دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

فعالیت های اجتماعی میر محمد صالح خاتون آبادی

No image
فعالیت های اجتماعی میر محمد صالح خاتون آبادی

جایگاه علمى و اجتماعى

درباره جایگاه علمى و اجتماعى خاندان میر محمدصالح باید به صراحت اعتراف کرد که در بیشتر ـ یا همه ـ آثار شرح حال نگارى، به طور مشروح، مطلبى نیامده است اما از مناصبى که میر محمدصالح و برخى از اعقابش داشته اند، این مطلب به خوبى استفاده مى شود که آنان حضورى فعال و تأثیرگذار در عرصه دانش و اندیشه و امور اجتماعى داشته و مقبول عام و خاص بوده اند.

براى پى بردن به جایگاه اجتماعى و علمى این خاندان، لازم است علاوه بر توجه به وظایف کسانى که به امامت جمعه و شیخ الاسلامى منصوب مى شده اند، به این نکته نیز عنایت شود که این دو منصب از میان ده ها عالم هر زمان به افرادى با شرایط علمى و مقبولیت خاص اعطا مى شده است.

امامت جمعه، منصبى بود که در هر عصر براى شهرهاى مهم از سوى حاکم به یکى از عالمان معروف اصفهان داده مى شد. در اصفهان معمولاً امام جمعه در هر زمان، نماز جمعه را در مسجد قدیم برگزار مى کرد.

شیخ الاسلام، منصب عالى روحانى بود که به یکى از بهترین عالمان روحانى داده مى شد و او به دعاوى شرعى، امر به معروف و نهى از منکر، نظارت بر امور حسبى و امور عالى روحانیون([30]) و نظارت بر تمام طلاق هاى رسمى، مدیریت اموال یتیم و افراد غایب مى پرداخت. به علاوه، اجازه اعمال دینى نیز از طریق دفتر شیخ الاسلام صادر مى شد.

اهمیت این منصب از زمان سلطان سلیمان اول به اوج خود رسید.([31]) شیخ الاسلام مى توانست مشروعیت و صلاحیت شخص سلطان را زیر سؤال ببرد و در امور داخلى دخالت کند. حدود احکام و فرامین با مشورت وى انجام مى شد.

شیخ الاسلامِ شهرهاى دیگر، زیر نظر شیخ الاسلام اصفهان انجام وظیفه مى کرد و عزل و نصب صاحبان این منصب در دیگر شهرها، با تأیید و تصویب و نظر شیخ الاسلام اصفهان بود.([32])

اولین شیخ الاسلام و امام جمعه اصفهان در عهد صفوى، شیخ بهایى است و پس از او حکیم و فقیه میر محمدباقر دامادتا این که این امر به ملا محمدتقى مجلسى تفویض گردید. پس از درگذشت او، این مناصب به فرزندش علامه محمدباقر مجلسى تفویض گردید. با رحلت علامه، با وجود اعیان و معاریف بزرگ اصفهان، امامت جمعه و ریاست دینى و شیخ الاسلامى، به میر محمدصالح، داماد علامه مجلسى و سپس به میر محمدحسین واگذار شد. پس از او دو شخص دیگر از غیر این خاندان، امام جمعه گردیدنداما دوباره این مسئولیت به اعقاب میر محمدصالح بازگشت ابتدا به میر محمدمهدى (متوفاى 1183 هـ .ق.) فرزند بزرگ میر محمدحسین خاتون آبادى، پس از او به میر عبدالباقى، فرزند دیگر میر محمدحسین و پس از او به میر محمدحسین، فرزند میر عبدالباقى.

تا سال 1348 هـ .ق. همچنان این سمت بر عهده این خاندان بود. از این پس تا بیست سال، اصفهان امام جمعه نداشت تا این که در سال 1368 هـ .ق، میر محمدمهدى سلطان الادبا به امامت جمعه اصفهان منصوب شد. وى آخرین امام جمعه از این سلسله است. گفتنى است که امام جمعه هاى تهران نیز از اولاد میرمحمدمهدى، فرزند میر محمدحسین، فرزند میر محمدصالح خاتون آبادى بوده اند.([33])

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

عالمان مرتبط

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
Powered by TayaCMS