دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

هادی و هدایت جو

با آنکه در روایات گزارش شده از رسول خدا(ص) امامت چون کعبه به‌شمار آورده شده که مردمان را بدان حاجت است نه کعبه را به مردمان
هادی و هدایت جو
هادی و هدایت جو
نویسنده: سهند صادقی بهمنی

با آنکه در روایات گزارش شده از رسول خدا(ص) امامت چون کعبه به‌شمار آورده شده که مردمان را بدان حاجت است نه کعبه را به مردمان، و چون مردمان از سر شقاوت دست از امام بشویند، امام ایشان را به اکراه و اجبار به سر تسلیم فرود آوردن نمی‌کشاند، اما امامت را رازهایی است سر به مهر و ابعادی است پنهان و زوایایی است متعدد.

از همین روست که گاه امامت را فعل خداوند به‌شمار آورده‌اند و مسئله کلامی‌‌اش خوانده‌اند. گاه دیگر آن را در فقه از جهت فعل اختیاری مکلف به بحث نشسته‌اند و سخن گفته‌اند از اینکه آیا اطاعت امام واجب است یا نه؟ اگر واجب، این وجوب عقلی است یا شرعی؟ تاریخ اما منظر دیگر امامت است. آیا پیامبر کسی را پس از خویش به امامت نصب کرد یا نه؟ اگر نه، حتی نظام و سیستمی هم برای امامت و قیادت اجتماع تازه پای مسلمین بنا نکرد؟ اگر نه، از چه رو اهل‌بیت علیهم‌السلام را هم‌طراز و هم بال و هم‌ارزِ قرآن نامید که از یکدیگر جدایی ندارند تا قیامت، تا آنگاه که در آستانه حوض بر او(ص) وارد شوند؟ چرا این دو را- در روایت دیگر حدیث ثقلین- یکسان، خلیفه خویش نامید و هزار سؤال بی‌پاسخ دیگر که تاریخ راز آلود و قبیله زده اسلام را توان پاسخگویی بدان نیست. در این جستار می‌کوشیم تا نسبت امام را به زمانه بکاویم و معنای کعبه بودن امام را در عصر سفارت و وکالت که عصر بی‌زائر ماندن کعبه است، آشکار‌سازیم. این همه را با توجه به شهادت امام هادی‌(ع) به بحث می‌نشینیم.

امام ابوالحسن سوم، علی بن محمد علیهم‌السلام در نیمه ذیحجه سال 212هجری قمری در محله صریا از مدینه چشم به جهان گشود. شیخ مفید پس از اینکه این قول را در الارشاد نقل کرده است، به 2سبب اصلی انتقال امامت به ایشان پرداخته است؛ نخست آنکه صفات امامت که نهایت کمال وجودی ممکن برای انسان است در او جمع بود و دیگر آنکه نصوص و متون فراوانی از امام پیش از او یعنی ابوجعفر محمد‌بن‌علی علیهم‌السلام در مورد او موجود بود.

از این گذشته اشارات متعدد ائمه پیشین علیهم‌السلام سبب شد که کسی در امامت او تردید نکند. پس با آنکه در 8سالگی به امامت رسید و وارثی جز او برای مقام پدرش نبود- البته شیعیان پیش از ایشان بحث امامت امام خردسال را در مورد پدر ایشان‌(ع) تجربه کرده بودند- ایشان تا رجب سال 254هجری قمری به‌مدت 42‌سال به امامت پرداختند که نسبت به ائمه عصر وکالت بلکه تمام ائمه اطهار، بیشترین دوران امامت محسوب می‌شود. اما آنچه شیعیان نخستین بار با آن مواجه می‌شدند، اختناق و فضای شدیدا بسته سیاسی بود که سابقه نداشت.

هرگز برای شیعیان اتفاق نیفتاده بود که امامشان را در عین حضور درک نکنند؛ امامی که از قضا بیشترین مدت امامت را برای شیعیان به همراه داشته اما به سبب آنکه در فضایی بسته یعنی پادگانی نظامی به نام «سر من رای» که بعدا به سامرا تغییر نام داد، اسکان داده شد، مردمان از فیض حضورش محروم ماندند. اوج این فضا را می‌توان از روایتی که شیخ محمد‌بن‌حسن‌بن‌فروخ صفار (م 290ه.ق) در کتاب گرانقدر و متقدم بر الکافی، بصائر الدرجات الکبری نگاشته است، دریافت.

محمد‌بن‌حسن‌صفار در باب «فی‌التسلیم لآل محمد فیما جاء عنهم علیهم‌السلام» (بابی درباره تسلیم‌شدن نسبت به آنچه از ائمه اهل‌بیت علیهم‌السلام نقل شده است) حدیث بیست‌وهفتم، روایت بسیار مهمی را از امام هادی‌(ع) نقل می‌کند که هر چند برای بابی بیگانه از آنچه ما درصدد اثبات آن هستیم، ذکر شده است، اما برای اثبات مقصود بلکه مقاصد متعدد این بحث کفایت می‌کند. شیخ در این روایت که روایت 1885 در مجموع کتاب به‌شمار می‌رود از محمد بن عیسی نقل می‌کند که داوود‌بن‌فرقد فارسی، نامه‌ای را که برای امام هادی‌(ع) نوشته و نیز جوابی را که امام به او داده، برای او خوانده است. سؤال داوود‌بن‌فرقد از امام چنین است: «از شما درباره احادیثی که از شما، پدرانتان و اجدادتان برای ما نقل می‌شود، سؤال دارم، اگر این روایات با یکدیگر دارای اختلاف بودند، تکلیف چیست؟» پاسخ امام‌هادی‌(ع) چنین است: «اگر دانستید که آن سخن، گفته ماست، بدان ملتزم شوید و اگر ندانستید که از ماست یا از ما نیست، آن‌را به ما ارجاع دهید» (بصائر الدرجات الکبری، ج2، ص 469، ح27). دقت در این حدیث ابعاد گوناگون زندگی امام را روشن می‌سازد. نخستین نکته‌ای که از این روایت ارزشمند بر می‌آید آن است که امام در ظاهر نامه تلاش کرده تا جوابی خنثی و غیرجهت دار به داوودبن‌فرقد فارسی که از اصحاب ایشان بوده است، بدهد؛ به این معنا که تلاش نکرده تا گفته‌های خود و پدران بزرگوارش را امری جدای از جریان حدیثی رایج نشان دهد.

پاسخ ساده امام این امر را به وضوح نشان می‌دهد: اگر دانستید از ماست، عمل کنید والا به ما مراجعه کنید. این جمله به هیچ وجه شاخک‌های حساس جاسوسانی را که بی‌گمان نامه‌های ارسالی و دریافتی امام‌(ع) را در پادگان سامرا بررسی می‌کرده‌اند، تحریک نمی‌کرده است. در مقابل امام نیز در وضعیتی نبوده است که با جمع یاران وفادار و فراهم کردن گروه‌های منظم نظامی، توان واقعی برای به چالش کشیدن قدرت مسلط عباسیان را سامان دهد. این البته تنها یک گمانه نیست؛ چرا که امام‌(ع) خود، در نامه دیگری که احمد بن محمد سیاری آن‌را روایت کرده است، بر اراده خداوند و تسلیم بودن ائمه علیهم‌السلام در برابر اراده خداوند تأکید مؤکد نهاده است. در این نامه آمده است که خداوند دل‌های ائمه را تابع اراده خویش قرار داده است. از این‌رو چون خداوند چیزی را اراده می‌کند، ائمه نیز همان را اراده می‌کنند. آنگاه امام تفسیر حقیقی آیه سی‌ام سوره مبارکه انسان و آیه بیست و نهم سوره مبارکه تکویر را همین معنا دانسته است: «و ما تشاوون الا ان یشاء‌الله / و اراده نمی‌کنید جز آنچه را که خداوند اراده کرده است» (همان، ج2، ص480، ح48، باب النوادر فی‌الائمه علیهم‌السلام و اعاجیبهم).

آیا تأکید بر تابعیت اراده ائمه نسبت به اراده خداوند که البته امری همه زمانی و همه مکانی است و ربطی به زمانی خاص ندارد، در این دوران که معروف به عصر قفل شدن دهان‌هاست، معنایی جز آنچه ذکر شد،دارد؟ نکته دومی که در نامه داوود‌بن‌فرقد فارسی وجود دارد را باید با توجه به مقبولهِ (روایت قابل‌قبول برای علما) عمربن‌حنظله که روایتی ذو وجوه و ذو محامل از امام‌صادق‌(ع) است، مورد تفسیر و شرح قرار داد. در مقبوله عمربن‌حنظله که بخش پایانی آن به تعادل و تراجیح روایتی که از جانب ائمه می‌رسد، اختصاص دارد، ما لااقل 6مرحله از مراحل تراجیح را مشاهده می‌کنیم. این شش مرحله بیانگر 6‌گونه متفاوت از ترجیح یک روایت بر روایت دیگر است. در حالی‌که در نامه داوود فارسی تنها به‌صورت کلی به یک مرحله اشاره رفته است. در این مرحله نیز دو سویه وجود دارد؛ یا باید از صحت روایت اطمینان حاصل کرد که البته در نامه، ذکری از طرق اطمینان‌یابی نیست و در سویه دوم اما سخن از ارجاع به امام رفته است که مشخص نیست با توجه به عدم‌امکان دسترسی به امام چگونه محقق خواهد شد. اگر به دقت به فقرات حدیث عمربن‌حنظله، توجه کنیم متوجه می‌شویم یکی از مرجحات حدیثی، یعنی امری که سبب برتری دادن یک حدیث بر حدیث دیگر می‌شود، مخالفت با عامه است که درواقع به معنای انتخاب حدیثی است که بر خلاف تمایلات نامشروع حاکمان اموی و عباسی در مدارس رایج حدیثی است.

در نامه داوود‌بن‌فرقد فارسی اما سخنی از این بحث در میان نیست. عدم‌ذکر چنین مرجح مهمی که بنا بر قول امام‌صادق‌(ع) سبب رسیدن به رشد و هدایت می‌شود، تنها نشان از یک امر دارد و آن یادآوری زمانه‌ای است که دهان‌ها را می‌بندند و قلم را می‌شکنند. امام با این نامه بیش از هر عنوان دیگری بر این امر که البته در نامه مذکور نیست، پای می‌فشرد. از این‌رو امام امکان ذکر مرجحات را موجود نمی‌بیند. نکته سوم اما حاوی یک پیام بسیار مهم است.

این پیام را می‌توان در سویه دوم روایت داوود فارسی مشاهده کرد. امام می‌گوید اگر ندانستید که یک روایت از ماست یا از ما نیست، به ما مراجعه کنید. این جمله اولا نشانگر آن است که حاکمان و محدثان و فقهای درباری، فضایی وهم آلود را پدید آورده‌اند که در گرد و غبار حاصل از آن حتی نمی‌توان صحت انتساب یک روایت را به امامان علیهم‌السلام درک کرد. طبیعتا این فضا، فضایی پر از تدلیس و تقطیع و وضع و جعل است؛ چرا که در غیراین صورت درک این امر که یک روایت از فرزند رسول خدا(ص) نقل شده است یا نه، چندان مشکل به‌نظر نمی‌رسد. ثانیا، با آنکه امام می‌داند شیعیان به‌صورت آشکار توان مراجعه به ایشان را ندارند، ایشان را امر به مراجعه می‌کند. این جمله بی‌گمان نشان‌دهنده امری است فرا متنی؛ چیزی که از لابه‌لای سطور هویداست و متن با دلالتی راز آلود بر آن دلالت دارد؛ چرا که بی‌تردید منظور امام مراجعه حضوری یا چیزی شبیه به این امر نبوده است، بلکه منظورش از مراجعه، رجوع پنهانی بوده است. اما در وضعیتی که رجوع پنهانی نیز میسر نیست، تنها یک وجه محصل و یک معنای مشخص می‌توان برای سخن امام یافت و آن مراجعه شیعیان به شبکه گسترده سازمان وکلا و سفرای امام است که در تمام اقطاب بلاد اسلامی به‌نحوی منظم در کمال پنهان کاری، پراکنده است؛ سازمانی که امام به دست خویش بنا کرد و آن را پرورش داد و سبب هدایت شیعیان در عصر غیبت شد.

این حدیث در عین حال نوعی تمرین تاویل نیز به شمار می‌رود. امام‌(ع) به‌صورت عملی به ایشان می‌آموزد که ظاهربینی را کناری گذارند و باطن امر را کاوش کنند. از این‌رو ظاهر حدیث امام هر چند بر امری دلالت دارد، اما باطن آن را باید درک کرد. آری هدایت هادی در زمانه‌ای که کعبه را زائری نیست، تعطیلی بیت نیست، بلکه کشاندن بیت به قلب هر مسلمان بیدار دل است؛ هر مسلمانی که جایی در قلبش برای کعبه حضور فراهم کرده است. حضوری که حاکمان تلاش می‌کردند جلوی تحقق آن‌را بگیرند، اینک به لطف الهی روی داده است. شهادت امام هادی‌(ع) را در سوم رجب سال 254هجری در پادگان استبدادزده سامرا باید در همین چارچوب به نظاره نشست. سلام‌علیه یوم ولد و یوم مات و یوم یبعث حیا.

مقاله

نویسنده سهند صادقی بهمنی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
Powered by TayaCMS