دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

جایگاه عقلانیت در رفتار های سیاسی

No image
جایگاه عقلانیت در رفتار های سیاسی

عقلانيت، سياسي، راسيوناليسم، مردم سالاري

سهیل بنی فاطمه

عقلانیت را فرایند جذب حداکثری منافع با حداقل هزینه‌های ممکن تفسیر می‌کنند. در غالب اندیشه‌های غربی راسیونالیسم فرایندی است که بر اساس فرد گرایی و لذت محوری ماتریالیستی پدید می‌آید. نگاه‌های عقلانیت مدار در تمام حوزه غالبا هدف واحدی را مد نظر قرار می‌دهند. به عنوان مثال در علم اقتصاد عقلانیت به معنای توانایی استفاده از امکانات محدود برای بیشترین بهره وری در راستای دستیابی به اکثریت هدف هاست. اما در علم سیاست عقلانیت حیطه‌های متعددی پیدا می‌کند. مثلا افرادی مانند هابز، روسو و جان لاک که همگی از اصحاب قرارداد هستند اصالت جامعه را در یک هدف عقلایی تبین می‌کنند و اساس پدید آمدن جامعه را رفع خطرات احتمالی و جذب حداکثر منافع اجتماعی می‌دانند. از این روست که در ساحت حکومتی نیز هابز لویاتان را مطرح می‌سازد و غول دولت را تنها ابزار تامین و صیانت از هدف عقلایی تشکیل جامعه نام می‌نهد. با این حال باید گفت که در تعاریف جدید می‌توان عقلانیت سیاسی در مشارکت‌های سیاسی را در رابطه‌ای تنگاتنگ با نهادینه‌سازی ارزش‌ها و تبین الگوی‌های رفتارهای سیاسی جوامع تعریف کرد. در حقیقت در دنیای امروز سیاست، رفتار عقلایی مشارکت کنندگان در امور سیاسی رفتارهایی است که طبق الگوهای از پیش تعیین شده صورت پذیرد و خروج از چنین الگویی به معنای خرو ج از عقلانیت محسوب می‌گردد. به عنوان مثال در حال حاضر در دموکراسی آمریکایی، جامعه سیاسی به یک بلوغ نسبی بر مبانی اندیشه‌های غر بی دست یافته است و افراد جامعه با واگذار سازی بخش عمده‌ای از وظایف سیاسی خویش به احزاب به روندی منطقی دست یافته‌اند که پیش بینی آینده این روند با نسبت مطلوبی قابل پیش بینی است. با این حال باید گفت هر چند اساس عقلانیت در غرب از یک انحراف تاریخی منشا می‌گیرد و بحث نهاد‌مند سازی رفتارهای سیاسی در دموکراسی‌ها و واگذاری حق سیاسی افراد به احزاب چیزی شبیه به یک الیگارشی مدرن است و نتیجه این عقلانیت نیز دور افتادن انسان از انسانیت خویش و فجایع قرن اخیر است اما باید دانست که نظام مردم‌سالاری دینی نیز در مقطع فعلی نیازمند دستیابی به نوعی عقلانیت به خصوص در بحث مشارکت‌های سیاسی است. هر چند این دو نوع عقلانیت از دو منشاء متفاوت سرچشمه می‌گیرند و اهدافی نیز متخالف و بعضا متضاد دارند با این حال در روش می‌توان به یک نقطه مشترک دست یافت و آن ضرورت نهاد مند سازی رفتارهای سیاسی در مشارکت‌های سیاسی است. نگاهی بر روند مشارکت‌های سیاسی در 31 ساله گذشته انقلاب اسلامی نشان می‌دهد که عوامل و متغیرهای زیادی بر نحوه حضور مردم در انتخابات‌ها تاثیر گذار است و تقریبا الگوی ثابت و معنا داری بر رفتارهای سیاسی جامعه ایرانی حکمفرما نبوده است. درسه دهه گذشته همواره التهاب، جو سیاسی در کشور را تحت تاثیر قرار داده و غالب رفتارهای سیاسی ایرانیان تحت تاثیر چنین فضاسازی‌های سیاسی تکوین یافته است تا جایی که برخی به استناد به همین موضوع جامعه ایرانی را یک جامعه جنبشی نامیده‌اند در حالی که در یک جامعه سیاسی ایده‌آل، اکثر رفتارهای سیاسی افراد جامعه می‌بایست از طریق عقلانیت و در ذیل نهادهای سیاسی دنبال شود. البته در این اثنا باید به شرایط و بارزهای خاص انقلاب اسلامی نیز توجه کرد که طی سه دهه گذشته همواره تحت شدیدترین توطئه‌های سیاسی قرار داشته است و همین امر موجب شده که امکان بسترسازی برای توسعه فرهنگ سیاسی پایدار در کشور پدید نیاید. با این حال باید گفت در مقطع فعلی ضرورت دارد تا عقلانیت بر رفتارهای سیاسی جامعه ایرانی حکمفرما شود. بی شک مهمترین راهکار برای دستیابی به چنین هدفی تبین و تثبیت نهاد‌های سیاسی در کشور است. به عنوان مثال هر چند مردم ایران توانستند با تمسک به رهنمودهای مقام معظم رهبری از فتنه سال 88 با موفقیت عبور کنند اما این رخداد زنگ خطری جدی را در خصوص فرهنگ سیاسی در ایران به صدا در آورد. فتنه 88 نشان داد که بخشی از جوانان و حتی نخبگان دانشگاهی کشور می‌توانند تحت تاثیر فضاسازی‌های رسانه‌های غربی قرار گیرند. در حقیقت این فتنه یک آسیب جدی در فرهنگ سیاسی ایران را برجسته ساخت و آن عدم نهادمند شدن رفتارهای سیاسی افراد است. انتخابات 88 با ایجاد فضا سازی‌های جناح‌های سیاسی کشور را تا مرز بحران به پیش برد. البته جریان اپوزیسیون به سرعت ماهیت استکباری و ضد اسلامی خویش را هویدا ساخت و همین امر نیز منجر به خاموش شدن آتش فتنه شد. با این حال احتمال آن هست که در سالهای پیش رو معاندین انقلاب اسلامی از فضای احساسی جامعه ایران به نفع خود استفاده کند و صدمات جبران ناپذیری را به کشور وارد سازند.در چنین وضعیتی نهادمند سازی فرهنگ سیاسی با محوریت موازین اسلام مهمترین راهکار برای مقابله با چنین خطری است. رهبر معظم انقلاب همواره در رهنمودهای خویش بر موضوع افزایش بصیرت در میان جامعه تاکید می‌ورزند. به نظر نهادمند کردن رفتارهای سیاسی جامعه ایرانی در ذیل عقلانیت دینی می‌تواند در نهایت به افزایش بصیرت جامعه در برخورد با فتنه‌ها تبدیل گردد. با این حال باید دانست مهمترین راهکار برای دستیابی به چنین عقلانیتی منوط به بسط و تقویت نهادهای سیاسی - اجتماعی در کشور است چرا که چنین نهادهایی وظیفه اصلی تربیت رفتارهای سیاسی افراد را بر عهده دارند.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
Powered by TayaCMS