28 بهمن 1395, 3:0
آمنه اسفندياری
شهدا به نعمت و فضلى مى رسند كه براى ما شناخته شده نيست. آنها زندگى جمعى دارند، به يكديگر ملحق مىشوند و در انتظار ملحق شدن ديگران هستند. (آل عمران ـ 170) به آنچه خدا از فضل خود به آنان داده است شادمانند، و براى كسانى كه از پى ايشانند و هنوز به آنان نپيوستهاند شادى مى كنند كه نه بيمى بر ايشان است و نه اندوهگين مىشوند. در روايات آمده است: مومنان واقعى كه قرآن و اهل بيت پيامبر را با هيچ كتاب و رهبر ديگرى عوض نمى كنند، مشمول بشارت اين آيه هستند. همچنين استفاده مى شود كه زندگى برزخى يك زندگى واقعى داراى رزق و حيات و شادى و بشارت است.
1ـ شادى شهدا به الطاف الهى است، نه عملكرد خودشان. «فرِحِين بِما آتاهُمُالله» 2ـ شهدا الطاف الهى را تفضّل الهى مى دانند، نه پاداش خون خود. «مِنْ فضْلِهِ» 3ـ شهدا از همرزمان خود دل نمى كنند و آينده خوب را به آنها بشارت مىدهند. «يسْتبْشِرُون بِالّذِين لمْ يلْحقُوا بِهِمْ» 4ـ شهدا زندگى جمعى دارند، به يكديگر ملحق مى شوند و در انتظار ملحق شدن ديگران هستند. «يسْتبْشِرُون بِالّذِين لمْ يلْحقُوا بِهِمْ» 5ـ علاقه به سعادت ديگران و ملحق شدن آنان به كاروان عزّت و شرف، يك ارزش است. «و يسْتبْشِرُون بِالّذِين لمْ يلْحقُوا» 6ـ كاميابى شهدا، هميشگى است و هرگز غم از دست دادن نعمتى را ندارند. «ألّا خوْفٌ عليهِمْ و لا هُمْ يحْزنُون» (آل عمران171) بر نعمت و فضل خدا و اينكه پاداش مومنان را تباه نمى گرداند، شادى مىكنند.
1ـ در عالم برزخ، بشارت و شادمانى وجود دارد. «يسْتبْشِرُون» 2ـ شهدا به نعمت و فضلى مى رسند كه براى ما شناخته شده نيست. كلمه «بِنِعْمهٍ» و «فضْلٍ» نكره آمده است. 3ـ پاداش عملكرد مومنان، بيمه شده است. «لا يضِيعُ أجْر الْمُوْمِنِين» 4ـ وعدهتضمين پاداش، انگيزه عمل است. «لا يضِيعُ»
اين آيات در واقع به گوشهاى از مزايا و بركات فراوان زندگى برزخى شهيدان اشاره كرده و مى فرمايد: آنها بهخاطر نعمت هاى فراوانى كه خداوند از فضل خود به آنها بخشيده است خوشحالند. يكى ديگر از دلايل خوشحالى آنها به خاطر برادران مجاهد آنهاست كه در ميدان جنگ شربت شهادت ننوشيدهاند و به آنها ملحق نشدهاند؛ زيرا مقامات و پاداش هاى آنها را در آن جهان به خوبى مىبينند و از اين رو مستبشر و شاد مى شوند، همانطور كه قرآن مى گويد: شهيدان احساس مى كنند كه برادران مجاهد آنها، پس از مرگ، هيچ گونه اندوهى نسبت به آنچه در دنيا گذاردهاند ندارند و نه هيچ گونه ترسى از روز رستاخيز، و حوادث وحشتناك آن. اين جمله، تفسير ديگرى هم ممكن است داشته باشد و آن اينكه شهيدان علاوه بر اينكه با مشاهده مقامات برادران مجاهدى كه به آنها ملحق نشدهاند خوشحال مى شوند، خودشان هم هيچ گونه ترسى از آينده و غمى از گذشته ندارند. (به عبارت ديگر طبق تفسير اول، ضميرهاى ألّا خوْفٌ عليهِمْ و لا هُمْ يحْزنُون به باقيماندگان در دنيا برميگردد و طبق تفسير دوم به خود شهيدان) (يسْتبْشِرُون بِنِعْمةٍ مِنالله و فضْل)ٍ اين آيه در حقيقت تأكيد و توضيح بيشترى درباره بشارت هايى است كه شهيدان بعد از كشته شدن دريافت مى كنند. آنها از دو جهت خوشحال و مسرور مى شوند: نخست از اين جهت كه نعمت هاى خداوند را دريافت مى دارند، نه تنها نعمت هاى او بلكه فضل او كه همان افزايش و تكرار نعمت است نيز شامل حال آنها مى شود. ديگر اينكه آنها مى بينند كه خدا پاداش مومنان را ضايع نميكند، نه پاداش شهيدان و نه پاداش مجاهدان راستينى كه شربت شهادت ننوشيدند (و أنّالله لا يضِيعُ أجْر الْمُوْمِنِين) در حقيقت آنچه را قبلاً شنيده بودند در آنجا آشكار مى بينند.
از جمله آيات قرآن كه با صراحت، دلالت بر بقاى روح دارد آيات (169 تا 171 سوره آل عمران) است كه درباره حيات شهيدان بعد از مرگ مى باشد، و اينكه بعضى احتمال دادهاند كه مراد از حيات، معنى مجازى آن است و منظور باقى ماندن آثار زحمات و نام و نشان آنهاست، بسيار از معنى آيه دور است و با هيچ يك از جملههاى آيات فوق، اعم از روزى گرفتن شهيدان و سرور آنها از جهات مختلف، سازگار نمى باشد. به علاوه اين آيات، دليل روشنى بر مساله برزخ و نعمت هاى برزخى است.
درباره اهميت مقام شهيدان، سخن بسيار گفته شده و هر قوم و ملتى براى شهداى خود احترام خاصى قائل است ولى بدون اغراق، آن احترامى كه اسلام براى شهداى راه خدا قائل شده بى نظير است. روايت زير نمونه روشنى از احترامى است كه اسلام براى شهدا قائل شده و در پرتو همين تعليمات بود كه يك جمعيت محدود عقبافتاده آن چنان قدرت و نيرو گرفتند كه بزرگترين امپراتوريهاى جهان را به زانو درآوردند.
امام على بن موسى الرضا (ع) از امير مومنان على (ع) چنين نقل ميكند كه هنگامى كه حضرت، مشغول خطبه بود و مردم را تشويق به جهاد ميكرد، جوانى برخاست و عرض كرد: اى اميرمومنان! فضيلت جنگجويان در راه خدا را براى من تشريح كن. امام در پاسخ فرمود: من بر مركب پيغمبر(ص) و پشت سر آن حضرت سوار بودم و از غزوه ذات السلاسل برمى گشتيم. همين سوالى را كه تو از من نمودى من از پيامبر(ص) كردم. پيامبر (ص) فرمود: هنگامى كه جنگجويان، تصميم بر شركت در ميدان جهاد ميگيرند خداوند آزادى از آتش دوزخ را براى آنها مقرر ميدارد. و هنگامى كه سلاح برميدارند و آماده ميدان ميشوند فرشتگان به وجود آنها افتخار ميكنند و هنگامى كه همسر و فرزند و بستگان آنها با آنها خداحافظى ميكنند، از گناهان خود خارج مى شوند... از اين موقع آنها هيچ كارى نميكنند مگر اينكه پاداش آن، مضاعف ميشود و در برابر هر روز، پاداش عبادت هزار عابد براى آنها نوشته ميشود و هنگامى كه با دشمنان رو به رو مى شوند، مردم جهان، نميتوانند ميزان ثواب آنها را درك كنند و هنگامى كه گام به ميدان براى نبرد بگذارند و نيزهها و تيرها رد و بدل شود، و جنگ تن به تن شروع شود، فرشتگان با پر و بال خود اطراف آنها را ميگيرند و از خدا تقاضا ميكنند كه در ميدان، ثابتقدم باشند، در اين هنگام منادى صدا ميزند: الجنه تحت ظلال السيوف: بهشت در سايه شمشيرهاست، در اين هنگام ضربات دشمن بر پيكر شهيد، ساده تر و گواراتر از نوشيدن آب خنك در روز گرم تابستان است. و هنگامى كه شهيد از مركب فرو مى غلطد، هنوز به زمين نرسيده، حوريان بهشتى به استقبال او مى شتابند و نعمت هاى بزرگ معنوى و مادى كه خدا براى او فراهم ساخته است، براى او شرح ميدهند و هنگامى كه شهيد روى زمين قرار ميگيرد، زمين ميگويد: آفرين بر روح پاكيزهاى كه از بدن پاكيزه پرواز ميكند، بشارت باد بر تو، نعمت هايى در انتظار توست كه هيچ چشمى نديده و هيچ گوشى نشنيده و بر قلب هيچ انسانى خطور نكرده است و خداوند مى فرمايد: من سرپرست بازماندگان اويم، هر كس آنها را خشنود كند مرا خشنود كرده است و هر كس آنها را به خشم آورد مرا به خشم آورده است. (آنچه ذكر شد خلاصه روايتى از مفسر بزرگ مرحوم طبرسى در مجمع البيان بود.)
يستبشرون: ابشار و استبشار به معنى شاد شدن است، استبشار به معنى طلب شادى و بشارت دادن نيز ميآيد.
فرحين: فرح (بر وزن الف) شادمان. جمع آن فرحون است.
کتابخانه هادی
پژوهه تبلیغ
ارتباطات دینی
اطلاع رسانی
فرهیختگان