دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

فعالیت های سیاسی ملا فتح الله اصفهانی

No image
فعالیت های سیاسی ملا فتح الله اصفهانی

تقسیم ایران

یک سال پس از انقلاب مشروطه (در سال 1907 م) دو کشور استعمارگر روسیه و انگلستان در یک توافق سرى ایران را به 3 منطقه تقسیم کردندمناطق جنوبى سهمیه انگلستان و شمال ایران از آن روسیه شد و براى آنکه با هم اختلافى پیدا نکنند قسمتهاى مرکزى را به عنوان منطقه بى طرف سهم ایران قرار دادند. در این هنگام که تمامیت ارضى و استقلال ایران در معرض خطر جدى قرار داشت، شیخ الشریعه و دیگر علما درسهاى حوزه علمیه را تعطیل و خود را براى جهاد آماده کردندچنانکه در تلگرافى که بدین مناسبت انتشار دادند مى خوانیم:

«اخبار موحشه مداخله اجانب در بلاد اسلامیه خصوصاً به اشتهار معاهده میشومه جدیده با دولتین موجب وحشت عموم علماى اعلام ... (شده است.) قاطبه علماى این مشاهد مشرفه وظایف مقامیه را تعطیل و در حفظ اسلام به اداى آخرین تکلیف (جهاد) حاضر ...»

از دیگر اقدامات علما در مبارزه با استکبار جهانى پیشنهاد طرح و اتحاد دنیاى اسلام بود که گامى براى پیشبرد اهداف اسلامى به شمار مى رفت اما دولت ایران و عثمانى از آن طرح استقبال نکردند.

ایران در آتش

در سال 1330 ق با حمله روسیه به ایران شهرهاى تبریز، گیلان، رشت، مشهد مقدس و چندین شهر و روستاى ایران اشغال شد. در این زمان که ایران در سراشیبى سقوط قرار گرفته بود مراجع تقلید شیعه که در آن ایام در عراق بودند تصمیم گرفتند با مقاومتى قهرمانانه جلو متجاوزان را بگیرند.

در یازدهم محرم 1330 هیأت علمیه نجف به همراه صدها نفر از طلاب حوزه علمیه و دویست هزار تن از عشایر مسلح به طرف ایران حرکت کردند. آنان تصمیم گرفتند در سر راه خود به ایران چند روزى در کاظمین توقف کرده، پس از آماده کردن مقدمات لازم به طرف ایران حرکت کنند. از جمله اقدامات آنان در کاظمین مى توان به ارسال هیأت هایى به کشورهاى مختلف براى مذاکره با سران آن کشورها و ارسال اطلاعیه هاى فراوان به مسلمانان جهان اشاره کرد.

و دیگر آماده کردن عشایر ایران براى جهاد بود که با ارسال تلگرافهاى متعدد آنان را به جهاد دعوت کردند. در یکى از این برگهاى زرین چنین مى خوانیم :

به عموم حجج اسلام، سرداران عظام و رؤساى عشایر .... از قدیم زمان الى کنون به واسطه مردانگى عشایر ... هرگز به خیال اجانب نمى رسید که دست اندازى به خاک ایران نمایند چه رسد به سوق عساکر و جسارت ... در ممالک اسلامیه. مگر در این عصر مردانگى ایرانیان محو و نابود و عقاید اسلام پشت گوشها افتاده .. یاللمسلمین یک مشهد مقدس ... در مملکت شماست، آیا رواست که با وجود امثال شماها به تصرف کفار درآید و ننگ تاریخى براى شما، باقى بماند!...»([5])

وقتى مردم مسلمان و عشایر غیور ایران خود را براى دفاعى جانانه آماده کردند وثوق الدوله که در آن زمان ریاست هیأت وزرا را به عهده داشت با نیرنگ اولا از حرکت علما به طرف ایران ممانعت کرد. وانگهى از عشایر و دیگر امت مسلمان ایران خواست از هر گونه اقدامى که مخالف سیاستهاى روسیه و انگلستان باشد خوددارى کنند و به آنها هشدار داد که اگر با نیروهاى در حال پیشروى انگلستان مقابله کنند دولت آنها را مؤاخذه خواهد کرد. و از طرف دیگر مصرانه از علما خواست که از کاظمین متفرق شوند.

عقب نشینى نیروهاى روسیه و اقدامات وثوق الدوله کارگر افتاد و تندرى که مى رفت خصم را بسوزد توسط دولت ایران خاموش شد و علما که نمى خواستند جنگ داخلى مشکلات ایران را دوچندان کنند از حرکت به طرف ایران منصرف شدند.

نبرد اقتصادى

شیخ شریعت در کنار دیگر علما در برابر هجوم اقتصادى دشمن دو اقدام مهم انجام داد.

1 - تشویق مردم به ایجاد شرکت هاى تعاونى

2 - تحریم خرید و فروش اجناس و وسایل روسیه و انگلستان.

البته در این جبهه نیز زمانى که مى رفت این مبارزه منفى شکوفه دهد سفارت انگلیس با یک نامه فدایت شوم به وثوق الدوله نوشت که از علما بخواهد فتواهاى خود را ملغى اعلام کنند و وثوق هم همین کار را کرد.

مجتهد مجاهد

عراق در جنگ جهانى اول به تصرف انگلستان در آمد و شیخ الشریعه ضمن صدور فتواى جهاد خود به جبهه شتافت و فرماندهى جبهه قرنه را به عهده گرفت.

یکبار که مجتهد مجاهد با کشتى کوچکى به طرف یکى از جبهه ها در حرکت بود. کشتى آنها شکست و نزدیک بود ایشان غرق شود که دیگر مجاهدان وى را نجات دادند.

نیروهاى مردمى به فرماندهى علما به مدت هیجده ماه در برابر نیروهاى عظیم انگلستان مقاومت کردند و اگر پیروزى نهایى متفقین و ضعف شکست عثمانى و دیگر متحدانش نبود اشغالگران هیچ گاه موفق به اشغال عراق نمى شدند.([6])

در بستر انقلاب

نیروهاى انگلستان و همدستانش در جنگ جهانى اول با طرح این شعار که هدف ما رهایى کامل ملتهاست توانستند عراق و دیگر کشورهاى عربى را تصرف کنند اما پس از اشغال عراق نه تنها به آنها استقلال ندادند که سعى کردند با برگزارى رفراندم فرمایشى به اشغال خود حالت قانونى دهند و آنگاه که عده اى از آزادیخواهان در خواست استقلال کردند آنها را تبعید و زندانى کردند و متعاقب این اوضاع شیخ الشریعه با ارسال تلگرافهایى به حاکمان انگلیسى و فرماندهان ارشد نظامى آنان، از آنها خواست با اعطاى استقلال به عراق از خونریزى بیشتر خوددارى کنند. اما آنان از این درخواست سرباز زدند و سعى کردند با سرکوب جلو انقلاب را بگیرند.

در این هنگام آیت الله میرزا محمد تقى شیرازى با صدور فتوایى به عراقیان اجازه داد که اگر انگلیسیان از دادن حقوق آنها سرباز زدند آنان دست به اسلحه برند و حق خود را باز پس گیرند. و این گونه بود که آتش انقلاب در عراق زبانه کشید.

در هنگامى که تمامى شهرهاى عراق در آتش انقلاب مى سوخت ناگهان آیت الله میرزا محمد تقى شیرازى که در این زمان رهبرى انقلاب را به عهده داشت به طور مرموزانه اى در گذشت ولى در آن لحظات حساس آیت الله شریعت اصفهانى علم بر زمین افتاده میرزاى شیرازى را برداشت و با صدور بیانیه اى از مردم عراق خواست به انقلاب ادامه دهند و سپس در اجتماعى که در صحن حضرت على(علیه السلام) برگزار شده بود حاضر شد و در حالى که به علت کهولت و ناتوانى نمى توانست به تنهایى راه برود با کمک چند نفر از اطرافیان بر فراز منبر قرار گرفت و پس از تسلیت از دست دادن میرزا، مجاهدان را به استقامت فراخواند و آنگاه آیت الله سید ابوالحسن اصفهانى را به عنوان نماینده خود انتخاب کرد و پرچم جهاد را به دست او سپرد.

در همین ایام ویلسون، نماینده انگلستان در عراق تصمیم گرفت با فرستان پیام تسلیتى باب گفتگو با شیخ را باز کند، او را به پندار خود بفریبد اما نتوانست و انقلاب همچنان ادامه یافت.([7])

متعاقب این اوضاع نیروهاى انگلیسى که در ایران و هند مستقر بودند به طرف عراق روانه شدند تا اینکه تعداد آنها به یکصد و پنجاه هزار نفر رسید که به انواع سلاحهاى پیشرفته و هواپیماهاى جنگى مجهز بودند. قدرت روزافزون نیروهاى انگلستان، تمام شدن منابع مالى مجاهدان و قرارگرفتن آنان در محاصره اقتصادى و نظامى، نیز تغییر سیاست انگلستان و پیشنهاد تشکیل حکومت ملى در عراق از طرف دیگر موجب شد که بین رهبران جهاد اختلاف افتد و انقلاب متوقف شود. دولت انگلستان به طور رسمى تغیر سیاست خود را اعلام کرد و بدین سان استقلال خود را هرچند ناقص به دست آورد. اگر انقلاب به پیروزى نظامى مى رسید علما مى توانستند با تشکیل حکومت اسلامى، عراقى آباد و آزاد بسازند عوامل فوق در کنار سستى که به مناسبت شروع فصل کشاورزى در مردم عراق پدید آورده بود باعث شد که نیروهاى انگلستان بتوانند به طرف شهرهاى مقدس پیشروى و کربلا، کوفه و آنگاه نجف را اشغال کنند.

پس از اشغال نجف 17 تن از علما و از جمله شیخ حسن فرزند شیخ الشریعه دستگیر و براى تبعید روانه بصره شدند.

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

عالمان مرتبط

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
Powered by TayaCMS