دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

فرمانداری

No image
فرمانداری

فرماندار، فرمانداری، سازمان اداری شهرستان، نماینده حكومت مركزی در شهرستان، شورای اداری شهرستان

نویسنده : شعبانعلی جباری

شهرستان واحدی از تقسیمات کشوری است که از به هم پیوستن چند بخش همجوار تشکیل می‌شود؛ طوریکه همۀ بخش‌ها از نظر عوامل طبیعی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی،‌ واحدی را بنام شهرستان تشکیل می‌دهند.

طبق قانون تقسیمات کشوری، شهرستان از لحاظ تراکم جمعیت به دو درجه تقسیم می‌شود:

1) تراکم زیاد با 120 هزار نفر؛

2) تراکم متوسط با 80 هزار نفر جمعیت.

البته در شرایط استثنایی و در نقاط مرزی با توجه به شرایط اقلیمی و اقتصادی و با تصویب هیأت وزیران با جمعیت حداقل 50 هزار نفر هم قابل تشکیل است.

فرماندار:

اداره هر شهرستان به‌عهدۀ یک نفر مأمور بلند پایۀ کشوری است که فرماندار نام دارد. برعکس استاندار که می‌توانست از افراد فاقد خدمات دولتی و فاقد سابقه خدمت باشد، طبق قانون، فرماندار از بین مستخدمین رسمی، از طرف وزیر کشور با جلب نظر استاندار منصوب می‌شود؛ البته در موارد لزوم می‌توان از افراد فاقد سابقه خدمات دولتی برای فرمانداری انتخاب کرد و علت این امر این است که فرمانداری هم مقام سیاسی شهرستان محسوب می‌شود. فرماندار که زیرنظر استاندار، انجام وظیفه می‌کند، مثل استاندار مقام سیاسی می‌باشد و مسئول حفظ سیاست عمومی دولت مرکزی است.

وظایف و اختیارات فرماندار:

فرماندار به‌علت مسئولیت خود در شهرستان دارای وظایف و اختیاراتی است که مهم‌ترین آن‌ها عبارتند از:

1) نمایندگی سیاسی دولت در شهرستان: فرماندار نمایندۀ اوّل دولت در شهرستان می‌باشد و به این عنوان برتمام ادارات کشوری محل مأموریت خود به‌جز دادگاه‌ها و امور نظامی نظارت عالیه دارد؛

2) ابلاغ قوانین و مقررات و نظارت بر اجرای آن‌ها در شهرستان:

«وزارتخانه‌ها و ادارات دولت موظفند یک نسخه از دستورها و بخشنامه‌ها را که در موضوعات کلی و اساسی به دوایر تابعه خود در شهرستان‌ها صادر می‌کنند، برای آگاهی استاندار بفرستند که توسط او به فرماندار نیز ابلاغ شود» (مفاد ماده 12 قانون اختیارات استاندارن و فرمانداران)؛

3) رسیدگی به شکایات مردم: که جنبۀ قضائی ندارد بلکه بیشتر دارای جنبه تفتیش و نظارت است که در صورت مشاهده تخلف به استاندار گزارش می‌دهد؛

4) حفظ نظم عمومی: برقراری امنیت و حفظ نظم عمومی شهرستان از وظایف فرماندار می‌باشد و نیروهای انتظامی که تابع وزارت کشور هستند، مکلفند دستورات فرمانداری را اجرا نمایند؛

5) سرکشی مرتب به امور قلمرو فرمانداری: فرماندار مکلف است حداقل سالی 2 مرتبه به قلمرو خود سرکشی کرده و اگر اخلال در امور مشاهده کند آنرا رفع، و گزارش اقدامات خود را به استانداری و وزارت کشور ارائه نماید؛

6) نظارت بر شوراهای محلی و شهرداری‌ها: البته نظارت فرمانداری بر شوراها و شهرداری در حدود مقررات خواهد بود؛

7) وضع آئین‌نامه‌های انتظامی: طبق ماده 17 قانون تقسیمات کشوری، فرماندار می‌تواند در امور کشاورزی و اوضاع اجتماعی شهرستان و هم‌چنین برای حفظ اموال عمومی و آثار ملی، آئین‌نامه‌های انتظامی وضع کند و ادارات شهرستان مکلفند در حدود قوانین وضع شده از آن تبعیت نمایند. البته نظامات فرمانداری نباید مخالف تصویب‌نامه‌ها و آئین‌نامه‌هایی که از طرف هیأت وزیران وضع می‌شود، باشد؛

8) مراقبت از پیشرفت و بهبود اوضاع اجتماعی محل و تأمین رفاه عمومی؛

9) نظارت: فرماندار به عنوان نماینده حکومت مرکزی در شهرستان بر ادارات کشوری شهرستان خود حق نظارت داشته و درصدد اصلاح و گزارش امور به مقامات بالا خواهد بود.

شورای اداری شهرستان:

طبق ماده 18 قانون تقسیمات کشوری، به‌منظور ایجاد هماهنگی و تشریک مساعی بین ادارات و پیشرفت امور در هر شهرستانی، شورایی بنام شورای اداری شهرستان به ریاست فرماندار تشکیل می‌شود. عضویت شورا انتخابی نیست و فرماندار و معاون او و رؤسای عالی‌مقام ادارات کشوری و لشکری شهرستان، اعضای اصلی و ثابت این شورا هستند؛ شورا هر ماه حداقل یک‌بار جلسه خواهد داشت.

وظایف و اختیارات شورای اداری شهرستان:

1) ایجاد وحدت عمل و تشریک مساعی در پیشرفت امور شهرستان؛

2) مطالعه و تهیه وسایل بهبود وضع فلاحت و بهداشت و فرهنگ شهرستان و تربیت بدنی و به طوری کلی، امور مربوط به عمران شهرستان؛

3) رسیدگی به اعتراضات اشخاص ذینفع و هم‌چنین رسیدگی به تصمیمات شورای بخش؛

4) بررسی هر مطلبی که رئیس شورا در حدود قوانین مطرح می‌کند؛

5) ایجاد وحدت عمل بین شوراهای بخش‌های شهرستان و هماهنگ‌کردن عملیات آن‌ها با یکدیگر.

البته تصمیمات این شورا در جهت شور و مشورت مساعدت فرمانداری بوده و برای فرمانداری لازم‌الاجرا نیست.

مقاله

نویسنده شعبانعلی جباری
جایگاه در درختواره حقوق عمومی - حقوق اداری

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایتʅ)

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت(5)

عبادت بدون بینش آنان برخی را به اشتباه می انداخت و خطر اشاعه ی این مرض مسری در جامعه بود. امام علی(علیه السلام) به این خطر بیم می داد، آن حضرت(علیه السلام) شنید که مردی از خوارج شب بیدار است و به دعا و تلاوت قرآن مشغول است؛ امام فرمودند:« به یقین خفتن به که با دودلی نمازگزاردن» (نهج البلاغه، حکمت97).
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نهج البلاغه بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت ʂ)

نهج البلاغه بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت (2)

هر یک از این دو امتیاز به تنهایی کافی است که به کلمات علی (ع) ارزش فراوان بدهد، ولی توأم شدن این دو با یکدیگر، یعنی این که سخنی در مسیرها و میدان های مختلف و احیاناً متضاد رفته و در عین حال کمال فصاحت و بلاغت را در همه ی آنها حفظ کرده باشد، سخن علی(ع) را قریب به حد اعجاز قرار داده است و به همین جهت سخن علی (ع) در حد وسط کلام مخلوق و کلام خالق قرار گرفته است
نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایتʄ)

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت(4)

هان ای فیلسوفان و حکمت آموزان، بیایید و در جملات خطبه ی اول این کتاب به تحقیق بنشینند و افکار بلند پایه ی خود را به کار گیرند و با کمک اصحاب معرفت و ارباب عرفان این یک جمله کوتاه را به تفسیر بپردازند و بخواهند به حق وجدان خود را برای درک واقعی آن ارضا کنند به شرط آن که بیاناتی که در این میدان تاخت و تار شده است آنان را فریب ندهد.
نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت ʁ)

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت (1)

نهج البلاغه، مشهورترین و ماندگارترین اثر سید رضی(قدس سره) است، که آن را در سال 400 هجری قمری، شش سال پیش از وفات خود با استفاده از دانش وسیع و ذوق سرشار و گزینش نیکوی ادبی، از میان خطبه ها، نامه ها، وصیت نامه ها و کلمات کوتاه حکمت آمیز امیرالمؤمنین(علیه السلام) گردآوری نموده است.
Powered by TayaCMS