دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

عید ولایت در قرآن

کامل‌ترین کتاب تکوینی خدای سبحان است و تفسیر عمیق و تعریف راستین چنین کتابی همانند تبیین کتاب تدوینی خداوند، تنها میسور نگارنده آن و سفیران برگزیده اوست.
عید ولایت در قرآن
عید ولایت در قرآن

نویسنده: آیت‌الله جوادی آملی

انسان کامل،

کامل‌ترین کتاب تکوینی خدای سبحان است و تفسیر عمیق و تعریف راستین چنین کتابی همانند تبیین کتاب تدوینی خداوند، تنها میسور نگارنده آن و سفیران برگزیده اوست.

تفسیر کتاب‌های خدا اگر به دست نااهلان و نامحرمان بیفتد به جای تعریف، تحریف می‌شود. پس چنان‌که تعریف راستین نبی، تنها میسور خدای نبی آفرین است؛ « الله اعلم حیث یجعل رسالته»، تفسیر حقیقی وصی نیز فقط در توان خدای وصی آفرین است. از این رو، بهترین معرف وجود مبارک سید اوصیا و امیر اولیای الهی، فاتح ولایت، یادگار رسالت و زمامدار هدایت، امیرالمؤمنین (علیه افضل صلوات المصلین) در مرتبت نخست، هستی بخش فیض بزرگ وجود او، خدای سبحان است و در مرتبت بعد سفیرانی چون رسول گرامی (‌صلی‌الله علیه و آله و سلم) و خود آن امام همام.

برترین نعمت معنوی

نعمت‌های معنوی مراتب و درجاتی دارد که برترین آنها نعمت رسالت و امامت است. از این رو، در قرآن کریم از هر دو نعمت به «منت» (نعمت سنگین و توان‌فرسایی که حمل و هضم آن دشوار باشد، نه منت زبانی) یاد می‌کند؛ درباره رسالت و بعثت پیامبران می‌فرماید: «لقد من‌الله علی المؤمنین اذ بعث فیهم رسولاً من انفسهم» و درباره امامت نیز می‌فرماید: «ونرید أن نمن علی الذین اسْتُضعفوا فی الارض ونجعلهم ائمه ونجعلهم الوارثین»؛ زیرا پیامبران و امامان تأمین‌کنندگان سعادت ابدی انسان هستند.

فرشتگان با همه قداست و شرافتی که دارند، تنها واسطه فیض هستند و نمی‌توانند هدایت و رهبری مستقیم جامعه بشری را برعهده بگیرند. موجود کامل و جامعی که می‌تواند فیض الهی را معصومانه از خدا دریافت کند و معصومانه به جوامع بشری ابلاغ کند و خود نیز معصومانه به آن عمل کند، انسان کامل مانند پیامبر و امام است. از این رو خدای سبحان در قرآن کریم بر نبوت و امامت که جامع آن دو «ولایت» است، تکیه کرد و آن را مورد امتنان قرار داد، در حالی که درباره آفرینش آسمان‌ها و زمین و بهشت و قیامت به «منت» یاد نکرد؛ زیرا آسمان‌ها و زمین گرچه بزرگ است، لیکن در برابر نعمت سنگین و توان‌‌فرسای رسالت و امامت کوچک است.

در قرآن کریم تنها درباره جریان غدیر خم و ولایت امیرمؤمنان(علیه‌السلام) تعبیر منحصر به فرد «اتمام نعمت» آمده است: «الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی». سخن از «انعمت علیکم» نیست، بلکه خداوند می‌فرماید: «اتممت‌‌علیکم نعمتی»؛ نعمتم را بر شما تمام کردم؛ یعنی همان طور که نبوت و رسالت پیامبر اکرم‌ (صلی‌الله علیه و آله و سلم) کامل‌ترین نبوت و رسالت است و پس از آن نبوتی نیست، ولایت و امامت علی و اولاد علی(علیهم‌السلام) نیز کامل‌ترین ولایت و امامت است و پس از آن امامتی نیست.از منظر قرآن کریم در غدیرخم که عید بزرگ ولایت است، نعمت‌های معنوی الهی به برترین حد و بالاترین نصاب خود رسید. حال چون نعمتی برتر از ولایت علی و اولاد علی(علیه‌السلام) نیست، عید غدیر برترین اعیاد امت اسلامی است و اعتقاد به ولایت تکوینی و تشریعی امامان معصوم(علیهم‌السلام) و باور داشتن وساطت و شفاعت و وسیله بودن آنان از مهم‌ترین برکاتی است که نصیب امت اسلامی شده است.

امامت، تداوم رسالت

خدای سبحان، امامت را ادامه رسالت و همتای آن می‌داند. از این رو در حادثه جهانی غدیر خم به پیامبر اکرم (‌صلی‌الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید: اگر نصب علی بن ابی‌طالب(علیه‌السلام) را به دست خود انجام ندهی و ولایت را تبیین نکنی، اصلا به رسالت الهی عمل نکرده‌ای؛ یعنی رسالت منهای امامت معادل با رسالت منهای رسالت است، زیرا آنچه اساس رسالت را حفظ می‌کند، همان امامت است.

بهترین معرف برای عظمت روز غدیر و حادثه جهانی این روز قرآن و عترت است. چه حادثه‌ای در روز هجدهم ماه ذیحجه در سرزمین غدیر رخ داد که این روز را برای ابد عید کرد؟ خدای سبحان در سوره مائده به رسول‌اکرم (‌صلی‌الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید: «یا ایها الرسول بلغ ما أُنزل الیک من ربک و ان لم تفعل فما بلغت رسالته والله یعْصمُک من الناس». گرچه پیامبر دارای مقام نبوت است، لیکن در این پیام آسمانی رسالت او مطرح است. از این رو با خطاب «یا ایها النبی» آغاز نشد.این جمله نورانی بدین معناست که تو رسول خدایی و رسالت‌ات به پایان خود نزدیک می‌شود. اکنون اگر امامت و خلافت امیر مؤمنان علی(علیه‌السلام) را ابلاغ نکنی، اصلاً آن رسالت الهی را ابلاغ نکرده‌ای و دیگر در صف مرسلان نخواهی بود: «و ان لمْ تفْعل فما بلغت رسالته». در این جمله چون رسالت رب مطلق است و هیچ قیدی ندارد، بدین معناست که درصورت عدم تبیین امامت و نصب امام، دیگر سمت رسالت نخواهی داشت و اصلا به وظیفه و رسالت الهی خود عمل نکرده‌ای، زیرا امام و امامت تضمین‌کننده اصل دین است.حاصل اینکه مراد این نیست که اگر رسالت نصب جانشین را نادیده گرفتی، خصوص این رسالت را نرسانده‌ای، بلکه مراد این است که اگر رسالتِ ولایت و خلافت علی(علیه‌السلام) را ابلاغ نکردی، رسالت‌ات را هرگز ایفا نکرده‌ای.

روز نومیدی کافران

پیامبر (صلی‌الله علیه و آله و سلم) در روز غدیر از مردم پرسید: آیا به رسالت الهی خود عمل کردم و آیا نسبت به شما اولی و والی هستم؟ حاضران گفتند: آری. آنگاه فرمود: هر کس من والی و سرپرست اویم، علی(علیه‌السلام) والی اوست: «من کنت مولاه فعلی مولاه». در این زمینه آیه سوم سوره مبارکه مائده نازل شد و اعلام داشت که امروز کافران از کارشکنی در دین شما نومید شدند. پس از ایشان مترسید و از من بترسید. امروز دین شما را برایتان کامل و نعمت خود را بر شما تمام کردم و اسلام را برای شما برگزیدم: «الیوم یئس الذین کفروا من دینکم فلاتخشوهم واخشون الیوم اکملت لکم دینکم واتممت علیکم نعمتی ورضیت لکم الاسلام دیناً». در این آیه دو‌بار واژه «الیوم» آمده است. در قرآن کریم کلمه «یوم» و «یومئذ» اغلب درباره معاد است و در این آیه واژه «یوم» درباره‌ظهور ولایت و امامت به کار رفته است.

دشمنان پیامبر اکرم‌ (صلی‌الله علیه و آله و سلم) می‌گفتند: «... نتربص به ریب المنون»؛ ما مرگ پیامبر را انتظار می‌کشیم و با مرگ او، بساطش برچیده می‌شود؛ چون می‌توان با کتاب و قانون او مبارزه کرد، ولی با رهبر محیی و مجری قانون نمی‌توان مبارزه کرد.در غدیر خم حادثه‌ای اتفاق افتاد که کافران ناامید شدند، چنان‌که بر اساس سوره مبارکه کوثر، خدا به پیغمبر چیزی داد که دشمن ناامید شد. پیام سوره‌کوثر این است که خدا به پیغمبر کوثری داد که مایه بقا و دوام نبوتش خواهد بود. از این رو به آن حضرت می‌فرماید: تو ابتر، یعنی بی‌نتیجه و عقیم نیستی، بلکه دشمن تو عقیم و کارش نافرجام است؛ «ان شانئک هو الابتر»؛ کسی که کارش بی‌هدف است و به مقصد نمی‌رسد، ابتر است.بارزترین مصداق کوثر وجود مبارک فاطمه است. پس روزی که فاطمه چشم به جهان می‌گشاید و روزی که علی(علیه‌السلام) در غدیر خم به خلافت منصوب می‌شود، دوام و بقای دین تضمین می‌شود و دشمن در آن روز ابتر و ناامید است.

بنابراین، امامت و ولایت و رهبری مایه امید مسلمانان و موجب ناامیدی کافران است. در اینجا سخن از مذهب و فرقه خاص نیست، بلکه سخن از اصل اسلام است. اگر امامت و ولایت حفظ شود، دین زنده می‌ماند.

    اندیشه > دین سه شنبه 2 آذر 1389 - 09:13:15

مقاله

نویسنده آیت‌الله جوادی آملی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
Powered by TayaCMS