دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

چگونه بدانیم متکبریم یا نه؟

No image
چگونه بدانیم متکبریم یا نه؟

افرادی متکبرند، اما خودشان خبر ندارند و به این ویژگی و خصلتی که دارند آگاه نیستند. حتی از خود ما نیز گاهی رفتارهای متکبرانه سر می‌زند و خودمان به آن واقف نیستیم و نمی‌دانیم این یعنی تکبر؛ بنابراین برای روشن شدن علامت و نشانه‌های تکبر چند موردی را ذکر می‌کنیم. 1- هنگام بحث و گفت‌وگو با افراد، اگر طرف مقابل سخن حق بگوید و حق با او باشد، اگر نتوانستید حق را به او بدهید و به اشتباه خود اعتراف کنید که حق با طرف مقابل است؛ معلوم می‌شود که شما متکبر هستید. 2- در محافل و مجالس فرد باید در صدر مجلس بنشیند و بهترین مکان باید به او اختصاص پیدا کند و همچنین هنگام راه رفتن او باید پیشقدم باشد و جلو همگان راه برود و از راه رفتن عقب تر از بقیه افراد ابا دارد. چه بسا اگر راه رفتن مقدم بر همه امکان نداشته باشد کمی عقب‌تر راه می‌رود تا میان او و باقی افراد فاصله ایجاد شود و این نتیجه کبر است. 3- در سلام کردن منتظر است دیگران به او سلام دهند پس اگر فرد از دیگران توقع سلام داشته باشد متکبر خواهد بود. 4- اگر فقیر و بی‌نوایی او را به مهمانی دعوت کند نمی‌پذیرد یا اینکه برای رفع حاجت دوستان و خویشاوندان و نیازمندان به کوچه و بازار نخواهد آمد و برای تهیه ضروریات زندگی مثل نان و سبزی و... از اینکه خود به خرید رفته و آن را به خانه آورد ابا دارد. 5- کبر در پوشاک و طرز لباس پوشیدن نیز خود را نشان می‌دهد. اگر فردی در پوشیدن لباس نفیس و جامه‌های فاخر حریص باشد و آن را شرافت و بزرگی بداند متکبر خواهد بود. البته باید اضافه کرد نشانه‌های کبر منحصر به این موارد نیست، بلکه آثار و نشانه‌های دیگری نیز دارد.

راه معالجه تکبر

برای معالجه کبر دو راه وجود دارد: یکی معالجه نظری و دیگری معالجه عملی. حضرت علی (ع) برای معالجه می‌فرمایند: اگر با مقام و قدرتی که داری دچار تکبر یا خودبزرگ‌بینی شدی به بزرگی حکومت پروردگار که برتر از حکومت تو است بنگر، که تو را از آن سرکشی نجات می‌دهد و تندروی تو را فرو می‌نشاند و عقل و اندیشه‌ات را به جایگاه اصلی باز می‌گرداند(نهج‌البلاغه، نامه 53). حضرت اشاره دارند هر چقدر تو بزرگ و پرمنزلت باشی خداوند از تو بزرگتر و منزلتش از تو بیشتر است و تو در برابر آن خوار و ذلیلی، به اندازه‌ای که به تصور نیاید. حضرت علی(ع) می‌فرمایند: «فرزند آدم را با فخر فروشی چه کار؟ او که در آغاز نطفه‌ای گندیده و در پایان مرداری بدبو است، نه می‌تواند روزی خویش را فراهم کند و نه مرگ را از خود دور نماید.» (نهج‌البلاغه، حکمت 126). انسان با معرفت و شناخت جایگاه خویش و نقص و کمبودهای واقعی‌اش تکبر را از یاد خواهد برد. علاوه بر معالجه نظری که از طریق علم و و معرفت می‌باشد، معالجه عملی نیز نیاز است و آن این است که از کارها و اعمالی که از نشانه‌های کبر برشمردیم دست کشیده و خلاف آن را انجام دهد و به خاطر خدا شکستگی و فروتنی داشته و به اعمالی که متواضعین به آن متصف هستند عمل شود تا کبر آرام آرام از دل رخت بربندد و جای خود را به تواضع و فروتنی بدهد.

قدرشناس باشید

به درستی معلوم نیست چرا گروه بی شماری از مردم همیشه در جست وجوی لذت‌هایی هستند که قرار است به احتمال در آینده بدان دست یابند. آنها خود را مسافر مقصدی می‌دانند که لذت‌هایش را فقط در مقصد به مهمانانش هدیه می‌کند. غافل از آن که لذت سفر، در طول سفر است نه فقط هنگام رسیدن به مقصد؛ به‌ویژه آنکه در خیلی از سفرها در مقصد لذتی نهفته نیست و شادکامی‌های بین راه است که مسافرت را لذت‌بخش می‌کند. پس بیایید در هر موقعیت که قرار گرفته‌اید قدرشناس آن باشید. همه شادی‌ها در آینده موهوم جای ندارد. امروز نیز آینده دیروز است که باید سپاسگزار نعمت‌هایش بود. اگر در کنار پدر و مادر زندگی می‌کنید یا میان دوستان، در سال‌های آغاز تحصیل هستید یا پایان آن، موقعیت اقتصادی متوسطی دارید یا ندارید، همه را آن گونه که انتظار می‌رود قدر بدانید. اگر قدرشناسی بخشی از جهان بینی شما قرار گیرد، خواهید دید که همه چیز برایتان دلچسب و شادی آور می‌شود. مطمئن باشید، با وجود این خصیصه، عوامل ناخوشایند زندگی بر شما پیروز نمی‌شود و به تدریج خواهید دید که در همه زمینه‌ها تحولات چشمگیری برایتان پدید خواهد آمد. هرگز این قانون طبیعت را از یاد نبرید که «در زندگی سپاس هر نعمت را که به جای آورید، بیشتر در خدمتتان قرار می‌گیرد و آن گاه با نیروی آن بهتر می‌توانید با ناملایمات مبارزه کنید یا دست کم با آنها به سازگاری برسید.» از وضع خود و خانواده و محیط و استاد گله‌مند نباشید. کوشش برای بهترسازی این امور به مفهوم گله‌مندی از آنها نیست. پدیده‌های پیرامون ما نیز، همانند اشخاص، خوب در می‌یابند که شما سپاسگزار وجود آنهایید یا ناسپاس. به فرموده خدای متعال: اگر شیوه سپاسگزاری پیش گیرید، بر [نعمت‌های] شما افزوده می‌گردد و اگر ناسپاس باشید، عذاب الهی شدید است. بیشتر افراد از احسان و محبت به کسی که قدرشناس محبت نیست، دریغ دارند؛ هر چند وی از دیگر امتیازات اخلاقی برخوردار باشد. به عکس به فردی که از میان همه امتیازات فقط قدرشناسی را پیشه خود کرده است، خرسندترند و از هر گونه احسان و محبت به وی دریغ نمی‌ورزند.

سخنان سودمند

ضد بيهوده گويی و زياده و هرزه گويی خاموشی است يا سخنان سودمند گفتن. درباره ترك سخنان بيهوده و زائد اخباری وارد شده چنانكه از پيغمبر اكرم (ص) روايت است: از نيكويی اسلام مرد اين است كه چيزهای بی فايده را ترك كند و نيز از آن حضرت منقول است: خوشا آنكه زيادی زبانش را نگاه دارد و زيادی مالش را انفاق كند و ببين كه مردم كار را چگونه برعكس كرده‌اند، زيادی مال را نگاه می‌دارند و زيادی زبان را رها می‌كنند. علاج اين خوی ناپسند از حيث علم اين است كه: مذمت آن را چنانكه گذشت به خاطر آورد و ستودگی ضد آن، يعنی خاموشی را متذكر شود و به ياد آورد كه مرگ در پيش روی آدمی است و از هر كلمه‌ای كه می‌گويد مسئول است. ابن عباس گفت: پنج چيز است كه از پول‌های نقره خالص و دل‌انگيز بهتر است. سخنان بيهوده مگو، كه زائد است و از ضرر و آفت آن در امان نيستی و سخنان سودمند نيز مگو مگر آنكه بجا باشد، زيرا بسا هست كه كسی در امر مفيدی سخن می‌گويد اما نابجا و در غير موقع آن و آنگاه به رنج می‌افتد. و با حليم و بردبار و با سفيه و سبكسار ستيزه و جدال مكن، كه بردبار با سكوتش بر تو غلبه می‌كند، و سفيه با گفتارش ترا می‌آزارد. و در غياب برادرت همان را بگو كه دوست داری پشت سرت بگويد. و در مواردی كه دوست داری مورد عفو واقع شوی، عفو كن. و همچون كسی عمل كن كه می‌داند پاداش نيك دارد و مورد احترام قرار می‌گيرد. از لقمان پرسيدند: «دانایی و حكمت تو چيست؟» گفت: «از چيزی كه به آن نياز ندارم سؤال نمی‌كنم و به آنچه بيهوده است نمی‌پردازم.»

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
Powered by TayaCMS