دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

بایسته‌های تبلیغ

بایسته‌های تبلیغ
بایسته‌های تبلیغ

بایسته‌های تبلیغ

روزنامه کیهان

تاریخ انتشار: 23 تیر ماه 1397

آیات قرآن به اصول خاصی از تبلیغ توجه می‌دهد که بسیار با اهمیت و اساسی است. این اصول باید درروش‌های تبلیغی مبلغان همواره مد نظر قرار گیرد. برخی از این اصول عبارتند از:

1- تبیین‌گری: از مهم‌ترین اصول در پیام رسانی توجه به حوزه تبیین‌گری است. پیام باید به گونه‌ای ارائه شود که قابل درک برای مخاطبان باشد. از این رو، توجه به ویژگی‌های مخاطبان از جمله سطح فهم و درک آنان بسیار با اهمیت است. چنانکه در قرآن از «بلاغ مبین» یا «بیان» یا «تبیان» سخن به میان آمده و مورد تأکید و اهتمام قرار گرفته است. بیان از واژه «بین» به معنای جدایی است. به سخنی که واژگان و جملات آن به طور واضح و روشن آورده شود و درهم و مخلوط نباشد، بیان می‌گویند. از همین رو اعراب گذاری برای درست خوانی و ترتیلخوانی برای قرائت روشن و واضح در دستور کار قرار می‌گیرد؛ زیرا جملات با وضوح ادا می‌شود و جمله در پایان با وقف و سکوت همراه است تا مخاطب جمله را هضم کرده و امکان تدبر و درک آن را داشته باشد.(مزمل، آیه 4؛ فرقان، آیه 32) در راستای تبیین‌گری لازم است تا با توجه به سطح فهم و درک مخاطبان، از برهان عقلی، تمثیل روشن و واضح، قصه و مانند آنها استفاده شود.(فرقان، آیه 33) این گونه است که حجت بالغه تحقق می‌یابد و کسی نمی‌تواند مدعی عدم درک و فهم پیام شود.(انعام، آیه 149)

2- فهم شهودی: پیام باید به گونه‌ای ارائه شود که هر کسی با توجه به شخصیت خویش بتواند آن را فهم و درک شهودی کند و پیام به جان و قلب او نفوذ نماید. بلاغت سخن زمانی خواهد بود که این رسایی تنها در واژگان نباشد، بلکه افزون بر رسایی سخن و واژگان در ارائه مفهوم و معنا که از آن به بلاغت یاد می‌شود و همچنین افزون بر فصاحت که دلالت بر شیوایی و جنبه زیباشناختی آن دارد، پیام باید به گونه‌ای بلیغ باشد که بتواند در جان آدمی نفوذ کند. به سخن دیگر، افزون بر برهانی بودن محتوا و استواری آن، و نیز رسایی و بلاغت در ارائه محتوا و مفهوم، و همچنین جنبه زیباشناختی شیوایی و فصاحت، کلام باید به گونه‌ای باشد که بتواند در فطرت و جان آدمی نفوذ کند. این زمانی رخ می‌دهد که پیام براساس مبانی فطرت آدمی و مطابق و متناسب با آن باشد، این گونه است که پیام به جان می‌نشیند. از همین روست که خدا درباره پیام‌های قرآنی می‌فرماید: وَ عِظْهُمْ وَقُلْ لَهُمْ فِی أَنْفُسِهِمْ قَوْلًا بَلِیغًا؛ و آنان را موعظه کن و برای آنان سخن بلیغ و رسایی بگو که در جان و دلشان مؤثر افتد و سخن به درون دلهایشان نفوذ کند.(نساء، آیه 63) پس باید رسایی و بلاغت محتوای پیام به گونه‌ای باشد که به جان و دل مردمان برسد و در آن جای گیرد و نفوذ کند. از قدیم گفته‌اند: هر سخن کز دل برآید لاجرم بر دل نشیند. سخن چون از فطرت پاک برآید بر فطرت پاک می‌نشیند و تأثیر می‌گذارد. این همان فهم شهودی است که نیازمند بلاغت و ابلاغ شهودی از سوی پیام رسان است.برای تحقق این هدف لازم است پیام رسان، نخست به اصلاح خود بپردازد وبه آنچه می‌گوید ایمان داشته باشد و سپس آن را در زندگی و منش خود پیاده کند. چنین مبلغ عالم عامل، قطعاً سخنش در جانها نفوذ خواهد کرد و بر دلها خواهد نشست.

3- همزبانی فرهنگی: مبلغان برای ابلاغ پیام باید با گیرنده پیام از نظر فرهنگی همزبان باشند؛ زیرا تفاوت‌های فرهنگی می‌تواند در پیام رسانی و ابلاغ آن اخلال ایجاد کند.

4- هم‌نژادی: افزون بر ارتباط فرهنگی میان گوینده پیام و گیرنده آن، باید نوعی ارتباط نژادی و قومیتی مورد توجه قرار گیرد؛ زیرا انسان به خویش و قوم هر چند دور خود اعتماد می‌کند و از همان آغاز جبهه نمی‌گیرد و به مخالفت خوانی رو نمی‌آورد. از این رو قرآن بارها از برادری قومی میان پیامبران و مخاطبان آنان سخن به میان آورده است.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
Powered by TayaCMS