دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

باشد به قدر همت تو اعتبار تو

مطابق تعالیم نورانی قرآن کریم و روایات معصومین(ع)، سعادت و شقاوت انسان در گرو اعمال و کردار اوست: «کل نفس بما کسبت رهینه».
باشد به قدر همت تو اعتبار تو
باشد به قدر همت تو اعتبار تو
نویسنده: علی خانی

مطابق تعالیم نورانی قرآن کریم و روایات معصومین(ع)، سعادت و شقاوت انسان در گرو اعمال و کردار اوست: «کل نفس بما کسبت رهینه». انسانهای سعادتمند کسانی هستند که همت خویش را در این دنیا صرف خودسازی و تهذیب نفس نموده، رضای الهی را هدف عالی زندگی خویش قرار داده‌اند. به فرموده حضرت علی(ع):

«ما المغبوط الا من کانت همته نفسه لایغبها عن محاسبتها و مطالبتها و مجاهدتها»

«غبطه و افسوس نباید خورد بر حال کسی مگر بر آن کس که همتش اصلاح نفس او است و هر روزه نفس خود را حسابرسی و بازخواست کرده و با آن پیکار نماید»

اما کسانی که تمام همّ و غمّ خود را حیات فانی دنیا قرار داده و توجهی به جلب رضای خداوند نداشته و اعمال و رفتار آنها رنگ و بوی الهی ندارد، بی شک اهل شقاوت خواهند بود و روز قیامت ندای ندامت سر خواهند داد. امیرالمومنین علی(ع) می‌فرماید:

«لم یفد من کانت همته الدنیا عوضا و لم یقض مفترضا؛

کسی که همتش دنیا باشد، به جای آنچه از دست داده چیزی کسب نکرده و واجبی را بجا نیاورده است».

نیز می‌فرماید:

«من لم یکن همّه ما عندالله سبحانه لم یدرک مناه»

«کسی که همت و هدفش چیزی جز آنچه در پیشگاه خدای سبحان است، باشد، به آرمان و آرزوی خود نخواهد رسید».

امام حسین(ع) از رسول اکرم(ص) نقل فرموده که:

«ان الله عز و جل یحب معالی الامور و یکره سفسافها»

«خداوند همتهای بزرگ و فکرهای بلند را دوست دارد و از کارهای سست و همت های فرومایه کراهت دارد».

مطابق فرمایش مولای متقیان علی(ع)، ارزش و منزلت هر انسانی به قدر همت اوست و عمل و کردارش به اندازه نیت و قصد او: «قدر الرجل علی قدر همته و عمله علی قدر نیته». هر قدر که همت انسان شریف و عالی باشد، نه وضیع و دون، قیمت و ارزش انسان بیشتر می‌شود: «من شرفت همته عظمت قیمته». همچنین می‌فرمایند:

«من صغرت همته بطلت فضیلته»

کسی که عزم و همتش کوچک باشد فضیلت و برتری اش باطل و تباه گردد».

آن حضرت در بیان دیگری ضمن ابطال پندار کسانی که شرافت و ارزش انسانها را در بهره مندی از مال و منال دنیوی می‌بینند، می‌فرمایند:

«المرء بهمته لابقنیته»

«شخصیت آدمی به همت اوست نه به مال و اندوخته اش».

نیز می‌فرمایند:

«الشرف بالهمم العالیه لابالرمم البالیه»

«شرافت به همتهای بلند است نه به استخوانهای پوسیده».

ارزش همت هر کس هم به اندازه ارزش و اهمیت هدفی است که همتش را برای نیل به آن هدف، صرف می‌کند. انسان همواره باید در ترسیم اهداف خود، بهترین، والاترین و ارزشمندترین آنها را برگزیند و برای دستیابی به آنها اقدام نماید، چه اینکه امیر بیان علی(ع) می‌فرماید:

«خیر الهمم اعلاها»؛

«بهترین همتها بلندترین آنهاست».

آری این همت های بزرگ و اهداف والا هستند که انسان‌ها را به تلاش‌های ارزشمند، مداوم، پیگیر و خستگی ناپذیر فرا می‌خوانند:

«من کبرت همته کبر اهتمامه»

«کسی که همتش بزرگ باشد اهتمام و تلاشش نیز بزرگ خواهد بود».

عین القضات می‌گوید: «حق تعالی گفت: شما دانید که من چرا سه تن را از میان بندگان برگزیدم؟ ابراهیم خلیل را به خُلّت (دوستی) از بهر آن مزین کردم که در میان ارواح، هیچ روح، چنان با سخا و بخشش ندیدم که روح ابراهیم را بود. پس به موسی نگاه کردیم؛ در میان ارواح، هیچ روحی متواضع‌تر و گردن نهاده‌تر از روح موسی ندیدم؛ پس او را به کلام خود مخصوص کردیم. پس به روح مصطفی نظر کردیم؛ در میان ارواح، هیچ روح مشتاق‌تر از روح او ندیدیم، پس او را به رویت خود برگزیدیم، و اختیار کردیم. این همه، بیان همت می‌کند. همت، بالاگرفته است بر همه چیز. آن است که هر که عالی همت تر، کار او رفیع تر».

همان گونه که بیان شد، مطابق فرمایش امیرمومنان علی(ع)، ارزش و منزلت هر انسانی به اندازه همت اوست و عمل و کردارش به اندازه نیت و قصد او: «قدر الرجل علی قدر همته و عمله علی قدر نیته». هر قدر که همت انسان شریف و عالی باشد، قیمت و ارزش او بیشتر می‌شود: «من شرفت همته عظمت قیمته». حضرت علی (ع)، بزرگواری و آقایی را نتیجه داشتن همت بلند، دانسته: «الکرم نتیجه علوّ الهمه»؛ می‌فرماید:

«الفعل الجمیل ینبی عن علوّ الهمّه»

«کار نیک و شایسته، از بلند همتی ناشی می‌شود».

از سوی دیگر، کارهای پست، نشانه بی‌همتی یا پستی همت است. همان گونه که همت بلند به آدمی شخصیت می‌بخشد، او را رشد می‌دهد و به کمالات می‌رساند، دون همتی، به سقوط انسان می‌انجامد و جز اتلاف وقت و هدر دادن فرصت‌ها واز دست رفتن امکانات و استعدادها چیز دیگری به همراه ندارد. امیر بیان علی‌(ع) می‌فرماید:

«ما رفع امرء کهمّته و لاوضعه کشهوته»

«هیچ چیز مانند همت بلند انسان را بزرگ نکرد، چنانکه چیزی مانند شهوت رانی او را به زمین نزد».

در بیان دیگری حضرت، پستی همت را موجب از دست رفتن فضایل دانسته:

«من صغرت همّته بطلت فضیلته»؛ و از همنشینی و مصاحبت با چنین انسانهایی برحذر می‌دارد: «من دنت همّته فلاتصحبه»؛ «کسی که همت او پست است با او مصاحبت و رفاقت مکن».

امیرالمومنین علی(ع) با تقبیح دون همتی و انسان‌های دون همت، می‌فرماید:

«من کانت همّته ما یدخل فی بطنه کانت قیمته ما یخرج من بطنه»؛

«کسی که همتی جز پر کردن شکم ندارد، قیمت او نیز همان است که از شکم او بیرون می‌آید».

ایشان در توصیف انسانهایی که تمام همت خود را در دنیا، صرف شکم پروری و شهوترانی نموده‌اند، می‌فرماید:

«ما ابعد الخیر ممّن همّته بطنه و فرجه»؛

«چه بی خیر است کسی که فکری جز شکم و شهوت ندارد».

در بیان دیگری، حضرت با ترغیب مردم نسبت به حیات باقی آخرت:

«اجعل همّک و جهدک لآخرتک؛ همت و تلاش خود را صرف آخرتت کن»،

می‌فرماید:

«من کان الآخره همه کفاه الله همه من الدنیا و من اصلح سریرته اصلح الله علانیته»؛

هر که همت و توجهش به کار آخرت باشد، خدا کفایت امور مهم دنیای او را خواهد کرد و هر کس باطن خود را اصلاح کند خدا ظاهرش را در بین خلق نیک و صالح می‌گرداند تا همه او را به نیکویی یاد کنند و زبان به ذکر خیرش گشایند»

امیرالمومنین علی(ع)، ندامت و پشیمانی را عاقبت دون همتانی دانسته است که منتهای همت آنها، دنیا و خوشیهای زودگذر آن است:

«من کانت الدّنیا همّته اشتدّت حسرته عند فراقها»؛

کسی که همتی جز دنیا ندارد هنگام مردن غصه او بسیار خواهد بود».

امام خمینی(ره) درباره آخرت طلبی و اعراض دادن نفس از دنیا خواهی می‌فرمایند: «پس ای طالب حق و سالک الی الله چون طائر خیال را رام نمودی و شیطان واهمه را به زنجیر کشیدی و خلع نعلین حبّ زن و فرزند و دیگر شئون دنیوی نمودی و با جذوه نار عشق فطره اللهی مانوس شدی و خود را خالی از موانع سیر دیدی و اسباب سفر را آماده کردی، از جای برخیز و از این بیت مظلمه طبیعت و عبورگاه تنگ و تاریک دنیا هجرت کن و زنجیرها و سلسله‌های زمان را بگسلان و از این زندان خود را نجات ده و طائر قدس را به محفل انس پرواز ده. پس عزم خود را قوی کن و اراده خویش را محکم نما که بدون آن راهی را نتوان پیمود و به کمالی نتوان رسید. شیخ بزرگوار شاه آبادی (روحی فداه) آن را مغز انسانیت تعبیر می‌کردند. بلکه می‌توان گفت که یکی از نکات بزرگ تقوا و پرهیز از مشتهیات نفسانیه و ترک هواهای نفسانیه و ریاضات شرعیه و عبادات و مناسک الهیه، تقویت عزم و انقهار قوای ملکیه در تحت ملکوت نفس است».

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
Powered by TayaCMS