دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

بی غیرتی Nerveless

No image
بی غیرتی Nerveless

كلمات كليدي : بي غيرتي، غيرت، حميّت، غضب، ديوثي

نویسنده : اصغر صفرزاده

بی غیرتی ازجمله صفات رذیله‌ای است که در زمان ما نسل بشر را بیش از پیش به چالش کشیده و استعمارگران و سرمایه‌دارن و قدرتهای سلطه‌گر دست در دست هم در پی ترویج و اشاعه آن هستند تا ملتها را از داخل تهی کرده، روح مردانگی و آزادیخواهی را در آنها منسوخ سازند تا هر چه بیشتر و آسانتر بتوانند امیال و خواسته های پلید خود را در جهان کنونی پیاده کنند.

تعریف بی غیرتی

غیرت و حمیت در لغت، شدت حرارت و علاقه و تعصّبی است که از لطافت باطن سرچشمه گرفته و در دفاع از حریم شخصی بکار می‌رود[1] و در اصطلاح علمای اخلاق عبارت است از سعى در محافظت آنچه نگاهبانى آن لازم است؛ از دین و آبرو و شرف و ناموس و اموال و اولاد که نتیجه شجاعت و بزرگى و قوّت نفس است و از ملکات شریف و نقاط قوت شخص به حساب می‌آید و مردانگى به آن تحقّق یافته، فاقد و بی مایه از آن، از جرگه مردان به دور است.[2] بنابراین غیرت و حمیت را از آن رو به این نام نهاده‌اند که به هنگام دفاع از حریم خصوصی خود در مقابل مهاجم و تعرض کننده، فشار خون و حرارت بدنی شخص بالا رفته در مقام دفاع برمی‌آید.

با توجه به مطالبی که دربارۀ غیرت گفته شد معنا و مفهوم بی‌غیرتی آشکار می‌شود که عبارت است از کوتاهى و اهمال در محافظت از آنچه نگاهبانى آن لازم است، از دین و عرض (ناموس و آبرو) و اولاد و اموال، که آن هم از نتایج کوچکى و ضعف نفس است که از مهلکات بزرگ به شمار مى‌رود و گاه به دیّوثى و قیادت منجر مى‌شود.[3]

بی غیرتی از منظر سنت

انبیاء و اولیاء که پرچمداران راهنمایی انسان هستند از این مسأله مهم که مفاسد و تبعات ویرانگری هم برای نظام خانواده و هم برای اجتماع در پی دارد غافل نبوده، به مقابله با آن پرداخته‌اند. در ذیل به نمونه‌هایی از آن اشاره می‌کنیم:

رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم فرموده است:

«دل مرد بى‌غیرت، وارونه و سر به‌زیر است»[4] (به این معنا که برخلاف خوى انسانى است).

امیر المؤمنین علیه السّلام هم (هنگامى‌که در عراق بودند) فرمودند:

«اى اهل عراق شنیده‌ام که زنان شما در راهها با مردان برخورد مى‌کنند (و در جاى شلوغ به یکدیگر شانه مى‌زنند که راه بدهند) آیا شرم نمى‌کنید؟»[5]

حال چه باید گفت در مورد اتفاقاتی که در جامعه بشری به وقوع پیوسته است و گروههایی با نامها و عناوین فریبنده همچون فمنیسم و دفاع از حقوق زنان، خانمها و نوامیس مردم را به انواع حیله‌ها و ترفندها به انظار عمومی فراخوانده آنها را در میان مردان و جامعه‌ای مسموم رها می‌کنند تا دستان پلید عده‌ای سودجو یا هوسران یا افرادی جاهل و غافل به بهره کشی از این مخلوقات لطیف و وزنه‌های مؤثر اجتماع پرداخته، کیان خانواده را سست کنند و با شعارهای پوچ و دهان پُرکن، آبرو و حیثیت و قداست آنها را به باد اشتباهات خود دهند و گاهی با دادن اعلامیه‌ها و بیانیه‌هایی سعی در موجه جلوه دادن چهرۀ زشت و سودجوی خود برآیند؛ از وجدانهای بیدار که به غبار ندانم کاریها آلوده نشده‌اند می‌پرسیم آیا این امور با تعالیم اسلامی که زن را ریحانه حساب می‌کند نه پهلوان[6]، سازگار است؟

عوامل بی غیرتی

از جمله علل اصلی این صفت خبیثه، خود کم‌بینی و ضعف نفس است که نفس را یارای دفاع و حمایت از آنچه که شرع و عرف پشتیبانی و نگهبانی از آن را بر وی واجب و ضروری شمرده است ندارد و در این حالت است که قوه غضبیه که به عنوان پاسبان انسان به او ارزانی شده است از حالت عادی خود خارج شده، راه تفریط را می‌پیماید.[7]

علت دیگر، مشغول شدن به ترانه‌ها و موسیقی‌های حرام و مبتذل می‌باشد که مرد را بی‌غیرت و زن را بی‌حیا می کند،[8]این مطلب با اندک توجه به چنین افرادی کاملاً مشهود و ملموس است که پیش چشمان اینان با نوامیسشان شوخی و احیاناً بی‌عفتی می‌کنند، اما دریغ از رگ غیرتی که در این افراد به حرکت درآید. ایشان بی غیرتی را به جایی می‌رسانند که به جای ناراحتی ابراز خوشنودی کرده و به آن تشویق می‌کنند و فریاد تمدن و فرهنگ مأبی سر می‌دهند و متأسفانه گاهی دیده می‌شود که زنان و دختران پاک مسلمان در اثر خود کم‌بینی و احساس حقارت پوشالی که در برابر غربیها و خارجیها در خود احساس می‌کنند بدون فکر و اندیشه و به صرف تقلید کورکورانه، طوق نحس پیروی از آنها را بر گردن آویخته، عنان اختیار خویش را به دستان نالایق آن بی‌خبران می‌دهند.

انواع غیرت

غیرت بر دو گونه است: غیرت پسندیده که تعریفش گذشت، اما غیرت ناپسند جایی است که به حدّ افراط برسد و مرد را نسبت به اهل خود بدگمان سازد به طورى که بر او سخت و تنگ بگیرد و درصدد تجسّس در مسائل نهانى و درونى وی برآید. رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم «از پى‌گیرى مسائل پنهانى زنان و سختگیرى و اذیّت رسانیدن به آنان» نهى فرموده است، آنجا که می‌فرماید:

«زن مانند استخوان کج دنده است، اگر بخواهى راستش بکنى مى‌شکند».[9]

و نیز فرمود:

«بعضى از انواع غیرت است که خدا و رسولش آن را دشمن دارند و آن این است که مرد بى‌جهت و نابجا بر اهل خود غیرت نماید».[10]

و امیر مؤمنان علیه السّلام فرمود:

«غیرت زیاد بر زن منما که هدف بدگمانى تو قرار گیرد».

و نیز در نامه خود به حضرت امام حسن علیه السّلام فرمود:

«اگر از همسران خود ناروا دیدی پس بر بزرگ و کوچک آنها نگهبان قرار ده و بپرهیز از آن که پی در پی آنها را سرزنش کنی که بر گناه حریص و نکوهش را خوار سازد»[11]

مبالغه در تفحّص و تفتیش سزاوار نیست، زیرا این کار از بدگمانى که از آن نهى شده‌ایم خالى نخواهد بود و بعضى از گمانها گناه است.[12]

انسانها در برابر نعمتهایی که به آنها داده شده است تکالیفی دارند که وظیفه انسان در برابر دین و آبرو و اهل و عیال و اموال خود پشتیبانی از آنهاست و کوتاهی واهمال در قبالشان (بی غیرتی) نتایج وخیمی برای خود و خانواده و هم برای اجتماع در پی دارد.

مقاله

نویسنده اصغر صفرزاده
جایگاه در درختواره رذائل اخلاقی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
Powered by TayaCMS