دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

نقد و نظری در باب پلورالیسم

No image
نقد و نظری در باب پلورالیسم

نقد و نظري در باب پلوراليسم

میر عماد اشراقی

پلورالیسم یا کثرت گرایی از جمله مباحثی است که در فلسفه، سیاست و حکومت، مذهب و اعتقادات عمومی دیدگاه و جهان بینی تازه‌ای را بیان نموده است. کثرت گرایی دارای اقسامی است که از یک نوع ترابط و وابستگی به هم برخوردارند و در تمامی این اقسام یک نوع هدف خاص را دنبال می‌نمایند که دارای سه گونه اساسی است: کثرت گرایی فلسفی، کثرت گرایی دینی و کثرت گرایی سیاسی.‌

کثرت گرایی فلسفی: کثرت گرایی آموزه‌ای است با این نگرش فلسفی که کثرت بر وحدت برتری دارد، زیرا ساخت جهان، ساخت متکثرانه‌ای است. جهان در عین آنکه یک هدف واحد را دنبال می‌کند از اجزا و واحدهای گوناگونی تشکیل یافته است. وحدت به کثرت تمایل دارد و کثرت به وحدت گرایش طبیعی دارد. جهان با تمام گوناگونی و کثرت به سوی یک هدف یعنی معنویات و اخلاقیات سوق می‌یابد. ریشه این نگرش را می‌توان در اندیشه فلسفی غرب تا فلاسفه یونان باستان دنبال کرد. برخی از فلاسفه همچون امپدوکلس یا اناکساگوراس به گونه‌های مختلف، معطوف به نظریات کثرت گرایانه بودند. در عصر جدید، افرادی مانند ویلیام جیمز آمریکایی با نظریه پراگماتیستی خود با طرح نظریه کثرت بازی‌های زبانی، کثرت گرایی را از زوایای مختلف در صحنه فلسفی مطرح کردند.

کثرت گرایی دینی: نظریه پلورالیسم در حوزه اندیشه و معرفت دینی، از بطن جامعه فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و دینی مغرب زمین و بویژه در بستر الهیات مسیحی، آن هم در کش و قوس اختلافات فرقه‌ای مسیحیت تولد یافت. پلورالیسم دینی به بیان جان هیک، دیدگاهی است که می‌گوید: «باورهای دینی بزرگ جهان، از دوران راه‌های فرهنگی متنوع و عمده انسان بودن، در بردارنده تصورات و ادراکات گوناگونی از حقیقت یا غایت بوده و در نتیجه آن نیز عکس‌العمل‌های مختلفی نسبت به آن دارند و نیز اینکه در داخل هر یک از سنت‌های دینی مزبور، دگرگونی و تحول وجود انسانی از خود محوری به حقیقت محوری به وقوع می‌پیوندد. به این ترتیب سنت‌های دینی بزرگ را باید به عنوان فضاهای آخرت مدارانه جایگزینی دانست که در درون آنها و یا راه‌هایی که طی آنها، زنان و مردان عالم می‌توانند به نجات، رهایی یا کمال دست پیدا کنند.»‌

گفتنی است، کثرت‌گرایی دینی خود بر دو قسم است: کثرت گرایی صدق و حقانیت، کثرت گرایی نجات. کسی که به کثرت گروی دینی در ناحیه صدق و حقانیت اعتقاد دارد، در واقع معتقد است که همه ادیان و مذاهب از حیث صدق و حقانیت در وضع یکسانی قرار دارند. اما کسی که به تکثر گروی دینی در ناحیه نجات اعتقاد دارد، معتقد است که هر کسی دارای هر دین و مذهبی باشد و از اصول آن دین پیروی نماید، اهل نجات و سعادت ابدی است.‌

به نظر می‌رسد این پندار با معارف وحیانی هماهنگ نیست و دین آخرین، حقانیت بالفعل سایر ادیان را تایید نمی کند، گرچه می‌پذیرد هر کدام از ادیان الهی در زمان خود حقانیت خود را داشته‌اند اما لازم بود که با گذشت زمان و تکامل درک و شعور مردم، معارف و احکام معنوی تکامل یابد و به عنوان دینی کامل و ابدی بر آنها نازل شود بخصوص با در نظر گیری اینکه بسیاری از اصول و مبانی ادیان در طول زمان تحریف و تغییر یافته است و افراد را از نیل به معنویات و سعادت باز می‌دارد. استاد شهید مرتضی مطهری در این باب می‌نویسد: «دین حق در هر زمانی یکی بیش نیست و بر همه کس لازم است از آن پیروی کند. این اندیشه که میان برخی از مدعیان روشنفکری، اخیراً رایج شده است که می‌گویند همه ادیان آسمانی از لحاظ اعتبار در همه وقت یکسانند اندیشه نادرستی است.»‌

البته صحیح است که میان پیامبران خدا اختلاف و نزاعی وجود ندارد. پیامبران خدا همگی به سوی یک هدف و یک خدا دعوت می‌کنند. برنامه و اصول دینی آنها درستکاری و دینداری بوده است. ولی این سخن به این معنا نیست که در هر زمانی چندین دین حق وجود دارد و انسان می‌تواند هر دینی را که می‌خواهد بپذیرد. بلکه انسان باید به همه پیامبران الهی معتقد باشد و اینکه پیامبران در هر زمانی، برای هدایت مردم از سوی خداوند آمده اند و هدف آنها هدایت مردم به صراط مستقیم و راه درستی و راستی بوده است، هر دینی در جهت تکامل اصول و مبانی دین قبلی آمده است و کامل ترین دین، آخرین دین آسمانی است و همه افراد در تمامی زمان و مکان باید به یک دین و اصول آن معتقد باشند تا بتوانند به سعادت و نیکبختی اخروی و دنیوی دست یابند. پس لازمه ایمان به همه پیامبران این است که در هر زمانی تسلیم شریعت پیامبری باشیم که دوره اوست و قهراً لازم است در دوره ختمیه به آخرین دستورهایی که از جانب خدا به وسیله آخرین پیامبر رسیده است عمل کنیم و این لازمه اسلام؛ یعنی تسلیم شدن به خدا و پذیرفتن رسالت‌های فرستادگان اوست.‌

کثرت گرایی سیاسی: کثرت گرایی در سیاست به معنای باور به کثرت و استقلال گروه‌های سیاسی، فرهنگی و اجتماعی در هر سیستم و هواداری از ارزش اخلاقی و لزوم وجود گروه‌های گوناگون سیاسی، اجتماعی و اقتصادی در نظام است. کثرت گرایی به تقسیم قدرت و حکومت بین گروه‌ها و طبقات مختلف جامعه اعتقاد دارد. کثرت‌گرایی سیاسی از مباحث علم سیاست و جامعه شناسی سیاسی است. تکثر و تنوع منابع قدرت فرض اصلی دیدگاه پلورالیستی است. قدرت سیاسی فرایند پایان ناپذیر رقابت و سازش میان نیروهای مختلفی است که نماینده علایق و منافع اجتماعی گوناگونی مانند گروه‌های صنعتی یا جنبش کارگری هستند. بحث اساسی، همواره این بوده است که آیا در جامعه مدرن قدرت به تمرکز و یا به تفوق تمایل دارد. کثرت گرایان معتقدند در جامعه مدرن، با کثرت گروه‌ها و افزایش پیچیدگی ساختار اجتماعی، منابع قدرت نیز متکثر می‌شود. ‌

خلاصه، کثرت گرایان اعلام کردند که طبیعت انسان در شماری از گروه‌های دینی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی تبلور می‌یابد، خاستگاه این گروه ها، دولت نیست و موجودیت آنها هم وابسته به دولت نیست. کثرت گرایان نمی‌خواهند دولت را از بین ببرند، فقط می‌خواهند آن را از ادعای داشتن قدرت‌های مطلق محروم نمایند.‌


این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
Powered by TayaCMS