دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

بخشيدن را ياد بگيريد

No image
بخشيدن را ياد بگيريد

 بايد بدانيم كه به جاي انتقام مي‌توانيم كاري كنيم كه نتيجه مثبت‌تري دارد و آن گفتن اين است كه شما را مي‌بخشم. بخشيدن به معناي تسليم شدن نيست بلكه به اين منظور است كه اين هم بگذرد. وقتي فرد آزاردهنده را مي‌بخشيد از نظر هيجاني ديگر به او پايبند نشده‌ايد. بخشش شما را از كابوس فرد ديگري خلاص مي‌كند و به شما امكان زندگي پسنديده و آرامي را مي‌دهد. وقتي آدمي خشمگين مي‌شود ممكن است احساس مسئوليت بيشتري بكند اما بخشش كم كم احساس قدرت بيشتري را القاء مي‌كند. وقتي كسي را مي‌بخشيد قدرت صلاحديد شما احيا مي‌شود. مهم نيست كه فرد لايق بخشش باشد، شما سزاوار رهايي هستيد. دليل ديگري كه ممكن است ما را از بخشش بازدارد مي‌تواند احساسي چون ضعف باشد. بعضي‌ها فكر مي‌كنند بخشيدن يعني اينكه آنها اشتباه كرده‌اند و حق با ديگري است. بخشش فقط بيرون كشيدن خنجر از شكم تان است. بخشش همانقدر كه براي جسم خوب است براي روان نيز گوارا و خوب است. زنده كردن و زنده نگه داشتن جراحات گذشته براي سلامتي ضرر دارد. ثابت شده است كه حتي يادآوري ساده يك واقعه كه باعث خشمگين شدن فرد مي‌شود براي قلب استرس آور است. ابتدا احساس‌هاي منفي همچون خشم و غمگيني و خجالت را تحمل مي‌كنيد، بعد سعي مي‌كنيد از آنچه اتفاق افتاده سر در بياوريد يا به بررسي تسكين اين پيشامدها مي‌پردازيد. بعضي افراد ممكن است هيچ‌وقت به مراحل نهايي بخشش دست پيدا نكنند.

  پيشنهادها

با آزردگي كوچك شروع كنيد: آزردگي و دلخوري جزئي كه از سوي غريبه‌ها، دوستان، آشنايان و حتي صميمي‌ترين فرد حاضر در زندگي تان بر شما وارد مي‌شود و موجب تكدر خاطر و دل شكستگي‌تان مي‌شود را ناديده بگيريد. زيرا شما را براي امر خطير و نخستين گام بخشيدن آزارهاي اصلي آماده مي‌سازد.

 خودتان را از احساس‌هاي مضر و منفي رها كنيد: احساس خشم يا نااميدي خود را براي يك دوست يا مشاوري دلسوز و مورد اعتماد بازگو كنيد. اين عمل تجربه نيرومندي را براي گوش فرا دادن به شما مي‌بخشد و مي‌توانيد بدون هيچ خطر بازگويي يا انجام چيزي كه بعدها غم آن را بخوريد بر احساسات خود فائق آييد. همچنين با اين رفتار مي‌توانيد از نمودهاي منفي ناشي از خشم نيز دوري و اجتناب كنيد.

  به فردي كه شما را آزرده خاطر كرده است نامه بنويسيد: جزئيات حقيقتي را كه اتفاق افتاده همان‌گونه كه آن را تجربه يا آن را مشاهده كرده‌ايد بدون هيچ گونه دخل و تصرفي بنويسيد. سعي كنيد اگر برايتان مقدور است نامه خود را به دست فردي كه شما را آزرده است، به طريقي برسانيد و براي تخليه كامل هيجان و برطرف كردن مساله به صورت بنيادي، بهتر است در كمال آرامش با فرد مورد نظر راجع به محتويات نامه به گفت‌وگو بنشينید و اشتياق خود را براي برطرف كردن سوءتفاهمات و ناراحتي بيان كنيد و درصدد رفع كامل مشكل برآييد، چنانچه فردي كه شما را آزرده است فوت كرده، نامه را پس از نوشتن بسوزانيد. روش سمبليكي كه خشم را كاملاً مي‌سوزاند و از بين مي‌برد.

  احساس نكنيد كه مقابله كردن و رو در رو شدن ضروري است: بخشش مي‌تواند بدون دخالت يا آگاهي كسي هم اتفاق بيفتد. افرادي را كه مي‌بخشيد، ممكن است هرگز نفهمند كه در حق شما اشتباه كرده‌اند يا حتي در صورت آگاهي نيز، خود را نه تنها گناهكار و متهم قلمداد نكنند بلكه محق بر اين عمل نيز بدانند؛ با اين تفاسير شما باز مبادرت به عمل بخشش كنيد زيرا آنچه مهم است فائق آمدن شما بر خشم تان است.

 با همدلي گوش فرا دهيد: اگر با كسي كه مخالف شماست رودررو قرار گرفتيد ساكت باشيد و گوش فرا دهيد و بعد هر چه شنيده‌ايد را به او نسبت دهيد. در اين صورت شما خواهيد توانست رفتار را از چشم‌انداز و نظرگاه ديگري نيز ببينيد و سعه صدر بيشتري از خود نشان دهيد كه اين خود نيز در نهايت مي‌تواند منجر به بخشش شود.

  عبادت و تفكر را فراموش نكنيد: الا بذكر الله تطمئن القلوب، را بسيار تكرار كنيد. همانطور كه خود نيز اذعان داريد معنويت و ايمان آرام بخش است.

  به خاطر داشته باشيد كه بخشش همان فراموشي نيست: نبايد آزردگي‌ها را فراموش كنيم. اين تجربيات در عين ناراحت‌كننده بودن شان بسيار آموزنده و عبرت‌دهنده نيز هستند. اين تجربيات به ما آموزش مي‌دهند كه دوباره قرباني نشويم و ديگران را نيز قرباني نكنيم. بخشش آرامش دروني مي‌آورد. پس بخشنده باشيد تا احساس‌هاي مثبت به وجود آمده، راه زندگي بهتر را براي شما هموار كند.

اوج عزت

انسان، جلوه صفات پروردگار است و نمایندە حق در آفرینش. از جلوه‌های خداگونگی انسان،«عزت» در زندگی است که پرتویی از نور ایمان است.ایمان،نورانیت در دل مؤمن پدید آورده و او را عزیز می‌سازد و بزرگی می‌بخشد. خداوند،در قرآن می‌فرماید:﴿من کان یرید العزّة فلله العزة جمیعاً﴾(سوره فاطر،آیه 10). «هر که عزت خواهد،پس همه عزت نزد خداست».«عزت»، قدرت و نفوذ ناپذیری است.به سخنی دیگر، عزت حالتی است که انسان را شکست ناپذیر می‌سازد و سرچشمه آن، وجود حق است و سپس به وجود آدمی‌جاری می‌شود. همه نیروهای نفوذ پذیر برای خداوند است. خداوند، هم عزیز است و هم عزت بخش. هر چه رابطه با او بیشتر باشد، عزت بیشتر است. علامه طباطبایی(ره)، پیرامون آیه فوق می‌گوید: «معنایش این است؛ هر کس عزت می‌خواهد باید از خدای تعالی بخواهد. زیرا، عزت همه اش ملک خداست و هیچ موجودی نیست که خودش، به طور ذاتی عزت داشته باشد.» عزت بر دو گونه است: عزت شایسته، که ذات پاک خداوند را به عزیز توصیف می‌کنیم. و عزت ناپسند،که همان غرور در برابر حق است. این عزت، در حقیقت، ذلت است. رسیدن به عزت، دو مرحله دارد: 1.مرحله عزت فکری و کلامی، که سخن را پاکیزه کند. 2.مرحله عزت عملی، که عمل را صالح و استوار سازد. بدین سان، عقیده پاک به سوی خدا اوج می‌گیرد و دارنده آن را نیز پرواز می‌دهد تا در جوار عزت حق قرار گیرد. اما،عزّت به معنای غیرت مغرورانه، قدرت پوشالی است و سراب عزت. این حالت، از ستمگری و دشمنی به دست می‌آید. خداوند، می‌فرماید: ﴿بل الذین کفروا فی عزة و شقاق﴾ (سوره ص،آیه 2). آن‌ها که کافر شدند، گرفتار غیرت و دشمنی اند. کافران، قدرت و ثروت را راه رسیدن به عزت می‌دانند. این سراب عزت است که گروهی از مسلمانان سست ایمان نیز، در آن گرفتار آمده‌اند.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایتʅ)

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت(5)

عبادت بدون بینش آنان برخی را به اشتباه می انداخت و خطر اشاعه ی این مرض مسری در جامعه بود. امام علی(علیه السلام) به این خطر بیم می داد، آن حضرت(علیه السلام) شنید که مردی از خوارج شب بیدار است و به دعا و تلاوت قرآن مشغول است؛ امام فرمودند:« به یقین خفتن به که با دودلی نمازگزاردن» (نهج البلاغه، حکمت97).
نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت ʁ)

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت (1)

نهج البلاغه، مشهورترین و ماندگارترین اثر سید رضی(قدس سره) است، که آن را در سال 400 هجری قمری، شش سال پیش از وفات خود با استفاده از دانش وسیع و ذوق سرشار و گزینش نیکوی ادبی، از میان خطبه ها، نامه ها، وصیت نامه ها و کلمات کوتاه حکمت آمیز امیرالمؤمنین(علیه السلام) گردآوری نموده است.
نهج البلاغه بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت ʂ)

نهج البلاغه بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت (2)

هر یک از این دو امتیاز به تنهایی کافی است که به کلمات علی (ع) ارزش فراوان بدهد، ولی توأم شدن این دو با یکدیگر، یعنی این که سخنی در مسیرها و میدان های مختلف و احیاناً متضاد رفته و در عین حال کمال فصاحت و بلاغت را در همه ی آنها حفظ کرده باشد، سخن علی(ع) را قریب به حد اعجاز قرار داده است و به همین جهت سخن علی (ع) در حد وسط کلام مخلوق و کلام خالق قرار گرفته است
Powered by TayaCMS