دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

عيب گویی

No image
عيب گویی

نويسنده: محمد مهدی رشادتی*

امام سجاد(ع) فرمود: من رمي الناس بما فيهم رموه بما ليس فيه. هر کس به مردم عيبي را نسبت دهد که واقعاً داراي آن عيب هستند، نهايتاً مردم به او عيبي را که ندارد، نسبت خواهند داد.

(ميزان الحکمه ج 1 ص 159)

دستگاه آفرينش به گونه اي طراحي شده است که حرکت جريان باطل را بر نمي تابد. ظلم از جمله مهم ترين جريانات باطل است که مصداق بارز آن عيب جويي و عيب گويي است و معمولاً در اشخاص بيمار دل و کوتاه نظر ظهور و بروز پيدا مي کند. شخص عيب جو، خود اولين قرباني است که در حرکت جريان حق، از مسير صحيح کاروان هستي، منحرف شده و از مراتب کمال سقوط مي کند. منشأ چنين حالت و روحيه اي در واقع به اين بر مي گردد که آدمي خود را خوب نمي شناسد و توجه ندارد به اينکه خودش به مراتب بيش از ديگران نقص و عيب دارد. (نهج البلاغه حکمت 349)

امام صادق(ع) مي فرمايد: هرگاه ديديد کسي گناهان و عيوب مردم را مي جويد و گناهان خويش را از ياد برده، بدانيد که گرفتار مکر خدا شده است. (ميزان الحکمه ج 2 ص 757)

اي بسي ظلمي که بيني در کسان

خوي تو باشد در ايشان اي فلان

چون به قعر خوي خود اندر رسي

پس بداني کز تو بود آن ناکسي

(مثنوي دفتر اول- 1324- 1319)

ويژگی آدم های شرور

از ديدگاه پيامبر(ص) آدم عيب جو شرور محسوب مي شود. حضرت ديدند مسلماني چنين دعا مي کند: خدايا مرا از مردم بي نياز کن. حضرت فرمود: چنين دعا مکن. زيرا مردم بايد نسبت به هم همکاري داشته باشند و نيازهاي يکديگر را تأمين کنند. بهتر است اين طور دعا کني: خدايا مرا از مردم شرور و بدرفتار بي نياز کن. پرسيد: مردم شرور چه کساني هستند؟ فرمود: 1- آن ها که وقتي چيزي را مي بخشند به دنبالش منت مي گذارند. 2- و اگر چيزي نمي بخشند عيب جويي مي کنند. (داستان دوستان ج 1 ص 113)

امام ششم(ع) فرمود: در عيب انسان همين بس که عيوبي را که خود نيز دارد فقط در مردم مي بيند و يا مردم را به چيزي سرزنش مي کند که نمي تواند آن را ترک کند. (ثواب الاعمال ص 357)

علي(ع) فرمود: کسي که به عيب خويش بينا شود از هيچ کسي عيب جويي نخواهد کرد. (غررالحکم ج 2 ص 232)

مردي خواست همسر خويش را طلاق دهد. به او گفتند: او چه عيبي دارد؟ گفت: آيا کسي عيب همسر خود را فاش مي کند؟ بعد از اينکه زن را طلاق داد از او پرسيدند: همسرت چه عيبي داشت؟ پاسخ داد: آيا انسان عيب زن مردم را فاش مي کند؟ (هزار و يک حکايت اخلاقي ص 191)

نقل مي کنند: آيت الله گلپايگاني کسي را اجير کرد تا براي مرحوم شيخ عبدالکريم حائري يک سال نماز بخواند و يک ماه روزه بگيرد. آن شخص يک روز داخل کوچه اي در حال سيگار کشيدن مي رفت و توجه نداشت که آيت الله پشت سرش مي آيد. بعد از خاموش کردن سيگار بر سر دو راهي به هم رسيدند. پس از سلام و احوالپرسي مرد گفت: آقا امروز نماز و روزه اي که واگذار کرده ايد تمام مي شود. مرحوم گلپايگاني به رويش نياورد که چند لحظه قبل داشت سيگار مي کشيد. بنابراين چون تمکن مالي هم نداشتند تا کسي را اجير کند، ناچار خودشان يک سال نماز و يک ماه روزه را به جاي آوردند. (به نقل از فرزند آيت الله گلپايگاني- مرکز خبر حوزه- هفته نامه پرتو سخن 91/9/15)امام صادق(ع) از قول رسول خدا(ص) فرمود: اي گروهي که به زبان اسلام آورده و به دلشان ايمان نرسيده است، مسلمانان را نکوهش نکنيد و از عيوب آنان جستجو نکنيد. زيرا هر که عيوب آن ها را پي جويي کند، خدا عيوب او را دنبال کند و هر که خدا عيبش را دنبال کند رسوايش کند گرچه در خانه‌اش باشد. (اصول کافي ج 4 ص 57)

هر که عيب ديگران پيش تو آورد و شمرد

بي گمان عيب تو پيش ديگران خواهد برد

کليات سعدي ص 64)

روزنامه كيهان، شماره 21065 به تاريخ 3/3/94، صفحه 6 (معارف)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
Powered by TayaCMS