را تأکید او بر خودباوری خواند و گفت: اقبال معتقد است که اگر انسان به خودش باور نداشته باشد، نمی‌تواند به سوژه مدرن بدل شود و همواره به صورت ابژه باقی می‌ماند. درحالی‌که در اصول دینی ما نیز بر بازگشت به خود تأکید شده است. او در کتاب "اسرار خودی"، به این موضوع با توجه به دو بحث انسان به عنوان خلیفه خدا در زمین و تخلق انسان به خلق خدا تأکید می‌کند. دکتر کاظمی سپس با تأکید بر اینکه از نگاه اقبال، با ختم نبوت عقل جانشین وحی می شود، به معرفی اندیشه‌های محمود طه، نواندیش سودانی پرداخت و گفت: محمود طه با رساله "رساله الثانویه"، که غوغایی در جهان عرب به پا کرد، کوشید نشان دهد که در اسلام عقیده به مساوات و عدالت طبی اصل است و انسانها، زن و مرد در پیشگاه خدا یکسانند. وی با اشاره به روش تفسیر طه از آیات مکی و مدنی قرآن، به تأثیر او بر دیگر نواندیش مسلمان، عبدالحمید ابوسلیمان اشاره کرد و گفت: ابوسلیمان که مدتها رئیس دانشگاه بین المللی مالزی بوده، همچون نقیب العطاس بحث اسلامی کردن علوم را دنبال می‌کرده و با تأکید بر اصول ضرورت و تلفیق، بر اهمیت نواندیشی در اصول فقهی اسلامی صحه می‌گذارد. دکتر کاظمی به تأثیر اندیشه‌های ابواسحاق شاطبی بر تفکر ابوسلیمان تأکید کرد و گفت: شاطبی انسان بسیار متدینی بوده که در دو کتاب "مقاصد الشریفه" و "الموافقات" کوشیده با تفاسیر قشری از کتاب و سنت مخالفت کند. ابوسلیمان با تأکید بر اصل تلفیق معتقد است که بحران فکری مسلمانان در عصر جدید تحجر و ناتوانی از تلفیق با شرایط جدید است. او به‌خصوص در روابط بین‌الملل به فقه شافعی نقد دارد و از تفاسیر جنگ‌طلبانه پرهیز دارد. دکتر کاظمی در ادامه به اندیشه‌های طه جابر الفیاض العوانی، متفکر عراقی پرداخت و گفت: عوانی که دانش آموخته الازهر است، معتقد است که اصول فقه مهمترین منبع برای فهم منابع اسلامی هستند، اما برای فهم درست از آن باید سه کار صورت بگیرد: نخست درک درست سنت، دوم تشکیل شورای علما که متاسفانه صورت نگرفته است و سوم فهم مقاصد شریعت در بستر آنها. دکتر کاظمی بخش پایانی سخن خود را به معرفی اجمالی اندیشه‌های نصر حامد ابوزید، متفکر مصری مقیم هلند اختصاص داد و عنصر محوری در اندیشه او را وارد کردن هرمنوتیک به تفسیر متون و نصوص دینی خواند و گفت: ابوزید معتقد است که تمدن اسلامی، تمدن متن است، بر خلاف تمدن یونانی که تمدن عقل است و این را از سیره امام علی(ع) نیز می‌توان استنباط کرد. وی گفت: ابوزید همچون پیتر نورث راس، معتقد است که فهم یک متن با خواندنش شروع نمی‌شود بلکه پیشتر با گفتگویی آغاز می‌شود که آن متن با فرهنگی که ادراک خواننده را تشکیل می‌دهد، شروع می‌شود. وی بر این اساس معتقد است که سه عامل باعث بدفهمی ما از دیالوگ نص با خودمان می‌شوند: نخست اشتباه گرفتن دلالت لغوی با دلالت شرعی، دوم تفسیر نادرست آیات مدنی و مکی که به نظریه اشاعره در مورد لوح محفوظ منجر شده است و سوم آشفته شدن بستر محتوایی آیات. دکتر کاظمی در پایان گفت: از نظر ابوزید، منطوق آیات قرآن بسته به ثابت است، اما مفهوم آنها قابل فهم در هر عصری است و با این حساب مسلمانان همیشه در تاریخ بسته به ضرورت، مناسبت، مقاصد و اولویت ها به اجتهاد در نص و تعویق بعضی از نصوص می‌پرداخته‌اند.
Powered by TayaCMS