دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

احکام دادگاه ها

No image
احکام دادگاه ها

كلمات كليدي : اعمال قضايي، احكام دادگاه، تصميمات قضايي، اعتبار امر قضاوت شده، امور ترافعي، دادنامه

نویسنده : هادي سپهر منصوري

درروند رسیدگی به پرونده‌ها، دادگاه‌ها یک سری اعمال و تصمیماتی را انجام می‌دهند. عمده تصمیمات و اعمال دادگاه‌ها را احکام تشکیل می‌دهند. دادگاه‌ها اعمال و تصمیماتی را که انجام می‌دهند یا مربوط به امور ترافعی است و یا غیر ترافعی. تمیز احکام ترافعی از احکام غیر ترافعی آسان نیست و حتی در مورد ضوابط این تمایز نیز اختلاف است. بارزترین موارد امور غیر ترافعی، امور حسبی است. امور حسبی طبق مفاد ماده 1 قانون امور حسبی مصوب 1319، به اموری گفته می‌شود که دادگاه‌ها مکلفند نسبت به آن امور اقدام نمایند بدون اینکه رسیدگی به آن متوقف بر وقوع اختلاف و منازعه باشد.[1] دادگاه‌ها اعمال دیگری را نیز انجام می‌دهند که در آن دادگاه‌ها اختلافی را حل نمی‌کند و بیشتر برای تسهیل امور قضایی دستورهایی را صادر می‌کنند. به این اعمال تصمیمات اداری گفته می‌شود. این تصمیمات، تصمیماتی است که دادگاه در جریان رسیدگی به دعوی اتخاذ می‌کند.[2] مانند دستور ثبت پرونده، تنظیم جلسات، ارجاع پرونده‌ها و امور مربوط به انتظامات دادگاه‌ها. تصمیمات اداری قابل تفویض به مدیر دفتر است و انصراف از آن ساده و بلا اشکال می‌باشد و در ماهیت دعوی بدون تأثیراست. رای دادگاه در معنای وسیع خود تصمیم دادگاه است که در امورترافعی یا امور حسبی و یا امور اداری اتخاذ می‌شود. اما در معنای اخص خود، تصمیم دادگاه درامور ترافعی است که یا حکم محسوب می‌شود یا قرار. معیار تمیز حکم از قرار، در خود قانون آیین دادرسی مدنی در ماده 299این قانون بیان شده است. برای حکم چهار عنصر بیان شده است[3] که اگر تصمیم و عمل دادگاه حاوی این چهارعنصرباشد، حکم خوانده می‌شود:

ا- در امور ترافعی صادر شده باشد.

2- ازدادگاه صادرشده باشد.

3- راجع به ماهیت دعوا باشد.

4- قاطع دعوا باشد.

در صورتی که رای دادگاه در مورد ماهیت دعوی و یا قاطع دعوی نباشد قرار محسوب می‌شود. دادگاه پس از اعلام ختم دادرسی اگر بتواند در همان جلسه انشاء رأی می‌کند و به اصحاب دعوی هم اعلام می‌کند. در غیر این صورت ظرف یک هفته رأی را انشاء خواهد کرد. رأی دادگاه باید به صورت انشای لفظی، نوشته شده و به امضای دادرس یا دادرسان برسد. احکم دادگاه‌ها باید تنها نسبت به دعوی مطروحه و به طور خاص صادر شوند و دادگاه‌ها نمی‌توانند به صورت عام و کلی رأی صادر کنند. در رأی دادگاه باید تاریخ صدور، مشخصات اصحاب دعوی یا وکیل و یا نماینده قانونی آنها با قید اقامتگاه، موضوع دعوا، درخواست طرفین، جهات، دلایل، مستندات، اصول و مواد قانونی که رأی بر اساس آن صادر شده است و مشخصات و سمت دادرس یا دادرسان آورده شود. طبق مواد 296 و 267 رأی دادگاه ظرف پنج روز از تاریخ صدور پاک نویس شده و به صورت دادنامه تنظیم و به امضای دادرس یا دادرسان صادر کننده رأی برسد. پس از تنظیم دادنامه، حسب مورد باید به اصحاب دعوی، وکلا و یا نماینده قانونی آنها ابلاغ شود؛ چرا که هیچ حکم یا قراری را نمی‌توان اجرا نمود مگر اینکه به صورت حضوری و یا به صورت دادنامه یا رونوشت گواهی شده آن، به طرفین یا وکیل آنها ابلاغ شده باشد.

آثار احکام دادگاه‌ها

پس از صادرشدن حکم توسط دادگاه، قطعا حکم صادر شده آثاری را نیز در پی خواهد داشت. احکام دادگاه‌ها آثار نسبی دارند و فقط نسبت به محکوم علیه و قایم مقام او قابل اجرا است. البته حکم دادگاه به غیر از این اشخاص نیز قابل استناد است و حتی ممکن است در برخی موارد علیه شخص ثالث نیز اجراشود.[4] در خصوص آثار احکام دادگاه‌ها در کتب حقوقی مواردی را بیان کرده اند که ما در اینجا به طور اختصار آنها را بیان خواهیم کرد.

1. لازم الاجرا بودن؛

حکم دادگاه دارای قدرت اجرایی است و به حق موضوع دعوی، قدرت اجرایی می‌دهد. محکوم له می‌تواند در مقام وصول حق از طریق قدرت عمومی اقدام نماید. اجرا در معنای قانونی و قضایی عبارت است از اعمال قدرت عمومی برای تحمیل مفاد حکم مراجع قضایی به محکوم علیه. برای استفاده از قدرت عمومی در اجراها عناصری لازم است که عبارتند از:

1- دخالت قوه قهریه عمومی.

2- وجود حکم یا سند لازم الاجرا.

3- عدم اجرای مفاد حکم از جانب محکوم علیه.

2. قدرت اثباتی؛

حکم دادگاه چون نزد مأمور رسمی و در حدود صلاحیت آنها بر طبق مقررات قانون تنظیم شده است، سند رسمی شمرده می‌شود. لذا دارای آثار سند رسمی نیز خواهد بود که اولا می‌تواند در دعاوی مورد استناد واقع شود و ثانیا اثبات خلاف آن جز با طرح و اثبات ادعای جعل ممکن نخواهد بود.

3. فراغ دادرس؛

وقتی قاضی حکم را صادر می‌کند با صدورحکم، قاضی دیگر نمی‌تواند رأی خود را حتی با رضایت اصحاب دعوی تغییردهد. ازاین قاعده به عنوان فراغ دادرس یاد می‌شود. مفاد این قاعده در قانون آیین دارسی سابق در ماده 155 آمده بود که دادگاه پس ازامضای رأی، حق تغییرآن را ندارد. طبق ماده 8 قانون جدید آیین دادرسی مدنی هیچ مقام یا سازمانی حق تغییر حکم دادگاه را ندارد مگر طبق شرایط و مواردی که قانون معین کرده است. این ماده دلالت برقاعده فراغ دادرس دارد. با اینکه حکم دادگاه قابل تغییرنیست اما استثناءا دادگاه پس ازصدورحکم یا قرارقاطع می‌تواند تحت شرایطی آن را تصحیح و یا در صورت اجمال و ابهام آن را تفسیرکند. همچنین ممکن است در پی اعتراض محکوم علیه غایب یا شخص ثالث و یا اعاده دادرسی، مجددا قاضی را اشتغال به رسیدگی کند.

4. اعتبار امرقضاوت شده

طبق بند 6 ماده 84 قانون آیین دادرسی مدنی اقامه دوباره دعوا پس از صدورحکم و قطعیت آن ممنوع می‌باشد. به این معنا که رسیدگی به دعوایی که در سابق اقامه گردیده و منتهی به صدورحکم شده است اعم ازاینکه قابل تجدید نظر باشد یا نه، طرح دوباره‌ی آن در مرحله نخستین ممنوع می‌باشد. اعتبارامرقضاوت شده اختصاص به احکام امورترافعی است و تصمیماتی که دادگاه‌ها در امورحسبی می‌گیرند ازاعتبارامرقضاوت شده برخوردارنیست. [5] اعتبار امر قضاوت شده به خاطر اماره قانونی بودن است. [6] به این معنی که قانون حکم دادرس را دلیل به صحت مفاد آن می‌داند و تجدیدنظر در مورد حکم صادر شده، ممنوع می‌باشد. برای این که احکام دادگاه دارای اعتبارامر قضاوت شده باشند تا مجددا قابل رسیدگی نباشند، لازم است شرایط اعتبارامرقضاوت شده را داشته باشند:

1- وحدت اصحاب دو دعوا.

2- وحدت موضوع دو دعوا.

3- وحدت سبب دو دعوا.

اما نفس حکم برای اینکه از اعتبارامرقضاوت شده برخوردارباشد باید شرایط ذیل را داشته باشد:

1- حکم باید از امورترافعی باشد.

امورغیرترافعی، مانند امور حسبی از این امتیازبرخوردارنیستند. لذا دادگاه‌ها در امورحسبی متوجه اشتباه یا خطای خود بشوند، می‌توانند ازآن عدول کنند و آن را تغییر دهند. [7]ماده 40قانون امور حسبی نیز این نکته را بیان کرده است.

2- حکم باید قطعی باشد (شامل قرارهای موقتی و مقدماتی نمی شود).

3- اعتبار امر قضاوت شده فقط شامل مفاد رأی می‌شود و اسباب و دلایل موجه حکم، از این اعتبار برخوردار نیستند.

5. قابلیت شکایت؛

از آثار مهم دیگر احکام دادگاه‌ها این است که می‌توانند در معرض شکایت قرار گیرند. اگرچه سابقا گفته شد که احکام دادگاه قابل تغیرنیستند اما مطابق قانون پس از صدورحکم در مواردی امکان شکایت از حکم صادره وجود دارد. قانون پنج طریق را برای شکایت ازاحکام دادگاه‌ها بیان کرده است:واخواهی، تجدیدنظر، فرجام، اعاده دادرسی و اعتراض ثالث.

6. غیر قابل ابطال بودن؛

احکام دادگاه‌ها فقط قابل شکایت هستند. امکان بطلان حکم دادگاه وجود ندارد. اگرکسی از حکم دادگاه متضررشده باشد؛ تنها راه او اقدام به شکایت است. امکان طرح دعوای بطلان حکم دادگاه، وجود ندارد. هیچ دعوای درمرحله نخستین تحت عنوان بطلان و یا اعلام یطلان رأی، شنیده نمی‌شود. با این که حکم دادگاه سند رسمی شمرده می‌شود و امکان طرح بطلان سند رسمی علی‌القاعده وجود دارد، اما دعوی بطلان احکام دادگاه‌ها به هیچ وجه قابل طرح نیست و تنها راه بطلان حکم دادگاه همان شکایت از احکام دادگاه‌ها است.

7. عدم جریان مرورزمان

وقتی نسبت به یک موضوع رأی صادر شد ازتاریخ صدورحکم نسبت به آن موضوع مرورزمان متوقف می‌شود. محکوم له می‌تواند همیشه تقاضای صدوراجراییه نماید. چون احکام مشمول مرورزمان نمی‌شوند. [8]

مقاله

جایگاه در درختواره حقوق خصوصی - آیین دادرسی مدنی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایتʅ)

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت(5)

عبادت بدون بینش آنان برخی را به اشتباه می انداخت و خطر اشاعه ی این مرض مسری در جامعه بود. امام علی(علیه السلام) به این خطر بیم می داد، آن حضرت(علیه السلام) شنید که مردی از خوارج شب بیدار است و به دعا و تلاوت قرآن مشغول است؛ امام فرمودند:« به یقین خفتن به که با دودلی نمازگزاردن» (نهج البلاغه، حکمت97).
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نهج البلاغه بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت ʂ)

نهج البلاغه بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت (2)

هر یک از این دو امتیاز به تنهایی کافی است که به کلمات علی (ع) ارزش فراوان بدهد، ولی توأم شدن این دو با یکدیگر، یعنی این که سخنی در مسیرها و میدان های مختلف و احیاناً متضاد رفته و در عین حال کمال فصاحت و بلاغت را در همه ی آنها حفظ کرده باشد، سخن علی(ع) را قریب به حد اعجاز قرار داده است و به همین جهت سخن علی (ع) در حد وسط کلام مخلوق و کلام خالق قرار گرفته است
نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایتʄ)

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت(4)

هان ای فیلسوفان و حکمت آموزان، بیایید و در جملات خطبه ی اول این کتاب به تحقیق بنشینند و افکار بلند پایه ی خود را به کار گیرند و با کمک اصحاب معرفت و ارباب عرفان این یک جمله کوتاه را به تفسیر بپردازند و بخواهند به حق وجدان خود را برای درک واقعی آن ارضا کنند به شرط آن که بیاناتی که در این میدان تاخت و تار شده است آنان را فریب ندهد.
نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت ʁ)

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت (1)

نهج البلاغه، مشهورترین و ماندگارترین اثر سید رضی(قدس سره) است، که آن را در سال 400 هجری قمری، شش سال پیش از وفات خود با استفاده از دانش وسیع و ذوق سرشار و گزینش نیکوی ادبی، از میان خطبه ها، نامه ها، وصیت نامه ها و کلمات کوتاه حکمت آمیز امیرالمؤمنین(علیه السلام) گردآوری نموده است.
Powered by TayaCMS