دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

اصول‌ معاشرت‌ صحیح

No image
اصول‌ معاشرت‌ صحیح

عباس پسنديده

انسان به عنوان موجودی ذی شعور وقتی که در بین همنوعان خود زندگی می‌کند ناچار است که قوانینی را رعایت کند؛ از جهتی نیز دین اسلام به عنوان کامل‌ترین ادیان همه جنبه‌های وجودی انسان را در نظر گرفته و بهترین برنامه‌ها و اصول را در روابط بین انسانها معرفی کرده است. لذا انسانی که به دنبال بهترین اصول برای معاشرت با دیگران است بهتر است به این برنامه جامع رجوع کرده و از آن بهره گیرد.بنابراین اصولی که می‌تواند انسان را در معاشرت با دیگران کمک رساند و سعادت دنیوی و اخروی او را به همراه داشته باشد از این قرار است:

احترام‌ به‌ شخصیت‌ دیگران‌

اگر کسی انتظار دارد كه دیگران با او محترمانه رفتار كنند، اولین قدم این است كه خودش با دیگران با احترام رفتار كند.مردم برای دوستی ورزیدن با افراد مال و منزل نمی‌خواهند بلكه صرفا خواهان احترام و بزرگداشت خود از سوی آنان می‌باشند.حال لازم است که این احترام هم در گفتار باشد و هم در کردار.سیره عملى رسول اکرم بدین گونه بوده: هنگامى كه برادران دینى بر آن بزرگوار وارد مى‌شدند، به احترامشان از جا برمى‌خاست، براى آنان جا باز مى‌كرد و زیرانداز پهن مى‌نمود، گاهى عباى خود را از دوش كشیده براى دیگران مى‌انداخت، براى تكیه‌دادن ایشان بالش فراهم مى‌ساخت و اگر برادر دینى‌اش از راه دور مى‌آمد، چند قدمى به استقبالش رفته و او را به آغوش مهر مى‌كشید و پیشانى‌اش را مى‌بوسید(1).

خدمت‌ به‌ خلق

از موضوعات بسیار حساس در اخلاق اسلامی حس تعاون و خدمت به مردم به‌خصوص خدمت به مومنان و صالحان است. از مجموعه تعالیم اسلامی و سیره اولیاء استفاده می‌شود كه پس از ادای فرایض، بالاترین وسیله برای تقرب به خداوند متعال این خصلت نیكو است. اولیای خداوند همواره در خدمت مردم بودند و شخصا در رفع حوایج آنان اقدام می‌كردند.امام کاظم(ع) : اِنَّ خَواتیمَ أعمالِكُم قَضاءُ حَوائجِ إخوانِكُم والإحسانِ إلیهِمْ ما قَدَرْتُم و الاّ لَمْ یُقْبَلْ مِنْكُم عَمَلٌ(2)همانا مُهر قبول اعمال شما، برآوردن نیازهای برادرانتان و نیكی كردن به آنان در حد توانتان است و الا (اگر چنین نکنید)، هیچ عملی از شما پذیرفته نمی‌شود.امام صادق(ع): قال ا... عزّوجل: ألخَلقُ عِیالی فَأَحبُّهُمْ إِلیَّ أَلْطَفُهمْ بِهمِ وَ أَشعاهُمْ فی حَوائِجِهِمْ.(3) خدای متعال می‌فرماید: مردم خانواده من هستند، پس محبوبترین آنان نزد من كسانی هستند كه با مردم مهربان‌تر و در راه برآوردن نیازهای آنان كوشاتر باشند. رسول خدا(ص)فرمود: «دخل عبْدٌ الْجنَّهَ بِغُصْنٍ من شوكٍ كان علی طریقِ الْمسلمین فَاَماطَهُ عنهُ.»(4)بنده‌ای از بندگان خدا در اثر اینكه شاخه خاری را از سر راه مسلمین برداشت اهل بهشت شد.

معاشرت‌ با خوبان‌

معاشرت با دوستان بد، انسان را از مسیر تكامل باز مى‌دارد.به همین دلیل مسلمان، باید دوستان خود را با صلاحدید دین خود انتخاب نماید، یعنى در خصوص اینكه با چه كسانى معاشرت نماید و با چه كسانى معاشرت ننماید، باید نظر اسلام را سوال نماید.رسول اكرم (ص) : اَلجَلیسُ الصّالِحُ خَیرٌ مِنَ الوَحدَهِ، و الوَحدَهُ خَیرٌ مِن جَلیسِ السّوءِ(5)همنشین خوب، از تنهایى بهتر است و تنهایى از همنشین بد بهتر است.امام صادق(ع): اَدّبَنى اَبى بِثَلاثٍ ... ونَهانى عَن ثَلاثٍ : قالَ لى : یا بُنَىَّ مَن یَصحَب صاحِبَ السّوءِ لا یَسلَم وَ مَن لا یُقَـیِّد اَلفاظَهُ یَندَم، وَ مَن یَدخُل مَداخِلَ السَّوءِ یُتَّهَم... وَ نَهانى اَن اُصاحِبَ حاسِدَ نِعمَهٍ وَ شامِتا بِمُصیبَهٍ ، اَو حامِلَ نَمیمَهٍ (6)؛پدرم مرا به سه چیز ادب آموخت و از سه چیز نهى ‌ام فرمود. سه نكته ادب این بود كه فرمود: فرزندم! هركس با دوست بد بنشیند، سالم نمى‌ماند و هر كس گفتارش را كنترل نكند، پشیمان مى‌ شود، و هر كس به جایگاه‌ هاى بد وارد شود، مورد بدگمانى قرار مى‌ گیرد (زیر سؤال مى ‌رود) و آن سه چیز كه مرا از آن نهى فرمود: دوستى با كسى كه چشم دیدن نعمت كسى را ندارد، و با كسى كه از مصیبت دیگران شاد مى‌‌شود و با سخن‌چین.

هدیه‌ دادن به دیگران

از دستوراتی که در آموزه‌های دینی تأکید بر آن شده، هدیه دادن به دیگران است؛ البته یادآوری این مساله ضروری است که هدیه در متون دینی مفهومی وسیع تر از هدایای مادی است و شامل هدایای معنوی نیز می‌گردد. در هدیه دادن باید به کیفیت و آثار تربیتی ـ معنوی هدیه توجه شود و ارزش مادی و مالی آن نباید مورد توجه باشد، از همین رو مصادیق معنوی هدیه بر مصادیق مادی آن اولویت داده شده است؛ از آنجا که در بحث هدیه، مهم آثار تربیتی است؛ شایسته است که در تهیه آن، علاقه و شوق کسانی که هدیه برای آنان خریداری می‌شود، در نظر گرفته شود؛ تا با دیدن آن، هیجان و شور و شوق روحی در دریافت کنندگان هدیه ایجاد شود و موجب ایجاد صمیمیت و همدلی بین آنان گردد.پیامبر(ص) :لَا تَزَالُ‌ أُمَّتِی‌ بِخَیْرٍ مَا تَحَابُّوا وَ تَهَادَوْا وَ أَدَّوُا الْأَمَانَه(7) امت من تا هنگامى كه یكدیگر را دوست بدارند، به یكدیگر هدیه دهند و امانتدارى كنند، در خیر و خوبى خواهند بود.پیامبر (صلى ‌ا... ‌علیه‌ و ‌آله) :تَهادَوا فَإِنَّها تَذهَبُ بِالضَّغائِنِ(8)؛به یكدیگر هدیه بدهید، زیرا كینه‌ها را از بین مى برد.

حفظ امانت دیگران

امانتداری و بازگرداندن به موقع و همراه با حفظ سلامت امانت، یکی از خصایل پسندیده در اسلام است. معمولا انسان در زندگی به انسان‌های امین نیازمند می‌شود، تا مال، وسیله، راز یا مطلب مهمی را نزد آنها به امانت بسپارد. امانتگذاری ناشی از اعتماد به امانت گیرنده است. حفظ امانت دیگران، مراعات اعتماد آنها و احترام به احساسات پاك انسانی است.امام صادق(ع): إنَّ ا... عَزَّوَجَلَّ لَم یَبعَث نَبیّاً إلّا بصِدقِ الحَدیثِ وَ أداءِ الأمانَهِ إلَی البَرِّ وَ الفاجِرِ.(9) خدای عزوجل هیچ پیامبری را نفرستاد، مگر با راستگویی و برگرداندن امانت به نیکوکار و یا بد کار.رسول ا... (صلّی ا... علیه و آله و سلّم) :اِن اَحبَبتُم اَن یُحِبَّکُمُ ا... وَ رَسولُهُ، فَاَدّوا اِذا ائتُمِنتُم وَ اصدُقوا اِذا حَدَّثتُم وَ اَحسِنوا جِوارَ مَن جاوَرَکُم.(10) اگر که می‌خواهید خدا و پیغمبر، شما را دوست بدارند، وقتی امانتی به شما سپردند، امانتداری کنید و چون سخن گویید، راست گویید و با همسایگان خود به نیکی رفتار نمایید.امام على (ع): اَلامانَهُ تَجُرُّ الرِّزقَ،و الخیانَهُ تَجُرُّ الفَقرَ؛(11) امانتدارى روزى مى آورد و خیانت در امانت فقر.بنابراین بر هر فرد جویای حق لازم است که در برخورد با دیگران اصول معاشرت را از سیره و روش اوصیا و اولیای الهی اتخاذ کند و این بزرگواران را الگوی اخلاقی خود قرار دهد.

پی‌نوشت‌ها:

1ـ بحارالانوار، ج 16، ص 235؛ وسائل الشیعه، ج 8، ص 559.

2ـ بحار الانوار، ج 75، ص 379.

3ـ الكافی، ج 2، ص 199.

4ـ سفینه البحار، ج 2، ص82.

5ـ امالى(طوسى) ص535.

6ـ تحف العقول ص376.

7ـ عیون اخبار الرضا ج2 ، ص29 ، ح25.

8ـ كافى، ج5 ، ص144 ،ح 14؛من لا یحضر الفقیه ج3 ، ص299.

9ـ همان،ج2، ص104،ح1.

10ـ نهج الفصاحه، ح 554.

11ـ تحف العقول ص221.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
Powered by TayaCMS