دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

آرامش با قناعت

No image
آرامش با قناعت

انسان‌ها معمولاً ثروت را در بيرون از وجود خويش مي‌جويند و آن را فقط با عنوان‌هاي مادي از جمله پول، خانه، زمين، طلا و نقره و مانند آنها مي‌شناسند. غافل از آنکه ثروت‌هاي اصلي، درون خودشان جاي داده شده است که با کشف و شکوفايي آنها مي‌توانند خود را به ثروتمند‌ترين انسان‌ها تبديل کنند. تا آنجا که همه ثروت‌هاي مادي در نظرشان ناچيز و اندک جلوه نمايد. از جمله آن ثروت‌هاي بي‌پايان، گنج قناعت است. قانع بودن به آنچه نصيب انسان شده است، به او آرامشي مي‌بخشد که به واسطه آن طعم شيرين خرسندي را مي‌چشد و در نتيجه، در خود احساس بي‌نيازي مي‌کند. کسي که اين روح بي‌نيازي در وجودش حاکم شده است، هرگز نه چشم طمع به مال مردم مي‌دوزد و نه گرفتار زياده?خواهي مي‌شود که به سبب آن خود را به درد و رنج گرفتار سازد و نه آنکه در صورت مشاهده فردي ثروتمندتر از خويش، در خود احساس حقارت مي‌کند. به راستي، کدام ثروت مادي مي‌تواند تا اين اندازه بر آدمي اثر مثبت به جا بگذارد؟ افزون بر اين، قناعت، آدمي را بلند همت و آزاد انديش بار مي‌آورد. امام علي(ع) در مورد ارزش والاي قناعت مي‌فرمايد: «القناعَهُ مالٌ لايَنفَدْ؛ قناعت، ثروتي بي‌پايان است». گفتني است منظور از اصل شادکامي که قناعت است، اين نيست که بشر دست بر دست خود نهد و از هر گونه فعاليت و تکاپو باز ايستد، بلکه منظور از اصل شادکامي، شناخت حدود استعدادها و امکانات خود و قناعت به ظرفيت و توانايي‌هاي خويشتن است. يعني آنکه شخص، پاي توقع از حد توانايي خويش فراتر ننهد. بي‌جا و بي‌حساب نخواهد و بيهوده رنج پر زيان خواسته‌هاي غير ممکن و واهي خويش را نبرد. مال و تلاش براي تحصيل آن به خودي خود مذموم و يا ممدوح نيست، بلکه نحوه بهره برداري از مال و راه کسب آن قابل نکوهش يا ستودن است. از لحاظ اخلاقي روشن است که صرف مال در مسير عمل صالح و جلب رضايت پروردگار، ستوده است و کسب مال بدون ابتلا به حرص و آزمندي، ارزش اخلاقي مثبت دارد. حکم اخلاقي مربوط به بهره‌برداري کسب و گردآوري مالي نيز همين است ولي از لحاظ تربيتي اين پرسش باقي است که آيا انسان‌ها نوعاً در برابر خطرات مال اندوزي مقاوم هستند؟ آيا انسان‌ها نوعاً مي‌توانند در عين کوشش براي کسب ثروت بيشتر از تعلق قلبي به آن بپرهيزند؟ آيا انسان‌هاي ثروتمند مي‌توانند به راحتي اموال خود را انفاق کنند و يا به آساني از آنها جدا شوند، به مرگ انديشه کنند و از فراق مال خود اندوهگين نشوند؟ با مشاهده احوال بسياري از مردم، پاسخ اين سؤالات منفي خواهد بود. تجارب، گواه آن است که مال و مال اندوزي، راهزن طريق کمال است و انسان‌هايي که حق مال خود را ادا کنند و شکر آن را به جا آورند اندک هستند. گويا ائمه اطهار (ع) نيز به سبب اين ويژگي نوعي انسان‌ها، آنان را از گرايش به مال پرهيز داده و به ميانه روي و قناعت توصيه فرموده اند. از پيامبر اکرم (ص) روايت شده است: «منهومان لا يشبعان؛ منهوم العلم و منهوم المال» «دو آزمند هرگز سير نمي‌شوند؛ حريص در علم و حريص در مال» (المحجه البيضاء). و نيز حرص آدمي به جمع مال، پايان ناپذير است، چنان‌که اگر آدميزاد سرزميني از طلا داشته باشد خوش دارد سرزمين دومي نيز داشته باشد و اگر دومي را به او دهند، سرزمين سوم را خواهد و شکم آدمي را جز خاک پر نمي‌کند. انسان حريص تا هنگامي که به خاک سپرده مي‌شود در آرزوي جمع مال است.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
Powered by TayaCMS