دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

اسلام؛ آیین عدالت

No image
اسلام؛ آیین عدالت

اسلام، عدالت، ثروت، فقر

یعقوب نعمتی وروجنی

سیاست اسلام برای کاهش فقر و مقابله با ثروت اندوزی

اشاره: یکی از مشکلات جوامع بشری، فاصله طبقاتی زیاد بین ثروتمندان و طبقه فقیر و محروم جامعه است. این مسئله هم بین کشورهای مختلف جهان و هم در میان طبقات مختلف یک کشور حاکم است. ثروت‌های یک کشور در دست معدود افرادی از جامعه قرار گرفته و فشارهای اقتصادی و فقر بر روی دوش اکثریت مردم جهان است. سیاست‌های جهانی و رشد اقتصاد کشورهای صنعتی و توسعه یافته بر این معضل دامن می‌زند و روز به روز فاصله طبقاتی و قطبی شدن جوامع را افزایش می‌دهد. دین اسلام به منزله برنامه سعادت بشر، رفع فقر و محرومیت‌ها و احقاق حقوق مستضعفان را از یک سو و از سوی دیگر نفی هر گونه افزون طلبی و ثروت اندوزی طبقه اشراف را رسالت و وظیفه خود می‌داند.‌

وضع قوانین برای ریشه کن سازی فقر و مبارزه با زیاده طلبی ها، جامعه را به سوی توازن و توزیع عادلانه منابع و امکانات و بهره مندی تمام اقشار اجتماع از ثروت موجود سوق می‌دهد. در اسلام قوانین و احکام فراوانی مربوط به نحوهبهره برداری و استفاده از منابع و ثروت‌های عمومی وجود دارد، در کنار آن اسلام به تلاش فردی و مالکیت شخصی جهت ایجاد انگیزه فعالیت و رشد اجتماع اهمیت داده است. احکام و قوانینی چون، انفاق، زکات، خمس، صدقه و قرض جزء مسائل اصلی دین هستند که انجام بعضی از آنها برای هر مسلمانی واجب بوده و تعدادی دیگر دارای حسنه و اجر معنوی فراوان هستند. خداوند برای ثروتمندان مقرر نموده است که بخشی از اموال خود را به عنوان زکات برای رفع و تامین نیاز اقشار محروم جامعه در اختیار حکومت اسلامی قرار دهند و مسلمانانی که توانایی مادی مناسبی دارند برای رفع نیاز برادر دینی خود قرض داده و جامعه را از فقر و نداری‌ها دور نمایند.‌

در قرآن کریم، بیش از 190 آیه یعنی حدود سه درصد کل قرآن به این موضوع اختصاص یافته است که این امر حاکی از اهمیت انفاق است. انفاق کاری مقدس است که خداوند آنچه را خود به مومنان ارزانی داشته است به بهای بهشت می‌خرد. قرآن انفاق را نشانه ایمان راستین، تقوا، هم ردیف نماز، جهاد، استغفار و آزمایش الهی قرار داده است. انفاق در معنای وسیع، شامل انفاق مالی و غیر مالی می‌شود و هر یک دارای مصادیق گوناگونی است. چنان که زکات مصادیق انفاق‌های مالی است. زکات عبارت است از سهمی از مال ثروتمندان که خداوند برای تهیدستان قرار داده است. تناسب مفهومی شرعی زکات با مفهوم لغوی آن از این جهت است که پرداخت زکات از یک سو، برکت مال را به همراه دارد و سبب رشد فضایل در نفس و افزایش ثواب اخروی می‌شود و از سوی دیگر مال را از آلودگی‌های معنوی و دل آدمی را از بخل و حرص و مانند آن، پاک می‌کند.‌

زکات دو نوع است: زکات فطره و زکات مال. زکات فطره که هر مکلفی باید از طرف خود و افراد تحت سرپرستی اش در پایان ماه مبارک رمضان به مصارف زکات برساند. طبق روایات، آیه 14 از سوره اعلی: «قد افلح من تزکّی» در باره زکات فطره نازل شده است. زکات مال حقی است که اصل وجوب و موارد مصرف آن در قرآن بیان شده است. موارد مصرف زکات مال در نه مورد است.‌

قرآن کریم، موارد مصرف زکات را مشخص می‌فرماید که هر یک از آنها، هدفی را در زمینه رفع فقر از جامعه و خدمت به مردم تعقیب می‌کنند و مبالغ حاصل از زکات را باید در این موارد خرج نمود: فقرا؛ در جهت رفع فقر به منظور تعادل اجتماعی و ایجاد جامعه‌ای متوازن که در آن نیازمندی‌های فقرا و محرومان را کاهش داد. مساکین؛ برای رفع نیازمندی‌های ضروری و تامین زندگی ناتوانان تا فقر زدایی به نحو احسن انجام گردد. کارگزاران زکات؛ به منزله اجرت و تشویق خدمتگزاران، هر چند که این کارگزاران با نیت الهی و بدون چشمداشت مادی در راه انجام کار خیر اقدام به خدمت به خلق نموده‌اند، پرداخت بخشی از زکات آنها را در این راه تشویق می‌نماید. ایجاد الفت؛ دلجویی و کمک به صلح جهانی و متمایل نمودن افراد به اسلام و دفاع از آن تا بین مسلمانان رابطه محبت و مهر ایجاد گردد و وحدت آنها در برابر دشمنان تقویت یابد. آزاد کردن برده ها؛ به هدف آزادی انسان‌ها و اهمیت دادن به اراده و بندگی خدا تا به این ترتیب انسان‌ها برده داری را کنار گذاشته و حس برادری و برابری را بین خود تقویت نمایند. بدهکاران؛ انواع بیمه بدهکاری و خسارات و حفظ آبروی اشخاص، انسان‌های شرافتمندی که به دلیل نیاز مبرم مالی به دیگر افراد بدهکارند و با این کار آبروی یک مسلمان واقعی حفظ می‌گردد. در راه خدا؛ هر گونه مصارف عمومی در زمینه آبادانی و خدمات اجتماعی و هر مشکل و مسئله ای که به معنویات و اعتقادات الهی ربط داشته باشد. در راه ماندگان؛ بیمه سفر یا در راه ماندگی، کسانی که به دلیل اتمام هزینه‌های سفر، نتوانسته‌اند به مقصد و وطن خویش برسند و در مسیر مسافرت مانده‌اند.‌

نکته قابل توجه این است که زکات در تشریع اسلامی، مالیاتی هدفمند و هدف آن ایجاد عدالت اجتماعی، توازن اقتصادی، بهبود رفاه عمومی و کم کردن فاصله طبقاتی است. برخورداری تهیدستان جامعه از زندگی متوسط و جلوگیری از تکاثر وثروت اندوزی عده ای محدود مهمترین هدف مورد نظر در تعالیم اقتصادی اسلام است. عدالت اجتماعی که مورد نظر اسلام و انبیا بوده است زمانی محقق می‌شود که اصل توازن اقتصادی و اجتماعی در بین افراد رعایت شود و هر کس به سهم و حقوق مالی و مادی خود نایل گردد و این زمینه ای برای احقاق معنویات و الهیات باشد. بنابراین، مقدار زکاتی که به محرومان داده می‌شود باید به اندازه ای باشد که هدف یاد شده را تامین کند. این مهم، با تامل در روایات مربوط به زکات آشکار می‌شود. امام صادق (ع) می‌فرمایند: «همانا خداوند اموال توانگران و نیازمندان را در نظر دارد و در اموال توانگران حقوقی برای نیازمندان مقرر داشته است تا برای رفع نیاز آنان کافی باشد و اگر این مقدار کفایت نکند از میان اموال توانگران بر آن می‌افزاید. به اندازه ای به فقیر داده شود که بخورد، بیاشامد، بپوشد، ازدواج کند، صدقه دهد و حج گزارد.»‌

بدیهی است فقیر در صورتی می‌تواند صدقه دهد و حج گزارد که از حد فقر خارج شود و به توانگری برسد. چنین فردی حقوق خود از جامعه را به دست آورده و جزء طبقه متوسط جامعه محسوب می‌شود که می‌تواند نیاز‌های اساسی و احتیاجات دینی و روانی خود را تامین نماید. یعنی اجتماعی متشکل از طبقات متوسط جامعه که در آن تمامی افراد هم از لحاظ مادی و اجتماعی و دینی با یکدیگر برابر و برادرند. علاوه بر این موارد دیگری چون صدقه نیز برای کاهش فقر وجود دارد. صدقه مالی است که آدمی با نیت تقرب به خداوند، به نیازمند می‌دهد و از آنجا که نشان نیت صادقانه شخص در عملش است، صدقه نامیده می‌شود. در قرآن، صدقه شاملانفاق‌های واجب و مستحب است. در روایات صدقه در مفهومی گسترده که هر گونه کار نیکی را شاملمی شود به کار رفته است. رسول خدا (ص) می‌فرماید: «برداشتن مانع از سر راه، نهی از منکر و پاسخ سلام، صدقه است.» و نیز فرمود: «هر کار نیکی صدقه است» چرا که نشان صداقت آدمی در عقیده و عملش است. فردی که عمل صالح و کار خیری را در راه خداوند بدون چشمداشت مادی انجام دهد در واقع خلوص نیت و صداقت خود را نشان می‌دهد. به هر حال کمک مالی به نیازمندان از مهمترین مصداق‌های صدقه محسوب می‌شود.‌

خمس نیز از دیگر منابع مالی دولت اسلامی برای رفع و کاهش فقر در جامعه است. خمس به غنیمت‌های جنگی، معدن، گنج ها، جواهرهای دریا، اضافه مخارج سالانه، زمینی که کافر ذمی از مسلمان می‌خرد و پول آمیخته به حرام تعلق می‌گیرد. مصرف خمس با توجه به آیات قرآن و روایات مربوط به آن، به دو بخش تقسیم می‌شود: نیمی از آن سهم امام (ع) است که در زمان غیبت باید به مجتهد جامعه الشرایط داده شود تا به مصرفی رسانده شود که او اجازه می‌دهد؛ نیم دیگر آن با اجازه مجتهد جامع الشرایط به سادات نیازمند، یتیم و در راه مانده اختصاص دارد؛ از این رو آنان نمی‌توانند از زکات استفاده کنند.

باید در نظر داشته باشیم که زکات و انفاق فقط به اموال و دارایی‌های مادی اختصاص ندارد بلکه باید در تمامی امورات و مسائل دینی، الهی، علمی و فلسفی انفاق کرد و در راه گسترش علم و معنویات در جامعه تلاش نمود. زندگی اجتماعی، انسان‌ها را ملتزم به رعایت قوانین و مقررات اجتماعی می‌نماید چرا که در یک جامعه حق و حقوق و زندگی تمامی انسان‌ها به یکدیگر مرتبط است، اگر در گوشه ای از جامعه فقر، بزهکاری و فساد گسترش یابد کل اجتماع را تحت الشعاع قرار می‌دهد و تمامی افراد از آن زیان و ضرر می‌بینند، چنان که آتش تر و خشک را با هم می‌سوزاند. پس باید انسان‌ها برای رفع و کاهش محرومیت‌ها و فقر در جامعه تلاش نمایند تا جامعه از لحاظ اقتصادی به رشد نهایی و متعالی خود برسد و از سوی دیگر احکام و قوانین دینی و الهی را در راه گسترش معنویات در جامعه رعایت کنند تا جامعه‌ای ایده آل وآرمانی اسلامی ایجاد گردد.‌

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
Powered by TayaCMS