دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

رؤیاى صادق

No image
رؤیاى صادق

سـرگـذشت

نقل است که هنگام شروع به کار سید موسى، پدرش او را نزد کاسبى که مغازه ى علاّفى([5])داشت مى سپارد. روزى سید سنگهاى ترازو را مى سنجد و وزن مى کند، متوجّه مى شود سنگهاى بزرگ از قبیل 3 کیلو و 5 کیلو و ده کیلو مثلاً با سنگهاى کوچک و ریز مختصرى تفاوت دارد. و سنگهاى ریز و کوچک سنگین تر است.

سید تصمیم مى گیرد خرید و فروش را با سنگهاى کوچک انجام دهد تا مدیون مردم نشود. یک روز صاحب مغازه مشاهده مى کند که سید وزن اجناس را با سنگهاى کوچک انجام مى دهد، سؤال مى کند، سید جواب مى دهد: سنگهاى کوچک سنگین تر است. صاحب مغازه عصبانى شده و یک سیلى به آقا موسى مى زند، ایشان گریه کنان به منزل مى آید و به پدر مى گوید: من دیگر مغازه نخواهم رفت، مى خواهم درس بخوانم. و از آن هنگام وارد مدرسه علمیّه قزوین مى شود و به تحصیل مى پردازد، تا به کتاب صمدیه مى رسد، مطالعه صمدیه براى ایشان ایجاد سؤال مى شود و ایشان مکرّر براى حلّ مشکل به درب اطاق و حجره استاد مى رود، این برنامه چند وقتى ادامه مى یابد. امّا بعد از مدّتى استاد از زیاد سؤال کردن سید ناراحت مى شود و با تندى مى گوید: دیگر درب اطاق مرا نزن، از کسى دیگر سؤال کن. این حرکت در روحیه سید زیاد اثر مى کند، به طورى که تصمیم مى گیرد از هیچ کس سؤال نکند، و با همان حال ناراحتى به خواب مى رود.

رؤیاى صادق

شخصى در عالم رؤیا نزدش حاضر مى شود و مى گوید: آقا موسى، ناراحت نباش! هر سؤالى داشتى از من سؤال کن تا جواب بدهم. هر موقع براى شما سؤالى پیش آمد همین قدر که بخوابى من نزد تو حاضر مى شوم. و به این ترتیب استاد از رنج سؤال آسوده و راحت مى شود و به مقصود خود نایل مى گردد و پیشرفت مى کند.

«گفته اند وى در کار تحصیل علم همّتى والا داشته است و تلاشى بسیار. برخى از همدرسان او ابراز داشته اند که هر موقع از شب که بیدار مى شدیم چراغ اطاق سید روشن بود.»([6])

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

سالروز اعلام انقلاب فرهنگی

سالروز اعلام انقلاب فرهنگی

نقلاب اسلامی مردم ایران به رهبری امام خمینی در سحرگاه 22 بهمن 1357 به پیروزی رسید، ولی علیرغم پیروزی انقلاب ولی هنوز هم آثار حاکمیت فرهنگی رژیم سابق در نهادهای حکومتی به چشم می‌خورد و گاهی هم باعث کارشکنی‌هایی می‌‌گردید.
No image

آیت الله سید صدرالدین صدر

پر بازدیدترین ها

No image

آیت الله سید صدرالدین صدر

دفاع مقدس در نیم نگاه

دفاع مقدس در نیم نگاه

حماسه های پرشور جنگ تحمیلی و صحنه های شگرفی که رزمندگان پرتوان سپاه توحید در دفاع از انقلاب و میهن اسلامی در جای جای جبهه های نبرد حق علیه باطل؛ از کوهستانهای صعب العــبور و سر به فلک کشیده غرب تا دشتهای تفتیده جنوب و آبهای گرم خلیج فارس آفریدند ؛ آنچنان پرشکوه و پرتوان و سرشار از عشق و ایثار و شجاعت است که هیچ قلم و زبانی را یارای بازگو کردن آن نیست
ظهور و سقوط پهلوی اول

ظهور و سقوط پهلوی اول

به روز بیست و چهارم در ماه اسفند، از سال یک هزار و دویست و پنجاه و شش خورشیدی(1256)، در روستای "آلاشت" از روستاهای بخش ( امروز شهرستان) سواد کوه که در استان مازندران واقع است، کودکی به دنیا آمد که او را "رضا" نامیدند و به سنّت دیرینه ی ایلات و عشایر ایرانی، "رضاخان" خطابش کردند.
No image

سالروز حمله آمریکا به طبس

Powered by TayaCMS