دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

فرهنگ و نظر

یکی از ویژگی‌ها و مختصات فرهنگ «نظری بودن» آن به معنای تام و دقیق کلمه است.
فرهنگ و نظر
فرهنگ و نظر
نویسنده: کریم فیضی

یکی از ویژگی‌ها و مختصات فرهنگ «نظری بودن» آن به معنای تام و دقیق کلمه است.

فرهنگ به لحاظ نظری بودن در بالاترین یا در یکی از بالاترین موقف‌های گفتمان‌های تئوریک قرار می‌گیرد. این موضوع حتی اگر در مقولات رسمی هم مورد اشاره قرار نگرفته باشد، تحقیقاً واقعیتی محسوس و ملموس است که می توان در خصوص آن ادعای بداهت نیز کرد.

نکته جالب و در عین حال دقیق و مهم این است که بدون نظری دیدن فرهنگ، سخن گفتن از فرهنگ و ابعاد و جوانب آن با دشواری های عدیده مواجه می‌شود. از همین جا می‌توان دانست که تعیین کننده در فرهنگ تحلیل‌های نظری است. هر اندازه امکان و زمینة تحلیل در باب فرهنگ گشوده و وسیع باشد، می‌توان امیدهای بیشتری در باب آن داشت.

روشن است که مراد از تحلیل در باب فرهنگ یا نظری بودن و امکان نظریه‌پردازی در آن، هرگز و هرگز حرف و احیاناً حرافی و ارائه حرف‌های بی‌پایه و بی‌مبنا و به اصطلاح یکی از دیالوگ‌های فیلم مختار «تحلیل‌های آبدوغ خیاری!» نیست، بلکه نظر و رأی و دیدگاه است، به معنای تام کلمه . نظر از آن حیث که نظر است، نمی‌تواند بی‌پایه و بی‌اساس باشد. اگر کسی اهل تعمق و تأمل باشد و به درستی بیندیشد و بسنجد خواهد دید که «نظر» در مفهوم پایه‌ای و حقیقی خویش از بنیادها به شمار می‌رود.

برخلاف بسیاری کسان که نظر را صرفاً‌ در تقابل با عمل می‌بینند و عمل را نیز به دلخواه خویش تفسیر می‌کنند، اساساً نبود نظر و عدم و فقدان آن ناممکن است و اصالت را به عمل دادن در عین شگفت‌آور بودن، خود نظر است. ما در عمل نمی‌توانیم اصالت را به عمل بدهیم. اصالت دادن به عمل امری نظری است. پس وقتی می‌گوییم: اصالت با نظر نیست با عمل است، قبلاً اصالت نظر را تأیید و تصدیق می‌کنیم، آنگاه از چیزی دیگر سخن می‌گوییم.

برای تقریب به ذهن می‌توان به گفتار شخصی اشاره کرد که به هر دلیل می‌گوید: من حرفی ندارم! اینکه کسی بگوید من حرفی ندارم، خودش حرف است. پس کسی که حرفی ندارد، حرف دارد و در واقع حرفی بیش از دارندگان حرف هم دارد. بی‌جهت نبوده و نیست که بسیاری از آگاهان سکوت را رساترین حرف و سخن و بلکه بالاتر از آن «فریاد» تلقی کرده‌اند، بلندترین فریاد.

در بازگشت به موضوع اصلی این نوشتار که در باب نظر است و فرهنگ، باید اذعان و اعتراف آوریم که فرهنگ اولاً و بالذات مقوله‌ای است نظری. بدین معنی که فرهنگ بدون نظر و متعلقات نظر قابل تصور نیست و این نه تنها اشکال نیست بلکه حسن و ویژگی مثبت و پررهاوردی است که فرهنگ دارد. چه، با نظر آمیزه بودن فرهنگ، درواقع راهی در دل آن گشوده می‌شود که عبور از آن ما را به متن مرکزی فرهنگ می‌برد و در این متن مرکزی است که می‌توان به شاخه‌ها و شعبه‌های گوناگون و متعدد و متنوع چشم دوخت که قوام اندیشه و حیات فکری و روحی انسان با آنها بوده است. ادب، تاریخ، اخلاق، هنر، علم، دین و هر چیز دیگری که بدون تصور آنها بخشی از استعداد آدمی از شکوفایی بازمی ماند.

نظریه پردازی در باب فرهنگ که ریشه به ادوار بسیار کهن تاریخی می رساند و امروز هم از استوارترین گونه های فکر نوین به خصوص در تفکر مدرن است، در اصل از قابلیت های نظری فرهنگ نشأت می گیرد.

مقاله

نویسنده کریم فیضی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
Powered by TayaCMS