دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

استوارنامه

No image
استوارنامه

استوارنامه، اعتبارنامه، سفير، رئيس كشور، وزارت امورخارجه، ماموريت ديپلماتيك، آكرديته، علوم سياسي

نویسنده : فاطمه احمدي نژاد

استوارنامه، که در گذشته به آن اصطلاحا اعتبارنامه می‌گفتند، در عرف دیپلماتیک، به حکمی گفته می‌شود که از طرف روئسای کشورها به سفرا و ماموران سیاسی داده می‌شود و نمایان‌گر اعتبار آنها نزد روئسای کشورهای پذیرنده است.[1] به بیانی دیگر، استوارنامه، هویت نماینده‌ی دیپلماتیک را گواهی می‌کند، اعتماد به شایستگی او را اعلام می‌دارد، نکات عمده‌ی ماموریت و میزان اختیارات او را مشخص می‌کند، و درخواست می‌کند که فعالیت‌های او که از جانب کشور مطبوع‌اش انجام می‌شود، مورد اعتماد و حمایت کامل قرار گیرد.[2]

در این‌باره که چه شخص یا ارگانی در یک کشور آزاد، دارای قدرت قانونی اعمال حق اعزام یا قبول سفیر می‌باشد، معمولا روش هماهنگ و یکنواختی وجود ندارد و عموما قانون اساسی کشورها، تکلیف این قضیه را روشن می‌کند. به‌طور مثال در ایران، به موجب اصل 128 قانون اساسی 1358ش جمهوری اسلامی، رئیس‌جمهور استوارنامه‌ی سفیران را امضاء می‌کند و استوارنامه‌ی سفیران کشورهای دیگر را می‌پذیرد. در برخی از کشورهای سلطنتی، این حق به پادشاه یا سلطان یا حاکم واگذار شده و در برخی از کشورها نیز، رئیس دولت یا رئیس‌جمهور، همراه با قوه مقننه، مشترکا از این حق استفاده می‌کنند.[3]

استوارنامه‌های کمیسر‌های عالی، بین کشورهایی که سفرایی با این عنوان بین خود مبادله می‌کنند، به امضاء نخست‌وزیران می‌رسد. دلیل این امر، این است که رئیس کشور، بین این دول، مشترک است و بنابر‌این، نمی‌تواند خطاب به خود استوارنامه صادر کند.[4]

تشریفات تسلیم استوارنامه

تسلیم استوارنامه، شرایط و تشریفاتی دارد. سفیر تازه وارد، پس از ورود در اولین روز کاری خود، باید با تشریفات وزارت خارجه‌ی محل تماس گرفته و ضمن ملاقات با مدیر‌کل تشریفات و ارائه‌ی رونوشت استوارنامه‌ی خود و متن نطقی که در ‌حضور رئیس کشور ایراد خواهد کرد، برای دیدار با وزیر امورخارجه، تقاضای وقت ملاقات نماید. متعاقبا، اداره‌ی تشریفات، پس از بررسی صحت استوارنامه از لحاظ فرم و محتویات، در صورت حضور وزیر خارجه، معمولا در فرصت کوتاهی، نسبت به تنظیم وقت ملاقات، اقدام و طی آن، سفیر جدید رونوشت استوارنامه‌ی خود و نامه‌ی فراخواندگی سفیر قبلی را به وزیر خارجه تسلیم می‌نماید. بدیهی است تاخیر در تعیین تاریخ تقدیم استوارنامه، بدون دلیل موجه،[5] مانند غیبت یا بیماری رئیس کشور، دال بر عدم توجه یا حمل بر نقصان دوستی و صمیمیت کافی در مقابل دولت متبوع نماینده و یا در‌ قبال شخص نماینده می‌گردد.[6] شایان ذکر است که خود سفیر نیز می‌بایست ترتیباتی را اتخاذ کند که تاریخ ورودش به کشور پذیرنده، مصادف با تعطیلات طولانی یا غیبت طولانی رئیس کشور پذیرنده نباشد.

در بعضی کشورها، به جای ملاقات با وزیر خارجه، رونوشت استوارنامه، همراه با نامه‌ایی به وزارت خارجه ارسال می‌گردد. دلیل این امر این است که سفیر جدید، تا استوارنامه‌ی خود را تسلیم نکرده، سفیر به شمار نمی‌آید. در این مورد، وزیر خارجه طی نامه‌ایی تاریخ مراسم تسلیم استوارنامه را به سفیر آینده اطلاع می‌دهد.

البته روال عمومی بر این است که سفیر جدید به محض ورود به کشور پذیرنده، از امتیازات سمت خود برخوردار می‌شود ولی در فاصله‌ی زمانی ورود به کشور محل ماموریت تا هنگام تسلیم استوارنامه به رئیس کشور، هیچ ملاقات رسمی نمی‌تواند داشته باشد، فقط می‌تواند نامه‌ها و تلگرام‌هایی به نام خود به وزارت امورخارجه کشور متبوع خویش ارسال دارد، ولی در کشور پذیرنده، حق امضاء نامه‌هایی را به مقامات رسمی و مراجع، به‌عنوان سفیر ندارد و نمی‌تواند در هیچ ‌یک از مراسم رسمی با سمت سفیر شرکت کند و یا مذاکراتی به نام کشور فرستنده انجام دهد.[7] شروع فعالیت او، از تاریخ تسلیم استوارنامه خواهد بود.[8] استوارنامه، در دو نسخه (اصل و رونوشت) تهیه می‌گردد که نسخه‌ی رونوشت را شخص نماینده به هنگام اولین ملاقات با وزیر امورخارجه، به او می‌دهد و نسخه‌ی اصلی را که در پاکت ممهور است، شخصا به رئیس کشور پذیرنده، تقدیم می‌کند و این کار با تشریفات خاصی همراه است.

هنگام تسلیم استوارنامه، سفیر نطقی تشریفاتی را ایراد می‌کند. متن نطق، معمولا از قبل همراه با رونوشت استوارنامه به وزارت خارجه تسلیم می‌شود تا رئیس کشور، قبلا از متن آن مستحضر باشد و در‌ صورت لزوم، پاسخ مناسب تهیه گردد. در بعضی کشورها، جزئیات مراسم و تشریفات تسلیم استوارنامه، قبلا به زبان فرانسوی یا انگلیسی فراهم شده و در اختیار سفیر جدید گذاشته می‌شود. متن خطابه معمولا فرمول‌وار است و فقط جنبه‌ی تعاریف را داشته و ذکر هر موضوعی که احتمالا مورد اختلاف دو دولت باشد، کاملا خلاف ادب تلقی می‌شود. متن سند استوارنامه نیز که عبارت از نامه‌ایی است که به امضاء رئیس کشور فرستنده، به رئیس کشور پذیرنده، نوشته شده است، معمولا اظهار مراتب دوستی و مودت و تمایل به تحکیم و توسعه روابط، آورده می‌شود و رئیس کشور، مراتب اعتماد و اطمینان خود را به سفیر فرستاده شده ابراز می‌کند. البته، نحوه و شیوه‌ی بیان این مطالب، در استوارنامه، بسته به سلیقه‌ی رئیس کشور فرستنده یا درجه‌ی روابط دوستی بین دو دولت است ولی متن آن تقریبا در همه‌ی کشورها به‌هم نزدیک می‌باشد.[9]

سفیر جدید، معمولا همراه با استوارنامه‌ی خود، نامه‌ی فراخواندگی سفیر قبلی را نیز تسلیم می‌کند، مگر آن‌که سفیر پیشین، هنگام خداحافظی، با رئیس کشور ملاقات کرده و نامه‌ی فراخواندگی خویش را داده باشد.[10]

مراسم تقدیم استوارنامه نیز، به استثناء کاردار، در‌ صورتی که فرستاده سیاسی باشد، شخصا نزد وزیر خارجه کشور پذیرنده رفته و استوارنامه خود را به وی تسلیم خواهد کرد، شرایط و مراحل به‌خصوصی دارد و سفیر با تشریفات خاص، نزد رئیس کشور پذیرنده، پذیرفته می‌شود. این مراسم که برای هر سفیر جدید، هر سه یا چهار سال یک‌بار برگزار می‌شود معمولا به این صورت است که: در ساعت مقرر که قبلا به اطلاع سفیر رسیده، معمولا یکی از معاونین تشریفات وزارت‌خارجه محل و یا عضوی از تشریفات وزارت خارجه با دو دستگاه اتومبیل تشریفات در محل سفارت حضور یافته و سفیر به اتفاق معاون یا عضو تشریفات در اتومبیل اول قرار گرفته و نفر دوم نمایندگی و ارشدترین عضو سیاسی در معیت وابسته‌ی نظامی، در اتومبیل دوم سوار می‌شوند و هر دو اتومبیل در حالی‌که به‌وسیله یک واحد حفاظت و موتور‌سوار اسکورت می‌شوند، به جانب کاخ رئیس کشور حرکت می‌کنند. به هنگام حرکت، اتومبیل حامل سفیر، پرچم کشور پذیرنده را در سمت راست اتومبیل نصب می‌کند. پس از ورود اتومبیل‌ها به محوطه‌ی مورد نظر، رئیس تشریفات از سفیر و همراهان وی استقبال نموده و واحد نظامی مستقر در محوطه، به سفیر و همراهان ادای احترام می‌نماید و پس از استقرار سفیر و همراهان، سرود ملی کشور سفیر نواخته می‌شود.

در سالن تقدیم استوارنامه، رئیس کشور در راس سالن ایستاده و وزیر خارجه و یا یکی از معاونین وی و یا رئیس دفتر در طرفین وی مستقر می‌باشند. رئیس تشریفات وزارت‌خارجه به اتفاق سفیر و رئیس تشریفات ریاست‌جمهوری و معاون وی به اتفاق اعضای نمایندگی که غالبا اعضای کادر سیاسی سفارت می‌باشند[11]، در دو صف جداگانه در فاصله‌ی 6 تا 12 قدمی رئیس کشور قرار می‌گیرند. ابتدا رئیس تشریفات ریاست‌جمهوری، سفیر را به حضور رئیس کشور معرفی و آمادگی وی را جهت تقدیم استوارنامه اعلام می‌دارد. سپس سفیر از صف اول جدا شده و در فاصله 3 تا 6 قدمی رییس جمهور قرار گرفته و سخنرانی کوتاهی که قبلا در اختیار رئیس کشور قرار گرفته است، خطاب به وی ایراد می‌نماید. سپس به جانب رئیس کشور حرکت نموده و در فاصله‌ی یک‌قدمی وی متوقف و استوارنامه‌ی خود و نامه‌ی فراخواندگی سفیر قبلی را به رئیس کشور تقدیم می‌نماید. پس از آن، مذاکرات خصوصی رئیس کشور با سفیر انجام می‌گیرد که بین 10 تا 15 دقیقه طول می‌کشد و سپس اسکورت تشریفات به همان ترتیبات قبلی، سفیر و همراهان وی را تا محل اقامت سفیر و یا سفارت‌خانه همراهی می‌نماید.[12]

این مراسم و تشریفات در کشورهای مختلف کم‌ و بیش متفاوت است و جزئیات جریان آن به مقررات داخلی هر کشور واگذار شده است. به دلیل همین اختلافات در مراسم که خصوصا بین کشورهای دارای رژیم سلطنتی و جمهوری و غیره موجود است، گاه در‌ صورت پیچیده بودن تشریفات، نحوه‌ی مراسم از قبل به سفیر اطلاع داده می‌شود. اما نحوه‌ی اجرای آن در هر کشور، برای سفرای تمامی کشورها باید به‌طور یکسان اجرا شود.[13]

تسلیم مجدد استوارنامه

گاه نماینده‌ی سیاسی ناگزیر می‌شود استوارنامه‌ی خود را مجددا تسلیم نماید. این امر در حالت‌های خاصی رخ می‌دهد که عبارتند از:

1-اگر در مقام نماینده‌ی سیاسی تغییری حاصل شده باشد. به‌طور مثال اگر رئیس نمایندگی دیپلماتیک، از طبقه‌ی کارداری به طبقه‌ی وزیرمختاری و یا از آن به مقام سفارت ارتقاء یافته باشد، لازم است استوارنامه در مقام جدید به نام او صادر گردد و تشریفات تقدیم استوارنامه، طبق معمول درباره‌ی او اجرا شود.

2-پادشاه یا رئیس کشوری که نماینده‌ی سیاسی را اعزام و استوارنامه‌ی او را امضاء کرده، بدرود زندگی بگوید.

3- پادشاهی که نماینده‌ی سیاسی نزد او آکردیته است، فوت یا از تاج و تخت صرف‌نظر کند. این امر در مورد تغییر یا تعویض رئیس‌جمهور، صحت ندارد. لازم به ذکر است که سفیر آکردیته، به سفیری گفته می‌شود که از طرف دولت متبوع خود، در چند کشور به‌عنوان رئیس یا عضو ماموریت دیپلماتیک انجام وظیفه کند یا سفیری که چند دولت، او را به‌عنوان نماینده‌ی دیپلماتیک خود، در یک کشور فرستاده باشند.

4-تغییرات کلی در نوع حکومت کشور متبوع دیپلمات ایجاد شود.

5-تغییرات کلی در رژیم حکومت کشوری که نماینده در آنجا ماموریت سیاسی دارد، ظاهر گردد.[14]

لازم به ذکر است که تجدید استوارنامه در موارد ذکر شده، به دلیل دشوار نمودن کار و برای کاهش تشریفات، لزوما برای تمام موارد انجام نمی‌گیرد.

نکته‌ی دیگر در باب استوارنامه در مورد کشورهایی که قبلا با یکدیگر ارتباط دیپلماتیک نداشته‌اند، این است که صدور استوارنامه از طرف کشور فرستنده و تسلیم آن به رئیس کشور پذیرنده، اصولا دلیل بر شناسایی یکدیگر به صورت حقوقی می‌باشد و اگر شناسایی به صورت مشروط یا دوفاکتو باشد، به‌جای استوارنامه، به نام رئیس کشور، معرفی‌نامه‌ایی از طرف وزیرخارجه فرستنده به وزیرخارجه پذیرنده صادر می‌گردد. [15]

مقاله

نویسنده فاطمه احمدي نژاد

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
Powered by TayaCMS