دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تاجر

No image
تاجر

كلمات كليدي : تاجر، قانون تجارت، امور تجارتی، خرید و فروش، سود و زیان، شركت‌های تجاری،اهلیت، قضاوت

نویسنده : خسرو بهمنیار

قانون تجارت ایران دو تعریف جداگانه از تاجر دارد:

1) در ماده 1، تاجر را کسی تلقی می‌کند که به امور تجارتی بپردازد، ضمن این‌که امور تجارتی را در ماده 2 توضیح می‌دهد.

2) در ماده 3، تمام شرکت‌های تجاری را تاجر می‌شناسد در حالی که ممکن است بعضی از آن‌ها یعنی شرکت‌های عام و خاص اصولاً برای انجام امور تجارتی تشکیل نشوند و موضوع فعالیت آن‌ها امور مندرج در ماده 2 قانون تجارت نباشد.

اشخاص حقیقی تاجر

تاجر کسی است که شغل معمولی خود را معاملات تجاری قرار بدهد. پس اگر کسی یکی از اعمال تجارتی مقرر در ماده 2 قانون تجارت و یا اعمال شناخته شده در رویه قضایی را شغل خود قرار دهد تاجر محسوب می‌شود. منظور از امور تجارتی اموری است که قانون‌گذار آن‌ها راذاتاً تجاری می‌داند. یعنی خرید به منظور فروش، حمل و نقل، حق العمل کاری و....

به طور کلی شرایط تاجر بودن بدین صورت است:

1) انجام اعمال تجارتی.

2) انجام اعمال مذکور به عنوان حرفه یا شغل.

3) داشتن استقلال در تجارت و تقبل سود و زیان.

4) کسبۀ جزء و پیشه‌ور نبودن.

شرایط اشتغال به تجارت

1)أخذ پروانه مقرر برای انجام امور تجارتی.

2)داشتن اهلیت (بالغ، عاقل و رشید) برای انجام معامله.

3)نداشتن محکومیت جزائی.

4)عدم اشتغال به بعضی مشاغل خاص از قبیل قضاوت و سر دفتری.

تجارت در بخش دولتی برای کارمندان ممنوع است و ورشکستگی نیز از موانع اشتغال به تجارت می‌باشد.

اشخاص حقوقی تاجر

الف) اشخاص حقوقی موضوع حقوق خصوصی؛ که شامل شرکت‌های تجاری و غیر تجاری می‌شود.

1) شرکت‌های تجاری: چه موضوع آن‌ها تجاری باشد و چه از لحاظ شکلی تجاری باشند.

2)شرکت‌های غیر تجاری: تشکیلاتی که برای مقاصد غیر تجاری از قبیل امور علمی یا ادبی یا امور خیریه و... تشکیل می‌شود اعم از آن‌که قصد انتفاع داشته باشند یا نه.

ب) دولت

1) بعضی از فعالیت‌های تجاری از قبیل ساخت اسلحه یا کشتی‌های جنگی، توزیع سیگار و تنباکو، خدمات پستی و حمل و نقل در انحصار دولت است.

تشکیلات دولتی با انجام این فعالیت‌ها، تاجر تلقی نمی‌شود. چرا که دولت برای سود بردن به این امور نمی‌پردازد.

2) شرکت‌های دولتی که تمام یا بیش از 50 درصد سرمایه آن متعلق به دولت باشد.

به موجب ماده 300 لایحه قانونی 1347، «شرکت‌های دولتی تابع قوانین تأسیس و اساس‌نامه‌های خود می‌باشند و فقط نسبت به موضوعاتی که در قوانین و اساس‌نامه‌های آن‌ها ذکر نشده تابع مقررات این قانون می‌باشد» پس اگر در اساس‌نامه شرکت دولتی چیزی قید نشده باشد، مثلِ شرکت‌‌ سهامی می‌شود و شرکت دولتی تاجر تلقی می‌شود و مقررات حاکم بر تجار مثل ورشکستگی در مورد آن‌ها اعمال می‌شود.

مقاله

نویسنده خسرو بهمن یار
جایگاه در درختواره حقوق خصوصی - حقوق تجارت

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
Powered by TayaCMS