دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

توابع خطابه

No image
توابع خطابه

كلمات كليدي : توابع خطابه، عمود و اعوان، حالات الفاظ، اخذ به وجوه

نویسنده : مهدي افضلي

خطابه اجزائی دارد که آنرا عمود و اعوان می‌نامند و یک سلسله امور دیگری نیز در خطابه هست که همگی به خود گفتار مربوط می‌شود که آنرا توابع می‌نامند؛ دلیل توابع نامیدن نیز تاثیری است که در فراهم‌ ساختن زمینه برای پذیرش گفتار گوینده می‌گذارد. سه گونه برای توابع ذکر کرده‌اند: توابعی مربوط به خود الفاظ، نظم و ترتیب‌ آن‌ها و اخذ به وجوه. به اختصار هریک از این امور بیان خواهد شد.

1. حالت الفاظ

الف) مطابقت الفاظ با قواعد صرفی و نحوی زبان، تعبیراتی همانند: "من گفته‌ایم"، "ما رفته‌ام" و مانند آن خطیب را از دیده می‌اندازد؛

ب) صحت معانی، گفتار مشتمل بر مبالغات خود را تکذیب می‌کند؛

ج) اعتدال در عبارت پردازی، نه گفتار سست و رکیک باشد و نه چنان حاوی تکلف و تصنع که جز ادیبان دیگران راهی به فهم آن نداشته باشند.

د) کوتاه و گویا بودن کلام و وافی به مقصود بودن آن و احتراز از زیاده گویی ملال آور و کم‌گویی اخلال آور؛

ه) اجتناب از عبارات دو پهلو و مبهم؛

و) استفاده از مجاز، استعاره و دیگر آرایه‌های ادبی در حد اعتدال و احتراز از به کارگیری الفاظ نامأنوس و....

2. نظم و چینش گفتار خطابی

هر گفتاری از مدعا و دلیل تشکیل می‌شود، لیکن گاهی بهتر است سه جزء دیگر نیز بدان افزوده شود که آنرا تصدیر، اقتصاص و خاتمه می‌نامند. در تصدیر به صورت کوتاه و گویا و متناسب به مقتضای حال یک مقدمه چینی می‌شود، در اقتصاص داستان کوتاهی که متناسب با محتوای ادعاست بیان می‌شود و در خاتمه خلاصه‌ای از آن‌چه بیان شده آورده می‌شود.

3. اخذ به وجوه

مراد از "اخذ به وجوه" این است که گوینده به اموری که حکایت‌گر حال او باشد تظاهر کند. اخذ به وجوه خود دو قسم است:

الف) آنچه به لفظ مربوط است، مراد اموری است که به هیئت و کیفیت ادای لفظ اختصاص دارد. خطیب موفق کسی است که الفاظ را با تن صدا و زیر و بم خاص که متناسب با حالات درونی او یا حالات درونی مخاطب است ادا کند. هنگام ناراحتی صدای خویش را بلند و هنگام وعظ و اندرز آرام سخن بگوید و مانند آن.

ب) آنچه به خطیب مربوط است، مراد اموری است که به نحوه شناخت شنوندگان نسبت به خطیب و شکل و شمایل خارجی او دارد تا سخنش پذیرفته شود. این امور یا قولی است، مانند اینکه خطیب خودش از خود تمجید کند یا دیگران او را تمجید کنند و فضایح و قبایح دشمنانش را بیان کنند؛ یا فعلی است مانند این‌که خطیب در مکان مرتفعی قرار گیرد و با ظاهر آراسته و حرکات مناسب اندام بدن و خطوط چهره ظاهر شود که هر کدام از این‌ها تاثیرات شگرفی بر مخاطبان دارند.

مقاله

نویسنده مهدي افضلي

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

تحری حقیقت در بهائیت

واژه تحری به معنای «درنگ کردن در طلب امر » و نیز به معنای «حقیقت جوئی» به کار می رود و واژه حقیقت به معنای حق، راستی، درستی و هر چیز اصیل است...
No image

صلح عمومی

یکی از اصول دوازده گانه فرقه بهائیت،صلح عمومی و محکمه کبرای بین المللی است. در این زمینه عبدالبهاء می‌گوید:« از جمله تعالیم اعلان صلح عمومی بود کسانی که پیروی کردند از هر ملت و از هر دین و مذهب در نهایت محبت اجتماع نمودند.
No image

نبوت در بهائیت

نبوت از اصول اعتقادی اسلام می‌باشد و از این جهت دارای اهمیت فراوان می‌باشد.نبی، سفیری از جانب خداوند در میان بندگان است که برای تدبیر امر معاش و معاد بندگان می‌آید و انسانی است که از جانب خداوند خبر می‌دهد.
No image

طهارت در بهائیت

یکی از موضوعات مسلم و قطعی در مذهب اسلام،وجود اشیاء نجس و طاهر می‌باشد که در این موضوع بین مذاهب مختلف،اختلافی وجود ندارد.

پر بازدیدترین ها

No image

تحری حقیقت در بهائیت

واژه تحری به معنای «درنگ کردن در طلب امر » و نیز به معنای «حقیقت جوئی» به کار می رود و واژه حقیقت به معنای حق، راستی، درستی و هر چیز اصیل است...
No image

ادعاهای علی محمد باب

Powered by TayaCMS