دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

عیب جویی یا عیب زدایی!؟

عاقل ترین مردم کسی است که نسبت به عیوب خود بینا و نسبت به عیوب دیگران نابینا باشد .(عیوب دیگران را نادیده بگیرد.)
عیب جویی یا عیب زدایی!؟
عیب جویی یا عیب زدایی!؟

عیب جویی یا عیب زدایی!؟

قال علی (ع) :« أعقلُ النّاس من کان بعیبه بصیراً و عن عیب غیره ضریراً »(تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، حدیث 389 )

از جمله ویژگی های انسان مؤمن که آراسته به کمالات اخلاقی است، عیب زدایی است نه عیب جویی. همه می‌دانند که عیب جویی از صفات زشت و ناپسند به شمار می‌آید ولی عیب زدایی از صفات بسیار پسندیده می‌باشد؛ زیرا هرانسانی به جز معصومین در صورتی کامل می‌شود که در صدد بر طرف کردن عیوب خودش باشد. بنابراین همه باید در صدد عیب زدایی برآیند و این در صورتی ممکن است که انسان در درجه اوّل عیوب خود را بشناسد و به آن اعتراف داشته باشد؛ زیرا تا انسان به عیبهای خود آگاه و معترف نباشد به چاره جویی بر نمی‌خیزد. انسان از سه راه می‌تواند از عیبهای خود آگاه شود :

1-مراقبه و محاسبه، یعنی اینکه انسان هر روز مواظب اعمال و رفتار خود باشد و خود را هر روز مورد محاسبه و حسابرسی قرار دهد.

2-عبرت گرفتن از رفتار ناشایسته دیگران

3-معاشرت با دوستان خوب و دلسوز که از روی خیر خواهی نه از روی عیب جویی، عیوب او را تذکّر دهند. دوستان واقعی و با ایمان می‌توانند او را در این راه کمک کنند و عیبها و لغزشهای او را به او تذکّر دهند.[1]

امام صادق (ع) می‌فرمایند :

« احبُّ أخوانی إلیّ من أهدی إلیّ عیوبی[2]»

محبوبترین دوستان و برادران من کسی است که عیبهایم را به من هدیه کند.

حضرت علی(ع) در وصیّتش به فرزندش امام حسین(ع) چنین می‌گوید:

« أی بُنیَّ من أبصر عیب نفسه شُغِلَ عن عیب غیره[3]»

ای فرزندم کسی که عیب خودش را ببیند، از(دیدن) عیب دیگران باز داشته می‌شود.

    پی نوشت:
  • [1] - مهدوی کنی ، محمد رضا ، نقطه های آغاز در اخلاق عملی، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1372هش، چاپ دوم، ص224
  • [2] - کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، تهران، دار الکتب الاسلامیه، چاپ چهارم، جلد دوّم، ص639 باب من یجب مصادقته
  • [3] - مجلسی ، محمدباقر، بحار الانوار، بیروت، موسسه الوفاء، 1404هق، جلد 72، ص47

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
Powered by TayaCMS