دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

فعالیت های سیاسی آیت الله سید الوالقاسم خویی

No image
فعالیت های سیاسی آیت الله سید الوالقاسم خویی

در سنگر سیاست و مبارزه

آیت الله خویى در طول سال هاى پربرکت زندگى خویش، همواره با حکومت هاى ظالم در حال مبارزه و پیکار بود. ایستادگى وى در برابر مکتب هاى مادى و دشمنان اسلام و مسلمانان بر کسى پوشیده نیست. در این زمینه نگاهى کوتاه به فهرست برخى از تلاش هاى سیاسى ایشان در پنجاه سال اخیر، خوانندگان گرامى را با زوایاى زندگى سیاسى آن مرجع دوراندیش آشنا مى کند:

فتواى تاریخى در مبارزه با مکتب ملحد کمونیستى، حکم به حرمت شرکت در حزب توده، صدور اعلامیه و اظهار نگرانى از تسلط مزدوران بیگانه و افراد نامسلمان بر نقاط حساس کشور، مبارزه با نفوذ صهیونیسم در ایران، استقامت در برابر فشارهاى رژیم ستم پیشه صدام، حمایت از قیام شیعیان عراق و پشتیبانى همه جانبه از انقلاب اسلامى ایران به رهبرى حضرت امام خمینى(قدس سره).

از آغاز حرکت مردم مسلمان ایران علیه رژیم پهلوى، آیت الله العظمى خویى با صدور اعلامیه ها، پیام ها و تلگراف ها، به یارى انقلاب اسلامى شتافت. اقدام هاى وى از سال 1341 به بعد، حاکى از ژرف نگرى و دوراندیشى این مرجع فقید مى باشد. نمونه اى از اعلامیه هاى وى را که در پى قیام پانزده خرداد صادر شده است، در ذیل مى خوانید:

بسم الله الرّحمن الرّحیم

قال الله سبحانه و تعالى: (و لا ترکنوا الى الذین ظلموا فَتَمَسَّکُمُ النار و ما لکم من دون الله من اولیاء ثم لاتنصرون) کمک و همراهى با ظالمین و ستمگران در شریعت مقدسه اسلامیه از اعظم محرمات است و در حرمت آن، بین علماء اعلام خلافى نیست. نظر به این که دولت فعلى ایران براى پیشرفت مقاصد شوم خود، که مخالف مقررات دین اسلام است، از هر گونه تعدّى و ظلم، از زدن و کشتن و زندان بردن آقایان علماى اعلام و طلاّب علوم دینیّه و سایر طبقات مؤمنین مضایقه ندارد، بر هر فردى از افراد مسلمان در هر لباس و هر مقامى که باشند، واجب است که از همکارى با این دولت خائن خوددارى نمایند و بر تمامى مسلمانان لازم است استغاثه حضرت سیّد الشهدا حسین بن على(علیه السلام) را در نظر گرفته و از دین مقدس اسلام دفاع نمایند.([16]) نجف اشرف

ابوالقاسم الموسوى الخوئى

14 / محرم الحرام / 1383هـ

بخشى از اعلامیه هاى انقلابى ایشان درباره موضوع هاى زیر صادر شده است: تسلط یهود بر کشورهاى مسلمان، رفراندم شاه، یورش مزدوران شاه به مدرسه فیضیه، اهانت رژیم پهلوى به مقدسات اسلامى، مسئله انجمن هاى ایالتى و ولایتى، اعمال ضد دینى رژیم شاه، قیام پانزده خرداد، دستگیرى جمعى از علماى آذربایجان، آزاد کردن حضرت امام خمینى(قدس سره)، تبعید امام خمینى، قانون شکنى هاى رژیم شاه، مبارزات مردم مسلمان ایران در سال 1357 و همه پرسى نظام جمهورى اسلامى.([17])

آیت الله العظمى خویى اردیبهشت 1342، شاه ایران را محارب با دین مى خواند و مى فرماید:

«... حقّا در جهان امروز ما دیگر به هیچ وجه این گونه جرائم زشتى که شاه ایران و دستگاه حاکمه آن براى جنگ با دین و رجال دینى و ملت شریف ایران مرتکب مى شود، قابل تحمل نیست.»([18])

وى آمادگى خود را براى شهادت در راه دین و قرآن، اعلان مى نماید و مى فرماید:

«... من نیز خون خود را در این راه اهداء مى کنم و بزرگترین افتخار من آن است که این هدیه براى سلامتى دین مقدس اسلام و براى محفوظ ماندن قرآن مجید از انواع تعدیات و براى نابود شدن جنایتکاران وسیله اى قرار گیرد. نهایت خوشوقتى آن جاست که این هدیه در پیشگاه حضرت بقیة الله ارواحنا الفداء مورد قبول واقع گردد. زنده بودن و تماشاى عجایب و ملاحظه تسلط دشمنان دیرینه اسلام بر مقدرات مسلمانان در حکم مرگ و تلخ تر از مرگ است. بدا به حال ما اگر در مقابل خطر ساکت بنشینیم و ودایع گرانبهاى پیغمبران را به رایگان به دست دشمنان بسپاریم. واى بر حال ملت ایران اگر خداى نخواسته افرادى از دشمن، اختیارات او را به دست گیرد.»([19])

فعالیت هاى چشمگیر براى آزادى امام خمینى(قدس سره)، استقبال بى نظیر از امام خمینى در هنگام ورود ایشان به نجف اشرف، حمایت از رزمندگان اسلام و ترغیب نیروهاى عراقى به تسلیم در برابر رزمندگان ایران، عدم توافق با رژیم جنایتکار صدام، صدور اعلامیه 18 شعبان و حمایت آشکار از قیام شیعیان عراق، از دیگر اقدامات سیاسى و مبارزاتى آیت الله العظمى خویى است.

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
Powered by TayaCMS