دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

سوگند به غیر خدا

No image
سوگند به غیر خدا

نویسنده : مجتبي صبوري

كلمات كليدي : قسم خوردن،سوگند به غير خدا، وهابيت، مذاهب اسلامي

یکى از موارد اختلاف وهابیت با دیگر مذاهب اسلامى سوگند خوردن به غیر خداست که آنان این نوع سوگند را حرام و شرک در عبادت تلقى مى‌کنند.با توجه به اینکه عالمان مسلمان برای یافتن جواز و یا عدم جواز عملی از اعمال انسانها به قرآن و احادیث پیامبر صلی الله علیه و آله مراجعه می­کنند تا نظر قرآن و سنت پیامبر را در آن مورد بیابند، ما نیز در این مقاله با استفاده از آیات قرآن و احادیث پیامبر و نیز اقوال ائمه مذاهب اسلامی به جواز یا عدم جواز این مسئله می پردازیم .

جواز سوگند به غیر خدا در قرآن

خداوند در قرآن در آیات بسیاری به غیر خودش قسم خورده است،که به نمونه­هایی از آن اشاره می شود:

1. وَالتّینِ وَالزَّیْتُونِ وَطُورِ سِینینَ وَهذا الْبَلَدِ الأَمِینِ[1]قسم به انجیر و زیتون [یا: قسم به سرزمین شام و بیت المقدّس‌]، و سوگند به «طور سینین»، و قسم به این شهر امن [مکّه‌]

2. وَاللَّیْلِ اِذا یَغْشی وَالنَّهارِ اِذا تَجَّلی[2] قسم به شب در آن هنگام که (جهان را) بپوشاند، و قسم به روز هنگامى که تجلّى کند.

3. وَالْفَجْرِ وَلَیالٍ عَشْرٍ وَالشَّفْعِ وَالْوَتْرِ وَاللَّیْلِ اِذا یَسْر[3] ِبه سپیده دم سوگند، و به شبهاى دهگانه، و به زوج و فرد، و به شب، هنگامى که (به سوى روشنایى روز) حرکت مى‌کند سوگند (که پروردگارت در کمین ظالمان است)!

4. وَالطّوُرِ وَکتابٍ مَسْطُورٍ فی رِقٍّ مَنْشُورٍ وَالْبَیْتِ الْمَعْمُورِ وَالسَّقْفِ الْمَرفُوع وَالْبَحْرِ المَسْجُور[4]؛ سوگند به کوه طور، و کتابى که نوشته شده، در صفحه‌اى گسترده، و سوگند به «بیت المعمور»، و سقف برافراشته، و دریاى مملوّ و برافروخته،

5. لَعَمْرُکَ اِنَّهُمْ لَفی سَکْرَتِهِمْ یَعْمَهُونَ[5] به جان تو سوگند، اینها در مستى خود سرگردانند (و عقل و شعور خود را از دست داده‌اند.)

همه این آیات و آیات بیشمار دیگر دال بر این است که سوگند به غیر خدا جایز است و اگر غیر این بود و این گونه قسم خوردن قبیح بود خدا هرگز آن را انجام نمی داد.[6]

جواز قسم به غیر خدا در کلام رسول خدا صلی الله علیه و آله

پیامبر گرامی اسلام نیز در مواردی به غیر خدا سوگند یاد کرده است و بسیاری از آنها در کتب اهل سنت آمده است که از آن جمله­اند:

1. جاءَ رجلٌ اِلَی النَّبِیِّ فَقالَ یا رَسُولَ اللَّه أَیُّ الصَّدَقَةِ أُعْظَمُ أجْراً؟ فَقالَ اَما وَأبیک لتُنَبِّأَنَّهُ اَنْ تَصَدَّقَ وَأَنْتَ صَحیحٌ شحیحٌ تَخشَی الْفَقْرَ وتَأْمُلُ الْبَقاءَ؛ مردی حضور پیامبر آمد و گفت: ای پیامبر خدا، پاداش کدام صدقه بزرگتر است؟ فرمود سوگند به پدرت و تو از آن آگاه می‌شوی و آن اینکه صدقه دهی در حالیکه سالم هستی و به آن حرص داری، از فقر می‌ترسی و به فکر زیستن در آینده هستی.[7]

2. مردی از اهل نجد پیش رسول خدا آمد و از اسلام پرسید، پیامبر فرمود: پایه‌های اسلام عبارت است از:الف : پنج نماز در روز و شب، مرد نجدی گفت: آیا غیر از اینها نمازی هست؟ فرمود: خیر، مگر بطور مستحب.

ب:روزه ماه رمضان، آن مرد پرسید: آیا غیر از آن روزه‌ای هست؟ فرمود: خیر، مگر به طور مستحب.

ج :زکات، آن شخص پرسید آیا زکات دیگری هست؟ فرمود: خیر، مگر بطور مستحب. آن مرد حضور پیامبر را ترک کرد در حالی که می‌گفت: نه کم می‌کنم و نه زیاد. پیامبر فرمود: بر پدر وی سوگند رستگار می‌شود، اگر راست بگوید. بر پدر وی سوگند وارد بهشت می‌شود اگر راست بگوید.[8]

َ3. رسول خدا صلی الله علیه و آله در جایی به جان خود سوگند خورد و فرمود: فلَعَمْرِی لَاِنْ تَکَلَّمَ بِمَعْرُوفٍ وَتنهْی عَنْ مُنکَرٍ خیرٌ مِنْ أنْ تَسْکُتَ؛ به جانم سوگند اگر امر به معروف و نهی از منکر کنی بهتر است از این که سکوت نمایی.[9]

جواز سوگند به غیر خدا در مذاهب اسلامی

هیچ یک از مذاهب اسلامی به صورت قطعی حکم به حرمت قسم خوردن به غیر خدا نکرده­اند؛به عنوان مثال شیعه معتقد است سوگند یاد نمودن به غیر خدا جایز است[10]همچنین حنفی­ها معتدند: سوگندهایی همچون «قسم به پدرت» و «قسم به جانت» و مانند اینها مکروه است و یا شافعی ها می گویند: اگر سوگند به غیر خدا، نه به عنوان شریک تراشی جهت تعظیم او باشد، مکروه است.[11]

قسطلانی در «ارشاد الساری» از مالک، قول به کراهت را نقل کرده است[12]و ابن­قدامه در المغنی- که آن را بر اساس احیای فقه حنابله نوشته است- می‌نویسد:« گروهی از اصحاب ما گفته‌اند که سوگند به رسول خدا، قسمی است که شکستن آن کفاره دارد. از احمد نقل شده است که وی گفته است: هر کس به حق رسول خدا سوگند یاد کند و آن را بشکند، کفاره دارد؛ زیرا حق پیامبر یکی از پایه‌های شهادت است. بنابراین سوگند به او سوگند به خداست و هر دو کفاره دارد.»[13]

کلام وهابیان و ادله آنها

همانطور که بیان شد با توجه به آیات قرآن- که کتاب هدایت است- و نیز احادیث و سنت نبوی نیز فتوای علمای مذاهب اسلامی، قسم خوردن به غیر خدای متعال جایز می­باشد؛ در این میان عده قلیلی نیز در لباس علما به صدور فتواهایی بر خلاف آیات قرآن، سنت پیامبر و فتواهای دیگر علمای مذاهب اسلامی پرداخته­اند که ما به نقل نمونه­هایی از آن اقوال می پردازیم:

1.صنعانی که یکی از این قبیل علماست و قول شاذی دارد، قسم به غیر خدا را مایه شرک می داند.[14]

2.ابن ­تیمیه می­گوید:«اتفق العلماء على أنه لا ینعقد الیمین بغیر الله» علما بر این اتفاقند که قسم به غیر خدا منعقد نمی­شود.[15]

3. ابن­تیمیه همچنین می­گوید:«قسم خوردن به غیر خداوند مشروع نیست؛زیرا از آن نهی شده است یا به نهی تحریمی و یا تنزیهی و علما در این مسئله دارای دو نظر می­باشند که قول صحیح، نهی تحریمی می­باشد.»[16]

آنها برای اثبات ادعای خود برخلاف آن همه حدیث صحیح پیامبر- در جواز قسم به غیر خدا- به دو حدیث از پیامبر استناد می کنند و برداشت ناصحیحی از آن ارائه می­کنند:

1. پیامبر خدا(ص) شنید که عمر به جان پدر خود سوگند یاد می‌کند و فرمود:خدا شما را از سوگند به جان پدرها بازداشته است، هر کس می­خواهد سوگند یاد ­کند، یا به خدا قسم بخورد و یا ساکت باشد.[17]

در توضیح این حدیث باید گفت:

اولاً: نهی از سوگند به جان پدران،به خاطر این بوده است که پدران آنان غالباً مشرک و بت پرست بوده‌اند و چنین افرادی ارزش و احترام و قداستی نداشته‌اند که انسان به آنها سوگند یاد کند. چنانکه در برخی از احادیث آمده که «نه به پدران نه به طاغوت (بتهای عرب) سوگند یاد نکنید.»

ثانیاً:مقصود از نهی از سوگند بر پدر، قسم در مقام داوری و فصل خصومت است؛ زیرا به اتفاق علمای اسلام، برای فصل خصومت، جز سوگند به خدا و صفات او که اشاره به ذات دارد، هیچ سوگندی کافی نیست.

با توجه به این قرائن روشن،چگونه می‌توان گفت، پیامبر گرامی از سوگند به مقدساتی؛ مانند اولیاء و رسل الهی نهی و جلوگیری کرده است، در حالی که نهی او در مورد خاصی بوده است.[18]

2. مردی نزد فرزند عمر آمد و گفت: من به کعبه سوگند یاد می‌کنم. فرزند عمر گفت: به خدای کعبه سوگند یاد کن؛ زیرا عمر به پدر خود قسم یاد کرد، پیامبر فرمود: به پدرت سوگند مخور؛ زیرا هر کس به غیر خدا سوگند یاد کند، برای خدا شریک قرار داده است.

با توجه به دلایل گذشته که سوگند بر غیر خدا را تجویز می‌کند، در تحلیل این حدیث باید گفت که این حدیث از سه بخش تشکیل یافته است:

الف- مردی نزد ابن عمر آمد و می‌خواست که به کعبه سوگند بخورد، ولی او طرف را از چنین سوگندی بازداشت.

ب- عمر در نزد پیامبر به پدر خود (خَطّاب) سوگند خورد، پیامبر او را از چنین سوگندی بازداشت و گفت: سوگند به غیر خدا مایه شرک است.

ج- اجتهاد پسر عمر، سخن پیامبر را، که فرمود: «مَنْ حَلَفَ بِغَیْرِ اللَّهِ فَقَدْ اشْرَکَ»، تعمیم داده و آن را که در مورد سوگند به مشرک (خطّاب) وارد شده است، گسترش داده و حتّی سوگند به مقدسات مانند کعبه را نیز در کلام پیامبر داخل دانسته است.

در این مورد، راه جمع میان این روایت و روایات گذشته - که پیامبر و دیگران بدون دغدغه بر غیر خدا سوگند می‌خوردند - این است که فرمایش پیامبر محدود به موردی است که «مقسم به»آن کس یا آنچه که به آن قسم می‌خورند، مشرک باشد نه مسلمان و نه مقدس؛ مانند قرآن، کعبه، پیامبر و... اجتهاد ابن عمر که معنای کلام پیامبر را گسترش داده، برای خود او حجت است نه برای دیگران.

و علّت این که سوگند بر «پدر مشرک» نوعی شرک است، این است چنین سوگندی به ظاهر تصدیق راه و روش آنها است.

این یک تحلیل برای حدیث و اساس آن تخطئه اجتهاد ابن عمر است که از حدیثی که در مورد سوگند به مشرک وارد شده است، معنای وسیع فهمیده، حتّی بر مقدسات نیز تطبیق نموده است. در تحلیلی روشنتر، سخن پیامبر که می‌فرماید: «مَنْ حَلَفَ بِغَیْرِ اللَّهِ فَقَدْ أَشْرَکَ»مربوط به سوگند به خصوص بتهایی مانند«لات و عُزّی» است، نه سوگند بر پدر مشرک تا چه رسد به سوگند بر مقدساتی مانند کعبه ، این اجتهاد ابن عمر است که این قانون مربوط به خصوصِ بتها را، بر دو مورد (سوگند بر مشرک و سوگند بر کعبه) تطبیق نموده است و گرنه سخن پیامبر چنین تعمیمی ندارد به گواه اینکه پیامبر در حدیث دیگر می‌فرماید: «هر کس از شما سوگند یاد کند و بگوید به لات سوگند، فوراً بگوید: لااله اِلاّ اللَّه...»[19]این حدیث می‌رساند که هنوز رسوب دوران جاهلی در ذهن مسلمانان باقی بوده و گاه و بیگاه به شیوه عادت دیرینه، حتی بر طاغوت سوگند یاد می‌کردند، و پیامبر برای قلع و زدودنِ این عمل زشت، آن جمله کلّی را فرمود، ولی ابن عمر آن را، هم بر سوگند بر مقدسات، و هم سوگند بر پدر مشرک تطبیق کرد. گواه بر این که سخن پیامبر، نه مقرون با سوگند بر مقدسات و نه مقرون با سوگند بر پدر مشرک بوده است و این ابن عمر است که کلام رسول خدا را، با دو مورد حتی با سوگند عمر بر پدر خود جمع کرده، این مطلب است که امام مذهب حنابله در مسندش حدیث دوم را به شکلی نقل می کند که مشخص می سازد که تطبیق از جانب ابن عمر بوده است او می­گوید: « عمر بر پدرش سوگند یاد می‌کرد، پس رسول خدا او را نهی نمود و فرمود: هر کس به چیزی غیر از خدا سوگند بخورد، شرک ورزیده است.»

همانطور که ملاحظه می­شود: جمله «مَنْ حَلَفَ...» بدون «واو» عاطفه یا «فاء» آمده است و اگر حدیث دوم ذیل حدیث سوگند بر پدر بود، لازم بود که حدیث دوم با حرف عطف بیاید.

باز مؤلف مسند در جایی دیگر این حدیث «مَنْ حَلَفَ...» را بطور مستقل، بدون جریان سوگند عمر نقل کرده است و چنین می‌گوید:

کسی که به غیر خدا سوگند یاد کند، آن شخص در این مورد، سخن ناروایی گفته است و یا پیامبر، سخن تندی درباره او گفته است، (مثلاً گفته: شرک ورزیده است.)[20]

مقاله

جایگاه در درختواره عقائد فرق

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایتʅ)

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت(5)

عبادت بدون بینش آنان برخی را به اشتباه می انداخت و خطر اشاعه ی این مرض مسری در جامعه بود. امام علی(علیه السلام) به این خطر بیم می داد، آن حضرت(علیه السلام) شنید که مردی از خوارج شب بیدار است و به دعا و تلاوت قرآن مشغول است؛ امام فرمودند:« به یقین خفتن به که با دودلی نمازگزاردن» (نهج البلاغه، حکمت97).
نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت ʁ)

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت (1)

نهج البلاغه، مشهورترین و ماندگارترین اثر سید رضی(قدس سره) است، که آن را در سال 400 هجری قمری، شش سال پیش از وفات خود با استفاده از دانش وسیع و ذوق سرشار و گزینش نیکوی ادبی، از میان خطبه ها، نامه ها، وصیت نامه ها و کلمات کوتاه حکمت آمیز امیرالمؤمنین(علیه السلام) گردآوری نموده است.
نهج البلاغه بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت ʂ)

نهج البلاغه بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت (2)

هر یک از این دو امتیاز به تنهایی کافی است که به کلمات علی (ع) ارزش فراوان بدهد، ولی توأم شدن این دو با یکدیگر، یعنی این که سخنی در مسیرها و میدان های مختلف و احیاناً متضاد رفته و در عین حال کمال فصاحت و بلاغت را در همه ی آنها حفظ کرده باشد، سخن علی(ع) را قریب به حد اعجاز قرار داده است و به همین جهت سخن علی (ع) در حد وسط کلام مخلوق و کلام خالق قرار گرفته است
Powered by TayaCMS