دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

غِنا

از مهم‌ترین مقولات عرصه فرهنگ و هنر مسئله غنا وموسیقی است. تاثیر شگفت انگیز غنا و موسیقی بر روح آدمی، توجه بیشتر اقوام را از دیرباز به سوی خود کشانده است. شاعران ایرانی به وجود خوانندگی و نوازندگی درایران کهن و دوران ساسانی اشاره کرده‌اند وتاثیر آن زیاد بوده است.
غِنا
غِنا
نویسنده: به اهتمام محمد مهدی معتمدی

از مهم‌ترین مقولات عرصه فرهنگ و هنر مسئله غنا وموسیقی است. تاثیر شگفت انگیز غنا و موسیقی بر روح آدمی، توجه بیشتر اقوام را از دیرباز به سوی خود کشانده است. شاعران ایرانی به وجود خوانندگی و نوازندگی درایران کهن و دوران ساسانی اشاره کرده‌اند وتاثیر آن زیاد بوده است.

مفهوم لغوی غنا

صرف نظر از دیدگاه شرع درباره غنا، مفهوم لغوی و کار برد عرفی غنا، کدام است؟ درباره معنای غنا در میان لغویان اختلاف زیادی وجود دارد: ابن منظور، آن را به صدایی که شادی آفرین باشد، معنی کرده است. همو در توضیح این لغت در بخش دیگری‌ می‌نویسد: «هر کس صدای خود را بلند کند، عرب به آن صدا، غنامی‌گوید». دهخدا، ازسه کتاب: منتهی الادب، غیاث اللغات و اقرب الموارد، به ترتیب، سه تعریف زیر را برای غنا می‌آورد: «آواز خوش که طرب انگیزد. سرود (منتهی الادب) نغمه و سرود خوانی (غیاث اللغات) آواز خوش طرب انگیز غنا به معنای تغنی و آواز خوانی است و آن، در صورتی تحققمی‌پذیرد که الحانش از شعر و همراه با کف زدن باشد و این، نوعی بازی است (اقرب الموارد)». فخر الدین طریحی، قید مطرِب بودن را برای غنا، لازم نمی‌داند: «غنا، صدایی است که ترجیع شادی آفرین و طرب انگیز را در بر بگیرد، یا صدایی که عرف آن را غنا بداند، گرچه مطرب نباشد». وی، مفهوم غنا را بین دو چیز مردد می‌داند که در بخش دوّم، از واگذاردن سخن به عرف، سخن به میانمی‌آورد. روشن است که در این واگذاری و گرفتن معرِّف در معرَّف دور وجود دارد.

نراقی نیز در مستند الشیعه، تعریفهای گوناگونی را برای مفهوم غنا نقل می‌کند: «صوت طرب آور. صوت حاوی ترجیع و طرب. ترجیع صوت. صدای مطرب. بلند کردن صدا با ترجیع. کشیدن صدا. کشیدن صدا با ترجیع. کشیدن صدا با ترجیع و شادی آفرین. کشیدن صدا به گونه شادی آفرین. نیکو گردانیدن صدا، کشیدن و پی در پی آوردن صدا. صدای موزون و مفهومی که قلب را به جنبش در آورد».
امام خمینی(ره)، ضمن اشاره به متن یاد شده و به تعریف طریحی، به چند تعریف دیگر که بیشتر متاثر از حکم شرعی غناست، اشارهمی‌کند: «صوت ترجیع مطرب، یا آنچه در عرف، غناست، گرچه مطرب نباشد. صدای لهوی. صدای اهل فسق و گناه. آنچه با مجالس لهو سازگاری دارد. آنچه با آلات لهو و لعب سازگاری دارد. صدای آماده شده برای مجالس لهو و لعب. صدای بر انگیزاننده شهوت جنسی، صوت در بر دارنده ترجیع مطرب، صوتی که شان آن را دارد که در متعارف مردم، طرب انگیزد و طرب آن، سبکی آور است، به گونه ای که عقل را در آن حالت زایل می‌کند. صدایی که حسن ذاتی دارد (گرچه به مقدار کم) و شان آن را دارد که برای متعارف مردم، طرب انگیزد».

تعریف اخیر را ایشان برگزیده‌اند. تعریف پیش از آن، که تفاوت اندکی با تعریف اخیر دارد، از رساله چاپ نشده شیخ محمد رضا آل شیخ علامه شیخ محمد تقی نقل نشده است.

در بین تعریفهایی که یاد شد، بدون تردید، برخی شرح الاسم و در نتیجه، اعم از مفهوم واقعی غنایند. مثلاً اطلاق غنا، بر هر صدای کشیده، بلند و یا هرگونه ترجیعی، مسلماً باطل است، گرچه صوت غنایی، بیشتر بلند، کشیده و یا مرجع است، بعضی از تعریفها نیز، مسلماً متاثر از موضوع حکم شرعی غنا در دیدگاه نویسندگان است، بویژه کسانی که مطلق غنا را حرام دانسته‌اند، در تنگ کردن دایره مفهوم لغوی غنا و گاه، گسترش آن، تا اندازه‌ای که بر موضوع حکم حرمت برابری کند، کوشیده اند. مثلاً تعریف غنا، به صدای اهل فسق و گناه، یا صدای بر انگیزاننده شهوت جنسی، به طور مسلم، متاثر از حکم شرعی است؛ چرا که هیچ کتاب لغتی، چنین قیدهایی را نیاورده و اصولاً، به ویژگی نوازنده در نامگذاری به غنا، توجهی نداشته است. پاره‌ای دیگر از تعریف‌ها نیز بعضی از اوصاف غالبی را به جای وصف مقوم تحقق غنا، یاد کرده‌اند، مانند تعریف اقرب الموارد، یا تعریف به کشیدن صدا و پی در پی آوردن آن و تعریفهایی که در آن، قید ترجیع وجود دارد؛ چرا که بیشتر ایجاد غنا، با ترجیع، توالی حرکات صدا و... همراه است. با توجه به این نکته ها، به نظر می‌رسد آنچه در بین تعریفهای بالا، می‌تواند مورد اعتماد واقع شود، آواز خوش شادی آفرین است. این تعریف، جدای از آنکه در عبارات کتابهای لغت، چون: لسان العرب، منتهی الادب، اقرب الموارد و... آمده است، روح و جان بعضی از تعریف‌های دیگر را تشکیلمی‌دهد. به نظر می‌رسد «خوش» و «شادی آفرینی» از مقومات غنای لغوی است. تعریف حضرت امام خمینی(ره) و تعریف شیخ محمد رضا آل شیخ، در حقیقت تفصیلی از همین تعریف است. البته، به نظر می‌رسد مطلق آواز خوش طرب انگیز، موضوع حکم شرعی نباشد. در این‌باره تفصیلی است که خواهد آمد. آقای خویی، در پاسخ استفتاء، به این تفاوت معنای لغوی و اصطلاحی غنا، اشاره دارد: (غنا، بر حسب معنای لغوی، از غنای حرام، فراگیرتر است و همه صداهای خوش را در برمی‌گیرد و به همین جهت، در بعضی از روایات، به تغنی در قرآن، فرمان داده شده است.)آنچه در سخن بالا مهم می‌نماید، اشاره ایشان است به تفاوت معنای لغوی غنا و معنای اصطلاحی آن (یعنی معنایی که در دیدگاه ایشان و گروهی دیگر، موضوع حرمت است) بر این اساس، معنای کلمه غنا، که در عرف و لغت در آن معنی استعمال می‌شود، روشن است امّا اینکه این کلمه، دارای معنای اصطلاحی دیگری غیر از معنای لغوی است و حرمت شرعی، بر چه محدوده‌ای وارد شده، مطلبی است که در ادامه این نوشتار، بدان خواهیم پرداخت.

    روزنامه رسالت، شماره 7143 ، 9/9/89، صفحه 6

مقاله

نویسنده به اهتمام محمد مهدی معتمدی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
Powered by TayaCMS