دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

نقش اراده در تحقق همت

>همت یکی از حالات نفسانی است که عزم جدی بر عملی را بر می‌انگیزد و مقاومت‌ها و موانع را از سر راه برمی دارد.
No image
نقش اراده در تحقق همت
نویسنده: محمد شریف زاده

همت یکی از حالات نفسانی است که عزم جدی بر عملی را بر می‌انگیزد و مقاومت‌ها و موانع را از سر راه برمی دارد. این انگیزه قوی، در حوزه اراده قرار می‌گیرد. از این رو، می‌توان مدعی شد که همت، اراده قوی در انسان است که به عزم ختم می‌شود و شخص در صورت بهره مندی از این حالت و تبدیل آن به ملکه نفسانی، صاحب عزم می‌شود که در قرآن تنها شماری معدود و به اندازه انگشتان یک دست از پیامبران بدان ستوده شده اند و حتی به صراحت خداوند از عدم وجود عزم در حضرت آدم(ع) سخن به میان آورده و وی را بدین صفت نستوده است.

بنابراین، برای شناخت مفهوم همت و عزم می‌بایست به موضوع اراده پرداخت و نقش آن را در این میان شناخت نویسنده با مراجعه به آموزه‌های قرآنی بر آن است تا تحلیل قرآن را از اراده و مشیت و عزم ارائه دهد و از این مسیر، مفهوم قرآنی همت را به دست آورد. با هم این مطلب را از نظر می‌گذرانیم.

اراده، انگیزه‌ای برای خواستن

انسان هر چیزی را که می‌خواهد و طلب می‌کند، می‌بایست تصویر ذهنی از آن داشته باشد. این تصویر ذهنی هرچند اجمالی است ولی به وی نشان می‌دهد که آن چیز در چه سطح از انتظارات اوست و چه خواسته ای از وی را برآورده می‌سازد و به کدام نیاز او پاسخ می‌دهد. بدین ترتیب چیزهایی به عنوان اهداف حرکت‌های انسانی، سطح بندی و اولویت بندی می‌شود و هرکسی با توجه به شرایط خود، چیزی را به عنوان هدف آغازین، میانی و پایانی درنظر می‌گیرد و یا چیزی را به عنوان ارزش ابتدایی، میانی و غایی قرار می‌دهد و براساس این دو الگوی ذهنی برای دست یابی به آن‌ها حرکت می‌کند و کار و تلاش خویش را ساماندهی می‌کند. همه ما از این حالت نفسانی همانند دیگر حالات نفسانی به علم حضوری و شهودی آگاهی داریم و آن را درک و فهم می‌کنیم. این حالت چنان که گفته شد، یکی از مراتب خواستن چیزی است و از این رو آن را به انگیزه نیز تعبیر می‌کنند، ولی باید گفت که همه حالات خواستن نفسانی، انگیزه می‌باشند؛ زیرا تا چیزی در خارج طلب نشود و به دست نیاید همواره به عنوان انگیزه شناخته می‌شود.

صحاح اللغه درباره واژه اراده می‌نویسد که این واژه از ماده «رود» گرفته شده و به معنای خواستن و طلب کردن است. با این همه در معنای اراده اصطلاحی اراده انسان اختلاف است.

برخی آن را اعتقاد و باور به سودمندی چیزی دانسته‌اند، یعنی تصدیقی است که در ذهن صورت می‌گیرد و انسان در هنگام ارزیابی و سنجش، به این نتیجه می‌رسد که رابطه آن چیز ذهنی با وجودش، رابطه مثبت و سازنده‌ای است و می‌تواند برای شخص مفید باشد. بنابراین شخص، تصدیق و حکم می‌کند که این امر برای وی مفید و سازنده است. این تصدیق و حکم به مفید بودن، اراده نامیده می‌شود. برخی اراده را همان داعی یا انگیزه دانسته‌اند. البته این سخن نمی تواند تعریف کامل و جامع از اراده باشد، زیرا چنان که گفته شد، انگیزه در همه حالات خواستن، نمود می‌یابد، ولی اراده زمانی تحقق می‌یابد که انسان به مفید بودن امری تصدیق کرده و خواهان تحقق آن باشد. البته نباید فراموش کرد که صرف تصدیق مفید بودن، به معنای خواستن آن چیز نخواهد بود، زیرا ما بسیاری از امور را مفید دانسته و آن را تصدیق می‌کنیم ولی هیچ گونه انگیزه و اراده‌ای برای تحقق و انجام و یا به دست آوردن آن در ما شکل نمی‌گیرد. برخی گفته‌اند، اراده همان شوق نفسانی به انجام یا تحقق چیزی است و این زمانی پدید می‌آید که انسان علم و دانش به مفید بودن چیزی داشته و بخواهد آن را بدست آورد یا تحقق بخشد. دراین صورت اراده در آدمی تحقق می‌یابد و فعل آن را بر ترک آن برتری و ترجیح می‌دهد.

برخی اراده را به عزم راسخ بر انجام فعل تفسیر کرده اند که پس از تصور و تصدیق به فایده و میل و جزم پدید می‌آید. (تعلیقه شرح منظومه، سبزواری، ج2، 647) بنابراین، اراده که همان عزم راسخ بر انجام کاری است، پس از تحقق اموری چون تصور علمی از چیزی، تصدیق به فایده آن، شوق و میل به آن و انجامش، جزم بر انجام پدید می‌آید و حرکتی را در آدمی بر می‌انگیزد که از آن به اراده یاد می‌شود. برخی نیز اراده را تنها به حالتی تعریف کرده‌اند که موجب می‌شود تا آدمی فعل و انجام چیزی را بر ترک آن ترجیح دهد. (کشاف اصطلاحات الفنون و العلوم، ج1، ص132) یعنی زمانی که تصور و تصدیق و شوق پدید آمد و شخص انجام آن را بر ترک آن ترجیح داد، اراده تحقق یافته است حتی اگر بدون جزم و عزمی باشد. بر این اساس، می‌توان گفت که اراده مرتبه ای پیش از جزم و عزم است.

هرمعنایی که از اراده انسانی در نظر گرفته شود، نمی‌تواند در خداوند معنا یابد، زیرا اراده انسانی، حالت نفسانی و حادث است، بنابراین باید معنای دیگری برای اراده الهی در نظر گرفت که هدف بحث ما دراینجا نیست. ناگفته نماند که اراده الهی به دو شکل ذاتی و فعلی در آموزه‌های قرآنی بیان شده است و خداوند بارها از اراده خود سخن گفته که از جمله می‌توان به آیه «انما امره اذا اراد شیئا ان یقول له کن فیکون» (سوره 82، آیه36) اشاره کرد.

نسبت مشیت و اراده

از آموزه‌های قرآنی بر می‌آید که مشیت، امری فراگیرتر از اراده است، چنان که مشیت، کلی تر بوده و پیش از اراده تحقق می‌یابد. از این رو مشیت انسانی متوقف بر مشیت الهی است: و ما تشاوون الاان یشاءالله؛ شما چیزی را مشیت نمی کنید مگر آن چه خداوند مشیت کرده است. (تکویر، آیه 29 و سوره انسان آیه30) اما اراده انسانی می‌تواند بر خلاف اراده الهی باشد. بنابراین می‌بایست مشیت را امری غیر از اراده دانست، زیرا در مقام مشیت هیچ کسی حتی انسان نمی تواند برخلاف مشیت الهی حرکت کند، ولی در مقام اراده، انسان می‌تواند حرکتی برخلاف اراده الهی داشته باشد، از این رو در آیات قرآنی از اراده‌های مخالف انسانی با اراده‌های الهی سخن به میان آمده است. (نساء، آیه27)

نسبت اراده و عزم و همت

اما درباره نسبت اراده با همت باید گفت با توجه به دو معنای اصطلاحی اخیر از اراده، همت، به یک معنا همان اراده، قصد جدی، جزم و عزم راسخ بر انجام کاری و چیزی با وجود موانع و مقاومت هاست؛ زیرا در عزم این معنا دیده نشده است که حتما با موانع و مقاومت همراه باشد؛ در حالی که در همت بر چیزی، مولفه و عنصر مقاومت و مانع به عنوان امر اصلی درنظر گرفته می‌شود؛ زیرا حالت همت چنان که علامه طباطبایی در المیزان بیان می‌کند، در صورتی پدید می‌آید که خواسته شخص با مانع و مقاومت همراه باشد، از این رو به سبب موانع و مقاومت به عنوان دغدغه ذهنی شخص تبدیل شده و حزن و غم و اندوه او را برانگیخته است.

مقاله

نویسنده محمد شریف زاده

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
Powered by TayaCMS