دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

سیرت اخلاقى

No image
سیرت اخلاقى

سیرت اخلاقى

آیت الله مروارید در ابعاد اخلاقى، نشانه زهد، پارسایى و ورع و مجسّمه تواضع، خدمت و سعه صدر بود. وى مصداق روشن این آیه بود که یار دیرینش آیت الله حاج میرزا جواد آقاى تهرانى همواره تلاوت مى کرد: (تلک الدار الاخره نجعلها للذین لا یریدون علوّاً فى الارض و لا فسادا). او در تمام عمر، کسى را به خویش دعوت نکرد و با آن که برخى از شاگردان او سالهاست که مجتهدند، اعلام مرجعیّت نکرد و رساله و حاشیه ننوشت. خشتى روى هم ننهاد و منصبى نخرید و با این که از استوانه هاى حوزه در امور اجتماعى بود، از این که او نخستین امضا را در بیانیه هاى عالمان رقم زد، سرباز مى زدنه تنها در هیچ منظر اجتماعى خود را عرضه نداشت، بلکه از آن گریزان بود.

وى حتى از نگاه دوربین هاى عکاسى و فیلمبردارى نیز مى گریخت و صورت خود را مى پوشاند و تنها یکى دو مصاحبه خانوادگى به اصرار برخى منسوبین و با قول عدم پخش انجام داد. همین روحیه باعث گردید که فرزندان وى نیز پا به وادى ترویج وى نگذارند. به این ترتیب، از این عالم عارف، تصاویر کمى در دست ماندالبته این اواخر با از دست رفتن بینایى ایشان، کار براى رسانه ها و علاقمندان هموار گشت و دیگر مى شد به آسانى و بدون اطّلاع یا ممانعت او، حضور پربرکتش را ثبت کرد.

او به دنیا بى اعتنا بود و بى آن که حتى از زهد و سادگى بگوید و درباره اش بیندیشد، در متن زندگى خود به معناى واقعى زاهدانه زیست. همه دیدارهاى مردمى و آمد و رفت شخصیّت هاى علمى و مسئولان بلندپایه، در اتاق هاى ساده منزلى محقّر و قدیمى صورت مى گرفت. وى فردى متواضع بودبدون آن که خود را متواضع جلوه دهد. در برابر پرسش هایى که پاسخ آن کمتر از یقین بود، به راحتى کلمه «نمى دانم» را بر زبان مى آورد و اگر پرسش کننده اصرار مى کرد، با تأکید بر شاید و محتمل است و با کمال احتیاط، نظر خویش را طرح مى کرد و حتى به دفاع از یقینیات خود نمى پرداخت و وارد بحث و جدل نمى گشت.

او با مهربانى با کودکان سخن مى گفت و با همه عظمت علمى و وقار شخصیتى، گاهى براى آن که نوه خردسالش در منزل تنها و بى همبازى نماند، با او بازى مى کردبه شدّت از عیب جویى برکنار بود. یکى از بازرگانان متدین که سالیانى وى را براى نماز صبح به مسجد مى برد، روزى که شخصى گله کرده بود. حضرت آیت الله مروارید به او گفت که در نوجوانى از ظلمى که یکى از ارحام به او و خانواده اش کرده بود، نزد استاد و مربى خویش، حاج شیخ حسنعلى نخودکى، گلایه کرده بود. استاد فرمود: پدر شما بیست و پنج سال با من رفیق بود و در این مدت حرف احدى را از او نشنیدم شما هم براى خدا این ها را اظهار نکن و بدین ترتیب، آیت الله مروارید، با نقل این سخن استاد که خود تا آخر عمر به بهترین صورت بدان عمل کرد، به دوست متدین خود تذکر اخلاقى داد.

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

عالمان مرتبط

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
Powered by TayaCMS