دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

از فضایل سالار شهیدان

No image
از فضایل سالار شهیدان

از فضايل سالار شهيدان

زهرا نقوی

حضرت حسین (ع) تربیت یافته و پرورش یافته مکتب نبوی بود. پیغمبر اسلام می‌خواست نسل او و امامت از ذریه حسین(ع) باقی بماند و حسین(ع) در بقای تعلیمات عالیه اسلام نقش مهمی را ایفا نماید و لذا هر چه از امور اسرار عالم غیب در دل بزرگوارش جا گرفته بود یک جا به روان کودک خود آموخت و او را چنان پرورش داد که طراوت خردسالی و تازگی ولادت را با پیکر سالخوردگی و حقیقت معنوی به هم آمیخت. آنچه دست قدرت الهی در صفحه پاکدل حبیبش نگارش داده بود، پیغمبر اکرم(ص) در مقابل لوح خاطر حسین قرار داد و منعکس ساخت. نگارش خاطر پهناور دل او دوستی و ایمان به معنی حقیقی بود که از گهواره پرورشگاه پیغمبر یک آرامشی مشحون به جوش و خروش معنوی در حسین(ع) ایجاد کرد و اثر این تعلیم آن بود که زنگ کدورات گمراهی را از قلوب مردم بزداید.

حضرت امام حسین(ع) بر پای رسول خدا(ص) جای داشت، پیغمبر(ص) او را می‌بوسید و می‌فرمود: تو سید پسر سید و پدر ساداتی و امام پسر امام و پدر امامانی و حجت پسر حجت و پدر حجت‌های خدایی. از صلب تو نه تن امام پدید آیند و نهم ایشان قائم آل محمد(ع) است. ‌شخصیت امام حسین(ع) روی صفات فاضله بود که در تمام عمر در ایشان دیده می‌شد. او مهمان را گرامی می‌داشت. سائل را محروم نمی‌کرد، صله ارحام می‌نمود، پشتیبان ضعفا و دوست ایتام بود، با فقرا مجالست و معاشرت داشت و آنها را گرامی می‌داشت.

روایت شده که روزی امام حسین (ع) به جمعی از مساکین گذشت که عباهای خود را افکنده بودند و نان خشکی در پیش داشتند و می‌خوردند، چون حضرت را دیدند او را دعوت کردند، حضرت از اسب خویش فرود آمد و فرمود: خداوند متکبران را دوست نمی‌دارد و نزد ایشان نشست و با ایشان تناول فرمود، پس به ایشان فرمود: چون من دعوت شما را اجابت کردم، شما نیز اجابت من کنید، سپس ایشان را به خانه برد و به جاریه خویش فرمود که هر چه برای مهمانان عزیز ذخیره کرده ای حاضر ساز و ایشان را ضیافت کرد و انعامات و نوازش کرده و روانه فرمود. همچنین روایت شده که چون امام حسین (ع) شهید شد بر پشت بدن مبارک آن حضرت پینه ها دیدند، از حضرت امام سجاد پرسیدند که این چه اثر است. فرمود: از بس که انبان‌های طعام و دیگر چیزها بر پشت مبارک کشید و به خانه زن‌های بیوه و فقرا برد، این پینه ها پدید گشت.

در احادیث معتبره از طرق خاصه و عامه روایت شده است که بسیار بود که حضرت فاطمه(س) در خواب بود و حضرت حسین در گهواره می‌گریست و جبرئیل گهواره آن حضرت را می‌جنبانید و با او سخن می‌گفت و او را ساکت می‌گردانید، چون فاطمه(س) بیدار می‌شد می‌دید که گهواره حسین(ع) می‌جنبد و کسی با او سخن می‌گوید و لکن شخصی نمایان نیست.

چون از حضرت پیغمبر (ص) می‌پرسید می‌فرمود او جبرئیل است.از حضرت امام حسین احادیث و سخنان ارزنده ای باقیمانده است: «ایاک و ظلم من لایجد علیک ناصراً الّا الله» از ستم کردن بر آن کس که جز خدا کسی را ندارد دوری کن. «دراسه العلم لقاح المعرفه» گفتگوی علمی نطفه ازدیاد فهم است. «مجالسه اهل الفسق ریبهٌ» همنشینی با افراد فاسق و لاابالی موجب بدگمانی است. «انّ النّاس عبید الدّنیا، والدّین لعقٌ علی السنتهم، بحوطونه مادرّت معائشیهم فاذا محصّوا بالبلاء قلّ الدّیانون.» مردم بندگان دنیایند و دینداریشان فقط زبانی است تا آنجا با دین همراهند و بر گرد آن می‌چرخند که زندگی مادی آنها را تامین کند و چون گرفتار آزمایش شدند (معلوم می‌شود) که دیندار کم است. «من جاد ساد، و من بخل رذل» کسی که بخشنده باشد بزرگ شود و هر که بخیل و تنگ نظر باشد خوار شود.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
Powered by TayaCMS