دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

موانع فهم قرآن

پرسش: برای کسی که می‌خواهد قرآن را بفهمد و در معانی آن تدبر و در سلوک خود آموزه‌های وحیانی را متجلی سازد چه موانعی وجود دارد لطفا به نحو اجمال آنها را توضیح دهید؟
موانع فهم قرآن
موانع فهم قرآن

پرسش: برای کسی که می‌خواهد قرآن را بفهمد و در معانی آن تدبر و در سلوک خود آموزه‌های وحیانی را متجلی سازد چه موانعی وجود دارد لطفا به نحو اجمال آنها را توضیح دهید؟

پاسخ: شکی نیست که قرآن کتاب راهنمای عمل و نقشه راه سعادت انسان در دنیا و آخرت است و کسی که آموزه‌های آن را الگو و راهنمای عمل خود قرار نمی‌دهد. به طور طبیعی نمی‌تواند در مسیر تکامل و سیرالی الله و قرب الهی گام بردارد. در این راستا شناخت موانع فهم قرآن و ضرورت مقابله با آنها از اهمیت بالایی برخودار است. بدین لحاظ با عنایت به جایگاه والای این موضوع از لسان یکی از سالکین الی الله مرحوم میرزا جوادملکی در کتاب المراقبات، ج1، صفحه312، این موانع را بیان می‌کنیم. « (ای سالک طریق معرفت) کسی که می‌خواهد قرآن را بفهمد، واجب است که خود را از موانع فهم خالی سازد والاحق انتفاع را از قرآن نمی برد. (و آن گونه که باید از قرآن استفاده نخواهدکرد)، بلکه اگر از موانع فهم خالی و عاری نگردد، زیان هم خواهد برد، و برای موانع فهم وجوهی شمرده‌اند که عبارت است از:

اول: مقیدشدن در اداکردن دقیق حروف از مخارج آن و حفظ حدود محاسن تجوید و این مطلب مانع از تدبر در معانی آیه می‌شود و طلب فهم برای او ممکن نخواهد شد. من می‌گویم که این حق است، الا آنکه از موانع استفهام نیست، بلکه از موانع تدبری است که آن تدبر، از اسباب استفهام و طلب فهم است.

دوم: اینکه صنعت و خلقی از اخلاق رذیله و صفات خبیثه در قاری باشد که موجب طبع قلب (و زنگار دل) از فهم معانی قرآن شود، چنانکه بعضی از آیات قرآن دلالتی بر آن دارد، مانند: «کذلک یطبع الله علی کل قلب متکبر جبار» این گونه خدا بر دل هر متکبر و زورگویی مهر می‌نهد. (غافر-35) و در جای دیگر می‌فرماید: «و ما یتذکر الامن ینیب» و جز کسانی که به خدا رجوع پی درپی دارند کسی متذکر نمی شود. (غافر-13) پس این صفات، درقلب تولید کدورت و تیرگی می‌نماید که مانع از فهم حقایق اشیاء می‌شود، نظیر زنگاری که بر روی آینه مانع از دیدن صورتها در آن می‌گردد و شکلها را به خوبی منعکس نمی‌کند.

سوم: اینکه معتقد به امر باطلی باشد و آن را برای خویشتن، مذهب اتخاذ نموده و ماورای اعتقاد خود را کفر یا ضلال بپندارد. این امر نیز از موانع فهم است، زیرا قبل از آنکه قلب به سبب قرآن روشن و نورانی شود تا بتواند حق را ببیند، آن را کفر پنداشته و به رد و تاویل و توجیه آن می‌پردازد و مادامی که چنین تعصب باطلی در او موجود باشد، هرگز به حق هدایت نمی‌شود.

چهارم: آنکه در تفسیر آیه، تفسیر ظاهری را بیابد و معتقد شود که مراد خدا، منحصر به آن است و برداشتی غیر از این معنا، تفسیر به رای و حرام می‌باشد.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
Powered by TayaCMS