دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

پيامدهاي دو مقايسه

No image
پيامدهاي دو مقايسه

با کمي دقت و تأمل در زندگي انسان?ها به خوبي مي‌توان اذعان داشت که افراد از سطح رفاه اجتماعي يکساني برخوردار نيستند، از اين رو اين موضوع باعث بروز پديده «مقايسه اجتماعي» در زندگي بشر شده است. مقايسه اجتماعي يعني سنجش موقعيت خود با وضعيت ديگران. نوعاً انسان?ها تمايل دارند سطح زندگي خود را با ساير افراد مقايسه نمايند و از اين رو اين رويکرد باعث بروز آثار و تبعاتي در زندگي آنها شده است در اين نوشتار سعي داريم به پيامدها و نوع نگرش افراد در مقايسه‌هايي که در زندگي آنها مشاهده مي‌شود اشاره کنيم.

انواع مقايسه

اينکه پديده مقايسه در زندگي موجب حالت رضايت‌مندي در زندگي شود يا خير! در واقع ريشه در نوع نگرش افراد و مقايسه‌هاي آنها در زندگي دارد. از اين رو بعضي از محققين مقايسه کردن در زندگي را به صعودي و نزولي تقسيم کرده‌اند. در تبيين انواع مقايسه در زندگي اجتماعي اين چنين مي‌توان گفت: مقايسه صعودي يعني تطابق زندگي خود با افرادي که در نقطه بالاتري از رفاه يا کمال هستند. و همچنين مقايسه نزولي يعني قياس کردن زندگي خود با کساني که از درجه پايين رفاهي و يا کمالي برخوردار مي‌باشند. موضوع مقايسه نيز در اين چنين فضايي مي‌تواند متفاوت باشد؛ گاهي قياس کردن در امور مادي و دنيايي است و زماني در امور معنوي و غير مادي[?] آنچه از آموزه‌هاي ديني استفاده مي‌شود، اين است که براي رسيدن به کمال و سعادت مقايسه صعودي با افرادي که توانسته‌اند روح خود را تعالي بخشند و خود را به هنر تقوا و عمل صالح مزين سازند موجب شادماني و مسرت و سعادت در زندگي دنيايي و اخروي مي‌شود. ولي با اندک توجهي در مقايسه صعودي در امور مادي اين چنين نتيجه‌اي را از آن به دست نمي‌آوريم.

نمونه مقايسه‌هاي مذموم در قرآن

با تأمل در آيات نوراني کلام ا... مجيد به خوبي مي‌توان بعضي از مقايسه‌هايي که افراد به آن دچار هستند را شناسايي نمود براي نمونه بعضي از اين مقايسه‌ها را مي‌توان در داستان قارون مشاهد کرد قارون از ثروت فراواني برخوردار بود که تنها کليد گنج‌هاي او را چند انسان نيرومند مي‌توانستند حمل نمايند[?]. از اين رو اين مسأله موجب شده بود که عده‌اي افراد سطحي‌نگر زندگي مادي و دنيايي او را براي خود آرزو کنند. «فَخَرَجَ عَلى‌ قَوْمِهِ في‌ زينَتِهِ قالَ الَّذينَ يُريدُونَ الْحَياهَ الدُّنْيا يا لَيْتَ لَنا مِثْلَ ما اُوتِيَ قارُونُ إِنَّهُ لَذُو حَظٍّ عَظيمٍ؛ [قصص/??] پس [قارون‌] با كوكبه خود بر قومش نمايان شد كسانى كه خواستار زندگى دنيا بودند گفتند: «اى كاش مثل آنچه به قارون داده شده به ما [هم‌] داده مى‌شد واقعاً او بهره بزرگى [از ثروت‌] دارد.» خداي متعال بر روي اين چنين نگرشي به آرزوي‌هاي دنيايي خط بطلان مي‌کشد و از بندگان خود مي‌خواهد که از اين چنين آرزوهايي پرهيز نمايند:«وَلا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلى‌ ما مَتَّعْنا بِهِ اَزْواجا مِنْهُمْ زَهْرَهَ الْحَياهِ الدُّنْيا لِنَفْتِنَهُمْ فيهِ وَ رِزْقُ رَبِّكَ خَيْرٌ وَ اَبْقى؛[طه/???]و زنهار به سوى آنچه اصنافى از ايشان را از آن برخوردار كرديم [و فقط] زيور زندگى دنياست تا ايشان را در آن بيازماييم، ديدگان خود مدوز، و [بدان كه‌] روزىِ پروردگار تو بهتر و پايدارتر است.»

پيامدهاي مقايسه‌هاي مذموم

افزايش اندوه

يکي از مهم‌ترين پيامدهاي مقايسه‌هاي صعودي در امور مادي افزايش اندوه است چرا که با چشم دوختن به اموال ديگران و دست نيافتن به آن آرزوها چيزي جز اندوه گريبان گير افراد نمي‌شود.

بروز افسردگي

از جمله پيامدهايي که اين موضوع مي‌تواند به دنبال داشته باشد تشديد افسردگي است. هر گاه اندوه به مال و منال دنيوي طولاني شود روح آرامش و زيبا بيني را از زندگي خواهد گرفت و چيزي جز بدبيني و نگراني را بر زندگي حکم فرما نخواهد نمود. در روايتي از امام محمد باقر(عليه السلام) اين چنين نقل شده است:«وَمَنْ اَتْبَعَ بَصَرَهُ مَا فِي اَيْدِي النَّاسِ‌ كَثُرَ هَمُّهُ‌ وَ لَمْ يُشْفَ ‌غَيْظُه؛[?] هر کس به آنچه در دست ديگران است،‌ چشم بدوزد، اندوه او طولاني گردد و خشم او آرام نگيرد.‌‌»

ريشه دواندن حسرت در زندگي

پيامد ديگري که مقايسه صعودي در امور مادي بر زندگي افراد حاکم مي‌شود حسرت است؛ کسي که به اين مقايسه در زندگي دچار شده است؛ فهرست بلندي از نداشته‌ها را براي خود تهيه مي‌کند و به خاطر آنچه ندارد؛ پيوسته افسوس مي‌خورد و کسي که پيوسته چنين باشد همانند کسي است که مي‌خواهد جان دهد.[?]

ناسپاسي و بي‌تابي

ناسپاسي و بي تابي مي‌تواند از جمله پيامدهاي مقايسه صعودي باشد در اين خصوص روايتي تأمل برانگيز از رسول اکرم (ص) نقل شده است که فرمودند:«دو خصلت است كه در هر كه باشد خدا او را صبور و شكرگزار رقم زند و هر كه از آن بى‌بهره باشد وي را نه صابر رقم زند نه شكرگزار هر كه در كار دين به كسى كه فراتر از اوست بنگرد و او را پيروى كند و در كار دنيا به آن كه فروتر از اوست بنگرد و خدا را بر آنچه بيشتر دارد شكر كند، خدا او را صابر و شاكر رقم زند و هر كه در كار دين به آنكه فروتر از اوست بنگرد و در كار دنيا به آن كه فراتر از اوست بنگرد و بر آنچه كمتر دارد تأسف خورد خدا او را نه صابر رقم زند نه شكرگزار»[?].

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
Powered by TayaCMS