دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

کمینگاه شیطان «ربا»

در شماره‌ی پیشین گفتیم که ربا یکی از گناهان بزرگ و دام‌های شیطان است و او سعی می‌کند با افکندن انسان‌های طماع و پول‌پرست در این‌ دام، موجبات بدبختی نزول خواران و افراد نزول بگیر را فراهم سازد.
کمینگاه شیطان «ربا»
کمینگاه شیطان «ربا»

نویسنده: عباسعلی کامرانیان

اشاره

در شماره‌ی پیشین گفتیم که ربا یکی از گناهان بزرگ و دام‌های شیطان است و او سعی می‌کند با افکندن انسان‌های طماع و پول‌پرست در این‌ دام، موجبات بدبختی نزول خواران و افراد نزول بگیر را فراهم سازد. اینک ادامه بحث را از نظر می‌گذرانیم:

بعد از هجرت در سه سوره‌ی دیگر از سوره‌هایی که در مدینه نازل شده بحث از ربا به میان آمده است که به ترتیب عبارت‌اند از: سوره بقره، آل عمران، نساء. گرچه سوره بقره قبل از آل عمران نازل شده اما بعید نیست که خصوص آیه 130 سوره‌ی آل‌عمران (که حکم صریح تحریم ربا را بیان می‌کند) قبل از سوره‌ی بقره و آیات فوق نازل شده باشد.

به هرحال، این آیه و سایر آیات مربوط به ربا، هنگامی نازل شد که رباخواری با شدت هرچه تمام‌تر در مکه و مدینه و جزیره عربستان رواج داشت، و یکی از عوامل مهم آن زندگی طبقاتی یعنی ناتوانی شدید طبقه زحمت‌کش و طغیان اشراف بود؛ لذا مبارزه‌ی قرآن با ربا بخش مهمی از مبارزات اجتماعی اسلام را تشکیل می‌دهد. درآیه‌ی 275سوره بقره می‌خوانیم:

«الَّذینَ یَأْکُلُونَ الرِّبا لا یَقُومُونَ إِلاَّ کَما یَقُومُ الَّذی یَتَخَبَّطُهُ الشَّیْطانُ مِنَ الْمَس»‌

«خبط» در لغت به معنی عدم حفظ تعادل بدن به هنگام راه رفتن یا برخاستن است، در جمله‌ی بالا شخص رباخوار، به آدم «مصروع» و «دیوانه» تشبیه شده، که به هنگام راه رفتن قادر نیست تعادل خود را حفظ کند و بطور صحیح گام بردارد.

(احتمال اول) منظور از این سخن چگونگی «مشی اجتماعی» رباخواران در دنیا است، زیرا آن‌ها عملی همچون دیوانگان دارند و فاقد تفکر صحیح اجتماعی هستند، و حتی منافع خود را هم نمی‌توانند درنظر بگیرند، زیرا مسائلی مانند تعاون، هم‌دردی، عواطف انسانی، نوع دوستی برای آن‌ها مفهومی ندارد و پرستش ثروت آن‌چنان چشم عقل آن‌ها را کور کرده که نمی‌فهمند استثمار طبقات زیر دست و غارت کردن دست‌رنجشان، بذر دشمنی را در دل‌های آنان می‌پاشد، و به انقلاب‌ها و انفجارهای اجتماعی که اساس مالکیت را به‌خطر می‌افکند منتهی می‌شود.

در این صورت امنیت و آرامش در چنین اجتماعی وجود نخواهد داشت، و رباخواران هم نمی‌توانند راحت زندگی کنند و مشی‌شان مشی دیوانگان است.

(احتمال دوم) بر اساس اقوال دیگری، منظور از قیام در این‌آیه رستاخیز و ورود به صحنه‌ی قیامت است، یعنی به هنگام زندگی در آن‌جهان به شکل دیوانگان و مصروعان محشور می‌شوند.

اکثر مفسران احتمال دوم را پذیرفته‌اند، ولی بعضی از مفسران جدید احتمال اول را ترجیح داده‌اند.

اما از آنجایی که وضع انسان در جهان دیگر تجسمی از اعمال او در این جهان است، ممکن است آیه اشاره به هر دو معنا باشد، یعنی آن‌هایی که قیامشان در دنیا بی‌رویه و غیرعاقلانه، و آمیخته با «ثروت اندوزی دیوانه‌وار» است در جهان دیگر نیز به سان دیوانگان محشور می‌شوند.

جالب اینکه در روایات به هر دو قسمت اشاره شده است، در روایتی در تفسیر به نقل از امام صادق(ع) آمده است:

«رباخوار از دنیا نمی‌رود مگر اینکه به نوعی از جنون مبتلا خواهدشد».

و در روایت دیگر برای مجسم ساختن حال رباخواران شکم‌باره که فقط به فکر منافع خویش‌اند و ثروت‌شان وبال آن‌ها خواهدشد، ازپیامبر(ص) چنین نقل شده که فرمود:

«هنگامی که به معراج رفتم دسته‌ای را دیدم که به حدی شکم آنان بزرگ بود که هرچه تلاش می‌کردند برخیزند و راه بروند، برای آنان ممکن نبود و پی‌درپی به زمین می‌خوردند. از جبرئیل سؤال کردم: این‌ها چه افرادی هستند و جرمشان چیست؟ جواب داد: این‌ها رباخواران هستند».

حدیث اول: حالت آشفتگی انسان را درجهان منعکس می‌سازد.

حدیث دوم: حالات رباخواران در صحنه قیامت را بیان می‌کند. هر دو مربوط به‌ یک حقیقت است:

«ذلِکَ بِأَنَّهُمْ قالُوا إِنَّمَا الْبَیْعُ مِثْلُ الرِّبا»

دراین جمله منطق رباخواران بیان شده است. آن‌ها می‌گویند: «چه تفاوتی میان تجارت و رباخواری است». یعنی هر دو از انواع مبادله هستند که طرفین با اراده و اختیار خود آن را انجام می‌دهند.

قرآن در پاسخ آن‌ها می‌فرماید: «واحل الله البیع وحرم الربا» خداوند بیع و تجارت را حلال کرده و ربا را تحریم نموده. یعنی میان این دو فرق روشنی است، و نباید آن‌ها را با هم اشتباه کرد. قرآن شرح بیشتری در زمینه‌ی تفاوت این دو نداده است که گویا به دلیل وضوح آن‌ بوده است زیرا:

اولا: در خرید و فروش معمولی هر دو طرف به‌طور یکسان در معرض سود و زیان هستند، گاهی هر دو سود می‌کنند، گاهی هر دو زیان، گاهی یکی سود و دیگری زیان می‌ بیند، درحالی که در «معاملات ربوی» رباخوار هیچ‌گاه زیان نمی بیند و تمام زیان‌های احتمالی بر دوش طرف مقابل سنگینی خواهدکرد و به همین‌ دلیل است که مؤسسات ربوی روز به روز وسیع‌تر و سرمایه‌دارتر می شوند و در برابر تحلیل رفتن طبقات ضعیف، بر حجم ثروت آن‌ها دائما افزوده می شود.

ثانیا: درتجارت و خرید و فروش معمولی، طرفین در مسیر «تولید و مصرف» گام برمی‌دارند، در صورتی‌که رباخوار هیچ عمل مثبتی در این زمینه ندارد.

ثالثا: با شیوع رباخواری سرمایه‌ها درمسیرهای ناسالم می‌افتد و پایه‌های اقتصادی که اساس اجتماع است متزلزل می‌گردد، درحالی که تجارت صحیح موجب گردش سالم ثروت است.

رابعا: رباخواری منشأ دشمنی‌ها و جنگ‌های طبقاتی است، درحالی‌که تجارت صحیح چنین نیست و هرگز جامعه را به زندگی طبقاتی و جنگ‌های ناشی از آن سوق نمی‌دهد.

«فَمَنْ جاءَهُ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّهِ فَانْتَهى‌ فَلَهُ ما سَلَفَ وَ أَمْرُهُ إِلَى اللَّه‌»

جمله‌ی بالا می‌گوید کسانی‌که پند و اندرز الهی درمورد تحریم ربا به آن‌ها برسد و از این‌کار خودداری کنند، سودهایی را که قبل از نزول این حکم گرفته‌اند از آن خود آن‌هاست (یعنی این قانون همانند هر قانون دیگر عطف به ماسبق نمی‌شود)، زیرا می‌دانیم اگر قوانین بخواهد گذشته را هم شامل شود مشکلات فراوان و هرج‌و‌مرج شدید در زندگی مردم به وجود می‌آورد، به همین دلیل همیشه قوانین از زمانی که رسمیت می‌یابد اجرا می‌شود.

البته معنی این سخن آن نیست که اگر رباخواران مطالباتی از افراد داشتند بعد از نزول آیه می‌توانستند چیزی بیش از سرمایه خود از آن‌ها بگیرند، بلکه منظور این است که سودهایی که قبلا گرفته‌اند، برای آن‌ها مباح است.

سپس می فرماید: «وَ أَمْرُهُ إِلَى اللَّه‌» یعنی کار آن‌ها در قیامت به خدا واگذار می‌شود، گرچه ظاهر این جمله این است که آینده‌ی این گونه افراد از نظر مجازات و عفو روشن نیست، ولی با توجه به جمله‌ی قبل معلوم می‌شود که منظور همان عفو است، گویا اهمیت گناه ربا، سبب شده که حتی حکم عفو درباره‌‌ی کسانی ‌که قبل از نزول آیه دست به این کار زده‌اند به طور صریح و بی پرده گفته نشود.

«وَ مَنْ عادَ فَأُولئِکَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فیها خالِدُون‌ِ»

اگر کسی پس از این اندرز الهی با آن‌ همه تأکید و اصرار، دست از این عمل برندارد، باید در انتظار عذاب دردناک و دائمی پروردگار باشد.

عذاب «خالد و همیشگی» گرچه از برای افراد با ایمان نخواهد بود؛ ولی منظور از این آیه رباخوارانی است که به عنوان مبارزه با قانون خدا و دشمنی و لجاجت، مرتکب این گناه می‌شوند، مسلّما چنین اشخاصی ایمان صحیحی ندارند و به همین‌ دلیل آیه می‌گوید: «عذاب آن ها جاویدان است».

می‌توان گفت: منظور از خلود در اینجا مانند آیه (93) سوره نساء مجازات طولانی است نه ابدی و جاویدان و ممکن است رباخواری مستمر و دائم سبب شود که انسان، بدون ایمان از دنیا برود.[1]

    پی نوشت:
  • [1] . تفسیر نمونه، جلد2، ص270- 274
    روزنامه ی کیهان، پنج شنبه، 25 فروردین 1384، شماره ی 18205

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
Powered by TayaCMS