دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

كدام وعده‌ها باوركردنی است؟

No image
كدام وعده‌ها باوركردنی است؟

تا به حال به كسي وعده‌اي داده‌ايد يا كسي به شما وعده داده است؟چقدر مي‌شود به اين وعده و وعيدهايي كه بين ما آدم‌ها صورت مي‌گيرد اطمينان كرد؟ اصلاً اينها قابل اطمينان هستند؟چند درصد آنها قابليت اجرا شدن را دارند؟صاحب اين وعده‌ها چه كساني هستند؟ به آنها اعتماد داريد؟خود ما چقدر به وعده‌هايي كه داده‌ايم عمل كرده‌ايم؟ اما حکایت وعده‌های گرانبهای خداوند چیز دیگری است. خداوند وعده‌هاي زيادي را در كتابي ارزشمند داده است؛ او به بندگان خودش وعده‌هايي داده است؛ البته وعده‌هاي او كجا و وعده‌هاي ما كجا؟! واژه وعد در قرآن 151بار استعمال شده كه 91 بار از اين تعداد به وعده‌هاي خدا، كه در موقعيت‌هاي متفاوت صادر شده، اختصاص يافته است كه نشان از اهميت اين مطلب دارد. يادمان باشد كه تنها و تنها روي وعده‌هاي خداوند مي‌شود حساب كرد و فقط وعده‌هاي او حق است: «... ألا إِنّ وعْد‌الله حقٌّ» [يونس‌/55] «... آگاه باشيد وعده خدا حق است »اگر حرفي زده، وعده‌اي داده حتمي و قطع است و او خلف وعده نمي‌كند؛ «فلا تحْسبنّ‌الله مُخْلِف وعْدِهِ رُسُله‌ إِنّ‌الله عزِيزٌ ذُو انتِقام: پس گمان مبر كه خدا وعده‌اى را كه به پيامبرانش داده، تخلف كند چرا كه خداوند قادر و انتقام‌گيرنده است‌. »[إبراهيم‌/47]«إِنّما تُوعدُون لواقِع: كه آنچه به شما (درباره قيامت) وعده داده مى ‌شود، يقيناً واقع ‌شدنى است‌. » [مرسلات‌/7]تا به حال به وعده‌هايي كه خدا داده است دقت كرده ايد؟! اصلاً مي‌دانيم كه خدا چه وعده‌هايي داده است؟خداي حكيم با توجّه به نياز‌هاي بشر و با در نظر گرفتن شرايط زمان و مكان بندگان، به آنها وعده‌هايي داده است كه در ادامه از باب تذكر، ياد آوري مي‌كنيم:

وعده مغفرت و اجر عظيم

« خداوند، به آنها كه ايمان آورده و اعمال صالح انجام داده‌اند، وعده آمرزش و پاداش عظيمى داده است. » [مائده/9]

وعده معاد و قيامت

بيشترين و مهم‌ترين وعده‌هايي كه خداوند به بندگان داده است وعده‌هايي است كه مربوط به مسأله روز جزا و يقيني و قريب الوقوع بودن آن است: « بازگشت همه شما به سوى اوست! خداوند وعده حقى فرموده او آفرينش را آغاز مى ‌كند... » [يونس‌/4]

وعده بهشت و نعمت‌های بهشتی

از ديگر وعده‌هايي كه در قرآن بسيار به چشم مي‌خورد آياتي است كه بهشت و نعمت‌هاي آن را به مؤمنين، وعده و بشارت مي‌دهد: « و كسانى كه ايمان آورده‌اند و اعمال صالح انجام داده‌اند، به زودى آن را در باغ‌هايى از بهشت وارد مى ‌كنيم‌... وعده حق خداوند است و كيست كه در گفتار و وعده ‌هايش، از خدا صادق‌تر باشد؟» [نساء/122]

وعده جهنم و عذاب‌های جاودانه

خداوند همان‌گونه كه به انسان وعده بهشت داده است، به آنها وعده عذاب نيز داده تا بدانند كه همه اعمال آنها ثبت و محاسبه شده و لذا مجاز به انجام هر كاري نيستند: « و دوزخ، ميعادگاه همه آنهاست» [حجر/ 43]

نصرت الهی، وعده‌های الهی

نصرت الهي قطعاً و يقيناً و بدون هيچ ترديدي متوقف به اين است كه ما دين خدا را نصرت كنيم: ... إِن تنصُرُوا‌الله ينصُركُم... » [سوره محمد، آيه 7]... و لينصُرنّ‌الله من ينصُرُه... » [سوره حج، آيه 40]

خداوند از ازدواج حمايت می‌كند

انگيزه براى ازدواج، بايد تبديل بشود به يك اقدام عملى؛ ازدواج بايد تحقق پيدا بكند. اينكه خداى متعال مي‌فرمايد: ... اِن يكونوا فُقرآء يغنِهِمُ‌الله مِن فضلِه... [سوره نور، 32]، اين يك وعده‌‌ الهى است؛ ما بايد به اين وعده، مثل بقيه ‌‌ وعده ‌‌هاى الهى كه به آن وعده‌ها اطمينان مي‌كنيم، اطمينان كنيم. ازدواج و تشكيل خانواده، موجب نشده است و موجب نمي‌شود كه وضع معيشتى افراد دچار تنگى و سختى بشود؛ يعنى از ناحيه‌‌ ازدواج كسى دچار سختى معيشت نمي‌شود؛ بلكه ازدواج ممكن است گشايش هم ايجاد كند.

نشانه‌های خردورزان‌ عاقل

بسيارند كسانى كه ادعاى خردورزى مى‌كنند و گاهى خود را عاقل‌ترين مردم معرفى مى‌نمايند، در حالى كه واقعيت اين است كه به جاى عقل، از شيطنت و حيله‌گرى بهره برده‌اند و گمان مى‌كنند اگر بتوانند از هر وسيله و حربه‌اى به اهدافشان برسند، زيرك‌تر و باهوش‌ترند. همچون عمروعاص و معاويه كه براى هر كارى، حيله‌اى و براى هر راستى، دروغ پيش ساخته‌اى در دست داشتند. اين افراد از نظر دين، عاقل به حساب نمى‌آيند. براى تشخيص اين امر، لازم است نشانه‌هاى خردمندان واقعى را از زبان پيشوايان دين بشناسيم.1 - آراستگى به صفات پسنديده: پيامبر (ص) مى‌فرمايد: خردمند كسى است كه در برابر برخورد جاهلانه، بردبارى پيشه سازد و از كسى كه به او ستم كرده، در گذرد و با زير دست خويش، فروتن باشد و بر بالادست خود در انجام كار نيك، سبقت گيرد و هرگاه بخواهد سخن گويد، تدبر كند؛ اگر خير است، بگويد و اگر بد است، خاموشى گزيند تا سالم بماند و چون فضيلتى بيند، آن را غنيمت شمارد و شرم و حيا از او جدا نشود و حرص از او بروز نكند. پس اينها ده خصلت است كه خردمند با آنها شناخته مى‌شود.2 - فراگيرى علم و نشر آن: رسول (ص) مى‌فرمايد: چهار چيز است كه هر خردمندى از امت من بايد به آنها پاى‌بند باشد. عرض شد: اى پيامبر خدا! آن چهار چيز چيست؟ فرمود: شنيدن علم، حفظ، نشر و عمل كردن به آن. 3 - مدارا با مردم: يكى از اوصاف خردمندان، سازگارى با مردم است. رسول اكرم (ص) مى‌فرمايد: سرلوحه عقل پس از ايمان به خدا، مدارا كردن با مردم بدون فاصله گرفتن از حق است. 4 - دورى از دنيا: بدون ترديد هر كسى كه كمترين بهره‌اى از عقل برده باشد، لحظه‌اى در جلب منافع خود درنگ نمى‌كند و همواره راهى را بر مى‌گزيند كه به بيشترين و با دوام‌ترين منفعت منتهى شود. اما مهم، تشخيص برترى آخرت بر دنيا و انتخاب مسير آخرت است كه فقط از عهده عقل ژرف‌انديش برمى‌آيد. رسول اكرم (ص) مى‌فرمايد: از نشانه‌هاى خرد، دورى كردن از دنيا و خانه غرور و بازگشت به سوى خانه جاودان (آخرت) و زاد و توشه فراوان تهيه كردن براى سكونت در قبر و آمادگى براى روز حساب است. 5 - حق‌مدارى: امام صادق (ع) مى‌فرمايد: عاقل كسى است كه در پاسخ به حق، رام باشد؛يعنى حق‌مدار باشد. 6 - حفظ زبان: امام على (ع) مى‌فرمايد: «العاقل من عقل لسانه؛ عاقل كسى است كه زبانش را به بند كشد». منظور آن است كه انسان خردمند، با حساب و تدبير و سنجيده سخن مى‌گويد. آن حضرت در جايى ديگر فرموده است: قلب احمق، پشت زبانش و زبان عاقل، پشت قلبش است.7 - مشورت: امام على (ع) مى‌فرمايد: عاقل، خود را از مشورت و نظرخوانى ديگران بى‌نياز نمى‌داند.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
Powered by TayaCMS