دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تبلیغات Propaganda

No image
تبلیغات Propaganda

كلمات كليدي : تبليغات، تبليغات مستقيم، تبليغات غيرمستقيم، تبليغات تجاري، تبليغات سياسي

تبلیغات Propaganda

تبلیغات(Propaganda) «از واژه لاتین Propagare گرفته شده است. از نظر لغوی، به معنای «پخش کردن»، «منتشر کردن» و «چیزی را شناسانیدن» است. امروزه این واژه معنایی دقیق‌تری یافته و تأثیر بر عقیده را می‌رساند؛ که در آن هدف، بیش از محتوی اهمیت دارد. این هدف، فراهم ساختن موجبات پیوستن بیشترین شمار ممکن از افراد، به یک ایدئولوژی، حزب، غایت، نظام سیاسی و... است.»[1]

«در تعریف اجمالی تبلیغات، با عمده کردن تأثیرات اجتماعی آن می‌توان گفت: تبلیغات دادن آگاهیهای خاص و اعمال نظر در جهت‌دهی به افکار عمومی با استفاده از وسایلی مانند زبان، خط، تصویر و نمایش است. این آگاهی بخشی و جهت دهی از سوی تبلیغات، می‌تواند درست، دقیق و شفاف باشد و با افزودن اطلاعات، تنویر افکار و تلطیف عواطف، به اعتلای فکری و فرهنگی انسانها کمک رساند، یا نادرست و مبهم و دروغین و غرض آلود باشد و نقشی ویرانگر ایفا نماید»[2]

انسانها از آغاز پیدایش اجتماعات، گروههای شکار و کشاورز ما قبل خط و کتابت تا کنون که در عصر الکترونیک به سر می‌برند، همواره در جهان پیامها زندگی کرده‌اند و می‌کنند. رسانندگان پیامها نیز در گذشته و حال با خط و کتابت و ابزارهای ارتباطی جدید به تبلیغ می‌پرداخته‌اند. از این طریق انسانها در همه ادوار، افکار، خواسته‌ها، شناختها و دانشها و آگاهیهایشان را به صورت پیامها به دیگران انتقال می‌داده‌اند. ابتدا از نشانه‌ها و نمادها استفاده می‌شد. با پیدایی زبان، تبلیغات بوسیله پیامهای شفاهی و از طریق چهره به چهره و اقوال کوچه و بازار صورت می‌گرفته است، بعدها با پیدایی خط، از کتابت نیز برای تبلیغات استفاده می‌شد. پیشرفت علوم و صنایع و تکنولوژیهای مدرن باعث شد تا تبلیغات مجهز به ابزار الکترونیکی همچون رسانه‌های گروهی، ماهواره، اینترنت و...باشد.

عناصر تشکیل دهنده تبلیغات:

«در هر تبلیغ امور زیر قابل تمیزند:

الف: محملها: سخن، هر آنچه چاپ می‌شود، تصویر، نمایشها و نمادها؛

ب: ابزار فنی(مطبوعات، رادیو و تلوزیون، آگهی‌هاو وسایل ارتباط جمعی) و نیروی انسانی؛

پ: محتوا و مضامین: ایدئولوژی، اندیشه‌های مهم، شعارها، ارائه اطلاعات با مقاصد خاص و ...؛

ت: اهداف مورد نظر: اطاعت کورکورانه و یا ضد تبلیغ و یا میهن دوستی،...»[3]

انواع تبلیغات:

تبلیغات را با توجه به شکل و نوع ارسال پیام یا شیوه اجرای و القاییش به تبلیغات مستقیم و تبلیغات غیر مستقیم و از لحاظ موضوعی عمدتاً به تبلیغات تجاری و تبلیغات سیاسی تقسیم می‌کنند. چنین تقسیم بندی برای تسهیل فهم نقش و کارکرد تبلیغات است و در عمل غیر ممکن به نظر می‌رسد.

منظور از تبلیغات مستقیم، ایجاد ارتباط با پیامهای تبلیغی شفاف و آشکار و غالباً بلا واسطه است. تبلیغات غیرمستقیم همانطور که از نامش پیداست غیر صریح و ناپیدا است و از سوی تراستها و دولتهای یغماگر و استیلاجو با طراحی‌ها و برنامه ریزیهای دقیق و راهبردها و راهکارهای حساب شده‌ای همراه است. تبلیغات تجاری نیز با استفاده از ابزارهای تبلیغاتی‌ای چون درج آگهی در مطبوعات، انتشار بروشور، کاتالوگ، پوستر، آگهی رادیویی و تلوزیونی و سینمایی، تابلوهای اطراف جاده‌ها روی وسایل نقلیه عمومی و... از طرف صاحبان کالا و فراورده‌ها و به منظور شناساندن بهینه کالا به مشتریان و همینطور بازارهای بین المللی صورت می‌پذیرد. تبلیغات سیاسی نیز بیش از انواع دیگر تبلیغات افکار عمومی را مورد خطاب قرار می‌دهد. در این نوع تبلیغات از انتشارات (شامل اطلاعیه، بیانیه، گزارش، اخبار سیاسی) و سخنرانی (سخنرانی و سخن پراکنی سیاسی) و تظاهرات (راه پیمایی، همایش، تجمع و...) و تلاشهای نمادین (حرکات نمادین انفرادی و اجتماعی برای زنده نگهداشتن نام و یاد حماسه‌ای خاص) و مسافرت ( عزیمت به نقطه‌ای خاص یا پذیرش میزبانی یا میهمانی شخصیت برجسته سیاسی) ونامگذاریها (لقب‌دهی، نامگذاری اجتماعات، احزاب، نهضتها و...) استفاده می‌شود.

تأثیر تبلیغات

«تبلیغات زمانی که به مسائل حاد و فوری جامعه می‌پردازد، بیشترین تأثیر را دارد. آدمهایی که تحصیلات چندانی ندارند بیشتر از دیگران در برابر تبلیغات آسیب‌پذیرند بویژه اگر تبلیغات، ارزشها، احساسات و باورهایشان را هدف قرار دهد. اگر تبلیغات متقابل وجود داشته باشد و بر اثر آن اعتبار تبلیغ‌گر در معرض تردید قرار گیرد و گیرنده تبلیغات امکان سنجش صحت و ستم تبلیغات مخالف را داشته باشد، تأثیرپذیری تبلیغات کاهش می‌یابد.»[4]

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

مطلب مکمل

کتاب قواعد تبلیغ دین در کتاب و سنت

کتاب قواعد تبلیغ دین در کتاب و سنت

کتاب در سه بخش تدوين‌شده است: بخش نخست به کليات و تعريف تبليغ دين مي‌پردازد و در بخش دوم به مباني و اصول تبليغ پرداخته و درنهايت بخش سوم ويژگي‌هاي مبلّغ ديني را بررسي مي‌کند.

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
Powered by TayaCMS