دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

حرف مرد يكی نيست!

No image
حرف مرد يكی نيست!

زهرا اجلال

ايفاي مسئوليت خانوادگي، ايثار، سعه صدر، سياست، عقل، صبر، عفو و علم مي‌خواهد. رياست خانه مواظبت از خانواده است كه «رئيس الْقوْمِ خادِمُهُم؛ رئيس يك قوم يا جمعيتي خدمتگزار آن است.» گفته شده كه چون زنان در انجام وظايف خويش كوتاهي كردند آنها را «موعظه» كنيد و بهترين راه براي تأثير موعظه مهرباني، عطوفت و ملايمت است. قرآن شريف درباره «لقمان» مي‌فرمايد: «و اذْ قال لُقْمانُ لِإِبْنِهِ و هُو يعِظُهُ يابُني لا تُشْرِك بِا... انّ الشّرْك لظُلْمٌ عظِيمٌ؛ لقمان در مقام موعظه فرزندش گفت: ‌اي پسرك من، به خدا شرك نياور كه همانا شرك گناه بزرگي است.» (سوره لقمان، آيه 13). در اين آيه لقمان در مقام موعظه كردن، با تلطّف و عطوفت سخن مي‌گويد و فرزندش را با مهرباني پند مي‌دهد و سپس گفته خويش را بر پايه استدلال استوار مي‌كند؛ زيرا تندي و پرخاش كردن نه تنها امكان تأثير موعظه را از بين مي‌برد، بلكه سبب گستاخي و تجرّي مي‌شود.

انعطاف مرد

مردانگي اقتضا مي‌كند كه اگر مرد در بروز اختلاف مقصر بوده است اقرار كند و با كمال شهامت عذر خواهي نمايد. چه اگر مقصر باشد ولي زير بار نرود و اشتباه خود را نپذيرد، هرگز نمي‌تواند به موعظه زن بپردازد و موعظه اش بي‌اثر خواهد بود. در اينجا خود بيشتر محتاج موعظه و نصيحت است. اين حالت حكم به ناحق دادن است. از جمله نشانه‌هاي مروت و مردانگي در آن است كه در نزاع و اختلاف حق را به صاحبش دهيم. اين سخن كه اگر مرد به اشتباه خويش اعتراف كند زن جسور و گستاخ مي‌شود و حرمت مرد مي‌شكند از وسوسه‌هاي شيطاني است زيرا همه‌چيز در برابر حق بي‌ارزش است، بايد به آن سر تسليم فرود آورد.

گذشت و خطاپوشی

از ديگر صفاتي كه مرد و زن در كانون خانواده بايد داشته باشند، گذشت و خطا پوشي است. اين خصلت نيكو در سيره ائمه معصومين و انبياي الهي عليهم السلام جلوه تام دارد. آن بزرگواران بسيار با گذشت و خطا پوشند. از امام صادق (ع) روايت شده است كه فرمودند: «الْعفْوُ عِنْد القُدْرهِ مِنْ سُننِ الْمُرْسلِين و الْمُتّقِين؛ عفو كردن در حال قدرت از سنت‌هاي رسولان خدا و انسان‌هاي پرهيزگار است. » (بحار الانوار، ج 2، صفحه 207) و امير مومنان علي (ع) درباره عفو فرموده است: «هنگامي كه قدرت داريد عفو كنيد همانا شكر كردن قدرتي كه خداوند به شما عطا فرموده عفو است. » (سفينه البحار، جلد 2، صفحه 208).

نقش تفاهم در زندگی

شيريني و لذّت و معنويت خانواده تفاهم است. اگر تفاهم باشد استحكام و تثبيت نظام خانواده حتمي است. هنگام ديدن اشتباهات، لغزش‌ها را ناديده بگيريم و در صورت لزوم كاملًا مودبانه و با لحني كه نشان‌دهنده موعظه و دلسوزي است تذكر بدهيم و اختلاف و اشتباه را با داد و فرياد و كتك كاري و بد زباني چاره جويي نكنيم.

كلام آخر

با تمسّك به روايات و سيره اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام همديگر را موعظه كنيم، از زندگي سراسر پند آن بزرگواران درس بگيريم و سخنان گهربار آنان را بازگو كنيم.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
Powered by TayaCMS