دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

اهمیت و روش عذرخواهی

No image
اهمیت و روش عذرخواهی

كسى كه به مسلمانى ظلمى كرده باشد، باید از او عذر خواهى كند و دل او را به دست آورد و به اصطلاح حلالیت طلب كند، به خصوص هنگام رفتن به سفر.

در این زمینه داستانى را نقل مى‌‌كنیم:على بن یقطین كه یكى از یاران امام كاظم (علیه السلام) بود و به دستور امام در دستگاه هارون كار مى‌‌كرد، عازم مكّه گردید، خواست در مدینه امام كاظم (علیه السلام) را زیارت كند، امام به او اجازه ملاقات نداد و فرمود: امسال حج تو قبول نمى‌‌شود. چون تو ابراهیم شتربان را در محل كار خود نپذیرفته‌‌اى، خدا هم تو را نمى‌‌پذیرد.

 على بن یقطین بسیار ناراحت شد، از مدینه به كوفه برگشت و به سراغ آن شتربان رفت و دَرِ خانه او را كوبید و صورت خود را روى خاک گذاشت و به آن شتربان گفت: با پاى خود صورتم را لگدمال كن. شتربان قبول نمى‌‌كرد تا با اصرار او،این کار را کرد و او مى‌‌گفت: «الّلهُمّ اشْهَد»، خدایا شاهد باش كه دارم توهین خود را جبران مى‌‌كنم. سپس به مدینه برگشت و امام كاظم (علیه السلام) او را پذیرفت‌[1].

مراحل و آداب عذر خواهی به شرح ذیل است:

1: پیدا كردن مشكل؛باید بدانید كه چه كاری از شما سرزده كه باعث آزار طرف مقابلتان شده است مثلاً حرف بدی زده‌اید، به قولتان عمل نكرده‌اید و...

2: مسئولیت كاری كه انجام داده‌اید را خودتان به گردن بگیرید نه این كه در نیمی خودتان را مقصر بدانید و نیمی دیگر را به گردن طرف مقابل یا دیگران بیندازید. عذر خواهی كه همراه با بهانه آوردن باشد عذر خواهی نیست.

3: سعی كنید زمان مناسبی را برای عذرخواهی انتخاب كنید. گاهی اوقات بهتر است بعد از مرتكب شدن به اشتباه سریع از طرف مقابل عذرخواهی كنید و گاهی هم نه، باید مدتی از این عمل بگذرد؛ و این بستگی به طرف مقابلتان دارد. بعضی‌ها وقتی خشمگین می‌شوند ادامه صحبت و عذرخواهی باعث می‌شود اوضاع بدتر شود و زمانی باید بگذرد تا عصبانیت طرف مقابل فروكش كند.

4: سعی كنید عذرخواهی‌تان را روی كاغذ بنویسید و حرف‌هایی كه دوست داشتید را در كاغذ به او بدهید یا می‌توانید صدایتان را ضبط كنید و به او بدهید؛ این در صورتی است كه از عذر خواهی رودر رو خجالت می‌كشید.

5: خیلی دقیق اتفاق را توضیح دهید تا طرف مقابل به درستی متوجه شود که برای چه عذر می‌خواهید. از استفاده کلمه اما خودداری کنید (مثلاً نگویید معذرت می‌خواهم اما...) چون این کلمه نشان می‌دهد که معذرت نمی‌خواهید. همچنین نگویید که معذرت می‌خواهم که چنین احساسی دارید یا معذرت می‌خواهم که ناراحت شدی. برای کاری که کردید معذرت بخواهید

6: سعی كنید اشتباه خودتان را با یك عمل خوب جبران كنید و از طرف مقابلتان بخواهید یك فرصت دیگر برای جبران اشتباهتان بدهد.

7: سعی كنید صبور باشید، اگر عذرخواهی‌تان مقبول نشد از او به خاطر شنیدن حرف‌هایتان و اجازه دوباره برای عذرخواهی مجدد در آینده تشکر کنید. مثلاً بگویید که درک می‌کنید که هنوز از دستتان ناراحت هستند اما از اینکه اجازه عذرخواهی بهتان دادند تشکر کنید.

8: روی حرفتان باشید. یک عذرخواهی واقعی باید یک تصمیم را به دنبال خود داشته باشد و باید برای جدی کردن عذرخواهیتان همیشه روی قولتان بمانید.امید است با ارائه این راهكارها در این امر موفق باشید و البته كسانی كه عذرخواهی دیگران را قبول نمی‌كنند نیز باید بدانند كه امیر المومنین در مورد آن‌ها می‌فرماید:بدترین مردمان كسی است كه عذر را قبول نكند ، و از گناه در نگذرد[2].

سؤال، عامل رشد فکری

بحث خود را با حدیث زیبایی از امام صادق(ع) شروع می‌کنیم که می‌فرمایند:«دوست ندارم جوانان شما را ببینم مگر در دو حالت:دانشمند(عالم) یا دانشجو(متعلم).» همانطور که در این حدیث زیبا مشاهده می‌شود امام ششم ما حساسیت زیادی روی مقوله دانش و دانش ورزی دارند و تنها این دو حالت را برای جوانان می‌پسندند. حال باید هر جوانی وظیفه خود را به عنوان علاقه مند و ارادتمند امام(ع) به روشنی بداند که راهی جز حرکت در مسیر علم و رشد فکری نداریم. بعد از روشن شدن وظیفه ممکن است سؤالی ذهن ما را به خود مشغول کند که چه راه‌ها و ابزاری وجود دارد که ما را در این مسیر کمک کند؟ در پاسخ باید گفت:راه‌های مختلفی وجود دارد و یکی از مهمترین آنها سؤال است چنانکه قرآن کریم می‌فرماید: فسألوا اهل الذکر إن کنتم لا تعلمون؛ یعنی اینکه از اهل فن سؤالی کنید اگر نمی‌دانید و پیامبر(ص) در تشبیه زیبایی می‌فرماید:«دانش گنجینه ای است و کلید آن پرسش است.» حال با توجه به مطلب فوق روشن می‌شود که باید به عنوان یک جوان همواره به دنبال کسب علم و علم اندوزی باشیم و وقت خود را به بیهودگی هدر ندهیم و برای کسب علم و ریشه فکری باید از ابزار مهمی‌به نام سؤال بهره ببریم. در این جا لازم به نظر می‌رسد که از نوع پرسیدن هم سخن به میان آید چرا که گاه دیده می‌شود برخی جوانان بیجا سؤال می‌پرسند یا اینکه سؤال را وسیله ای برای به سختی انداختن طرف مقابل به کار می‌گیرند لذا ذکر نکاتی در زمینه آداب پرسش و پرسش‌گری از دیدگاه قرآن و عترت لازم به نظر می‌رسد؛پرسشگر باید شرایطی را قبل از پرسیدن خود مورد توجه قرار دهد تا بتواند از پرسش خود بهترین نتیجه را بگیرد.در یک نگاه پرسش خود را به انگیزه صحیح و منطقی بپرسد.جوان سؤال کننده باید بداند به چه چیزی جهل دارد و غرض او از این پرسش چیست و با قصد و غرض به سراغ سؤال برود و نیز پرسشگر باید به گونه ای زیبا و نیکو سؤال خود را مطرح و ادب خود را به شکل کامل رعایت نماید. حال در حد مختصر و اشاره به بیان شرایط و آداب پرسش در اسلام می‌پردازیم: شرط اول:پرسشگر باید خواهان روشن شدن نسبت به آنچه نمی‌داند باشد نه آنکه خود را دانا بداند و بخواهد تا طرف سؤال را به گمان خود آزمایش کرده تا او را به دشواری و احیاناً رسوایی بیفکند. چنانکه امیرالمؤمنین علی (ع) می‌فرماید:«سل تفقهاً و لا تسل تعنتاً» یعنی اینکه باید پرسش برای کسب فهم و اطلاعات باشد نه برای به سختی انداختن طرف مقابل. شرط دوم: پرسش به لحاظ ظاهری نیز باید نیکو مطرح شود.چنانکه رسول خدا(ص) می‌فرماید:«من احسن السؤال علمٌ و من احسن السؤال» یعنی اینکه کسی که نیکو پرسش می‌کند دانایی دارد و کسی که دانا باشد نیکو پرسش می‌کند. شرط سوم:سؤال کننده جوان ما باید سؤالاتی را بپرسد که مرتبط با او باشد و از سؤالات بی‌ربط یا غیرعقلانی پرهیز کند.امام صادق(ع) وقتی که ابوبصیر که یکی از یاران خاص اوست درباره سخن گفتن رعد پرسش نمود در خطاب به او فرمود:«یا ابا محمد سل عمّا یعنیک و دع ما لا یغنیک» یعنی اینکه آنچه به تو ارتباط دارد پرسش کن و آن چه درخور فهم تو نیست واگذار. با امید به آنکه همواره در مسیر علم و دانش باشیم و بتوانیم از پرسش در مسیر خویش نهایت بهره را ببریم.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
Powered by TayaCMS