دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تفسیر قیام امام حسین(ع)

در آن زمان، بنی امیه ملازم اطاعت شیطان شدند و از پیروی خدا روی گردانیدند؛
تفسیر قیام امام حسین(ع)
تفسیر قیام امام حسین(ع)
نویسنده: آیت الله محمد تقی مصباح یزدی

در آن زمان، بنی امیه ملازم اطاعت شیطان شدند و از پیروی خدا روی گردانیدند؛ درنتیجه فساد را در جامعه ظاهر، و حدود الهی را نیز تعطیل کردند؛ در آنجا که باید دست دزد را برید، نمی‌بریدند؛ جایی که باید زانی و زانیه را تازیانه زد، نمی‌زدند؛ و دیگر احکام الهی را اجرا نمی‌کردند. در فرهنگ امام حسین(ع) این قبیل امور، تعطیل حدود الهی، و از جمله مصادیق فساد است. آنان همچنین بیت المال را که باید صرف همه مسلمانان شود و امکاناتی که باید به گونه یکسان، در اختیار همگان قرار گیرد، به نزدیکان و خویشان می‌دادند و حلال خدا را حرام، و حرام او را حلال می‌کردند؛ مانند سخنان کسانی که اسلام را سیال می‌خوانند و به بهانه پویایی فقه پاره‌ای از امور را که تا به حال حرام بوده حلال می‌شمارند. آنان با این سخنان به گونه‌ای امر را مشتبه می‌کنند که متدینان نیز می‌پرسند آیا ممکن است روزی رقص هم حلال شود؟ یا چه زمانی روابط آزاد پسر و دختر جایز می‌شود؟ در چنین موقعیتی امام حسین(ع) خود را سزاوارترین شخص برای عمل به فرمایش رسول خدا(ص) و اعتراض به رفتار چنین حاکمی می‌دانست. از این روی امام حسین(ع) قیام کرد تا این فسادها را براندازد.

امام حسین(ع) با تعبیر دیگری نزدیک به همین مضمون، خطاب به فرزدق فرمود: یا فرزدق، ان هولاء قوم لزموا طاعه الشیطان و ترکوا طاعه الرحمن و اظهروا الفساد فی الارض و ابطلوا الحدود و شربوا الخمور، و استاثروا باموال الفقراء و المساکین، و انا اولی من قام بنصره دین الله و اعزاز شرعه و الجهاد فی سبیله لتکون کلمه الله هی العلیا؛ «این قوم (بنی امیه) ملتزم اطاعت شیطان شدند و اطاعت رحمان را ترک کردند و فساد را روی زمین آشکار ساختند و حدود را باطل کردند و به شراب خوری پرداختند و اموال فقرا و مساکین را به نفع خود مصادره کردند، و من برای یاری دین خدا و عزیز داشتن شریعت او، و جهاد در راه او، به منظور اعتلای سخن خداوند، از دیگران سزاوارتر هستم.»

تعبیری که امام(ع) در اینجا آورده‌اند، این است که این قوم حدود الهی را باطل کردند. باطل کردن حدود الهی با تعطیل کردن آنها تفاوت دارد. باطل کردن بالاتر از تعطیل کردن است. زمانی ممکن است گفته شود که امروزه شرایط به گونه‌ای نیست که ما بتوانیم حدود الهی را اجرا کنیم؛ ولی گاه گفته می‌شود که این حکم، نابجا، و خلاف انسانیت و ارزش‌های انسانی است؛ همان گونه که جبهه ملی در ابتدای استقرار نظام جمهوری اسلامی درباره لایحه قصاص چنین ادعایی کرد و امروزه نیز اتباع آنها به صورت صریح‌تر، این گونه سخنان را بر زبان می‌رانند و در محافلی، رسماً احکام اسلامی را محکوم کرده، قائل به تغییر احکام در این زمان هستند.

امام حسین(ع) در این خطبه نیز، مانند خطبه ای که در منی، در حضور عالمان و نخبگان ایراد کردند، بر قیام در برابر حکومت بنی امیه تاکید می‌ورزند؛ چراکه بنی امیه شریعت خدا را منزوی ساخته و از صحنه جامعه کنار نهاده بودند. آن امام بزرگوار(ع) خود را موظف می‌داند که دین را یاری کند؛ احکام شریعت را عزیز گرداند؛ و به منظور اعتلای کلمه الله، جهاد کند؛ نه اینکه مانند روشن فکرنمایان امروزی بگوید صحیح است که این سخن خداست، ولی این سخنان برای هزار و چهارصدسال پیش مناسب بود و امروز ما خود مصلحت خودمان را بهتر می‌فهمیم.

حاصل آنکه، ایشان در آن موقعیت حساس، بهترین اقدامی که می‌توانست انجام دهد این بود که در جامعه اسلامی چنان حرکتی به وجود آورد که تا قیامت تاثیر آن برجای بماند؛ لرزه‌ای که باقی خواهد ماند و باز نخواهد ایستاد. قیام سیدالشهدا(ع) واقعه ای است که نمی توان آن را تحریف کرد و تفسیر غلطی از آن بیان نمود؛ درحالی که هر آیه محکمی را در قرآن می‌توان به غلط و معنای آن را تحریف کرد، و آن را با قرائت جدیدی باز خواند. حدیث را نیز به سادگی می‌توان دروغ، جعلی و از اسرائیلیات قلمداد کرد، یا در نهایت، می‌توان گفت این معنا و مفهوم یک نوع قرائت است، و برای آن، قرائت دیگری نیز می‌توان یافت.

به مراجع تقلید نیز می‌گویند شما فهمتان را مطلق نکنید؛ قرائت های دیگری نیز هست. اما حرکت امام حسین(ع) تحریف ناپذیر است و نمی‌توان از آن تفسیر دیگری بیان کرد. تنها تفسیر قیام ایشان این است که آنان گروهی پاک باخته بودند که در راه خدا و برای احیای دین، جان خود و عزیرانشان را فدا کردند. تا به حال، هیچ تاریخ نگار و انسان با انصافی تفسیری دیگری برای داستان کربلابیان نکرده است. البته امروز کسانی یافت شده‌اند که ممکن است قرائت های جدیدی از واقعه کربلا داشته باشند و بگویند اقدام امام حسین(ع) اشتباه و واقعه کربلا عکس العمل خشونت جدش در برابر بنی امیه بود؛ زیرا جد امام حسین(ع) پدر آنان را کشته بود؛ آنان نیز در کربلا فرزندان او را کشتند. این شیطانی ترین تفسیری است که تا به امروز از حماسه کربلاصورت گرفته و تاکنون چنین تعبیری سابقه نداشته است. پیش از این، دوست و دشمن، مسلمان و کافر، مشرک و بت پرست، همه در مقابل داستان کربلاسر تعظیم فرود آورده اند. این گونه بود که حسین(ع) مصباح هدایت شد؛ چراغ فروزانی که طوفان دشمنی ها و دین ستیزی های دشمنان هرگز نمی تواند آن را خاموش سازد.

امام حسین(ع) درصدد انجام یک وظیفه مقدس، یعنی امر به معروف و نهی از منکر بود، سرانجام، به هدف خود نیز دست یافت. حاصل این امر به معروف و نهی از منکر عبارت بود از هدایت و شناساندن حق و باطل به انسانها، البته همچون دیگر انبیای الهی و امامان معصوم (ع) در صورتی که مردم حاضر می‌شدند رهبری ایشان را بپذیرند، ایشان حکومت نیز تشکیل می‌دادند؛ زیرا تشکیل حکومت در صورتی میسر می‌شود که مردم بپذیرند و اقدام کنندگان را یاری کنند؛ چنان که امیر مومنان(ع) در خطبه شقشقیه فرمود: اما والذی فلق الحبه وبرا النسمه لولاحضور الحاضر و قیام الحجه بوجود الناصر و ما اخذ الله علی العلماء الاّ یقارّوا علی کظه ظالم و لاسغب مظلوم لالقیت حبلها علی غاربها؛ «سوگند به خدایی که دانه را شکافت و جان را آفرید، اگر حضور فراوان بیعت گنندگان نبود، و یاران حجت را بر من تمام نمی کردند، و اگر خداوند از علما عهد و پیمان نگرفته بود که برابر شکم بارگی ستمگران و گرسنگی مظلومان سکوت نکنند، مهار شتر خلافت را بر کوهان آن انداخته، رهایش می‌ساختم».

بنابراین اگر مردم به تشکیل حکومت از سوی امام حسین(ع) راضی می‌شدند، ایشان موظف بودندکه به این تکلیف عمل کنند؛ امام اگر مردم به چنین امری تن در ندادند، وظیفه تشکیل حکومت از ایشان ساقط می‌شود، ولی وظیفه هدایت همچنان باقی است. پس این وظیفه هیچ گاه برداشته نمی شود، و اگر راه دیگری نباشد، باید مانند امام حسین(ع) مردم را با شهادت خویش هدایت کرده و بدین شیوه، حق و باطل را به آنان نشان داد. دراین صورت، اگر مردم انصاف داشته باشند، درمی یابند که این کار به سبب وظیفه دینی صورت گرفته است. البته موارد این گونه امر به معروف و نهی از منکر بسیار نادر است. از سویی، تشخیص چنین وظیفه ای نیازمند آگاهی فراوانی است، و گذشتن از همه چیز برای ادای تکلیف و امر به معروف و نهی از منکر، فداکاری بسیاری می‌طلبد، از این روی چنین شخصیت‌هایی نادرند..

مقاله

نویسنده آیت الله محمد تقی مصباح یزدی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

بررسي ميزان اثرگذاري نهادهاي جامعه‌پذیر كننده روي جامعه‌پذیری ديني نوجوانان و جوانان

بررسي ميزان اثرگذاري نهادهاي جامعه‌پذیر كننده روي جامعه‌پذیری ديني نوجوانان و جوانان

هر يك از نهادهاي جامعه‎پذيري ديني تا چه حد آموزه‎هاي ديني به نوجوانان و جوانان ارائه مي‎كند. ارزيابي جوانان و نوجوانان از اين نهادها و وسايل چگونه است. چرا برخي نهادهاي جامعه‎پذير كننده، در جامعه‎پذيري ديني جوانان موفق و برخي ناموفق‎اند.
خانواده شایسته و تربیت فرزند درسیره رضوی

خانواده شایسته و تربیت فرزند درسیره رضوی

تشکیل خانواده و تربیت فرزند در سیره رضوی، مسئله‌ای حیاتی و برنامه‌ای هدفمند است که اگرچه برمبنای مقررات و قوانین قرآنی، روایی و شرعی جامه عمل می‌پوشد، امّا نخستین مایه‌های آن به‌صورت غریزه، محبّت، عاطفه و اشتیاق متقابل زوج...
نقش علم و عمل در رشد دینی انسان

نقش علم و عمل در رشد دینی انسان

چرا در اخلاق و تربیت دینی علم و عمل کنار هم هستند و به دانستن برای عمل تأکید شده است؟‏ از نگاه دین، علم و عمل چه نقشی می‌توانند در رشد و پیشرفت معنوی انسان داشته باشند؟
راه‌ها و شیوه‌های تربیت عبادی کودکان

راه‌ها و شیوه‌های تربیت عبادی کودکان

اگر پدر و مادر در برابر تعلیم و تربیت دینی و عبادی کودکان خود مسئولیت دارند؛ حال چگونه می‌توانند علاقه به عبادت را در کودکان خود تقویت کنند؟...
راه‌های تربیتی دور کردن ذهن و قلب، از افکار و تخیلات شیطانی

راه‌های تربیتی دور کردن ذهن و قلب، از افکار و تخیلات شیطانی

چگونه می‌توان افکار و تخیلات شیطانی را از ذهن و قلب خود دور کرد؟ انسانی كه برای تهذیب روح و تربیت دینی خود قدم برمی‌دارد، شیطان رأی قوه متخیله او را به‌جای وحی و عقل می‌نشاند و موهوم و مُتَخَیل را معقول جلوه می‌دهد...

پر بازدیدترین ها

روش‌های تربیت اجتماعی در نهج‌البلاغه و ارائه الگو...

روش‌های تربیت اجتماعی در نهج‌البلاغه و ارائه الگو...

تحقیق حاضر با روش تحلیلی و توصیفی به استناد سخنان گران‌بهای حضرت علی و تحقیقات پیشین در این راستا به بررسی روش‌های تربیت اجتماعی با توجه به آموزه‌های نهج‌البلاغه پرداخته است...
راه‌های تربیتی دور کردن ذهن و قلب، از افکار و تخیلات شیطانی

راه‌های تربیتی دور کردن ذهن و قلب، از افکار و تخیلات شیطانی

چگونه می‌توان افکار و تخیلات شیطانی را از ذهن و قلب خود دور کرد؟ انسانی كه برای تهذیب روح و تربیت دینی خود قدم برمی‌دارد، شیطان رأی قوه متخیله او را به‌جای وحی و عقل می‌نشاند و موهوم و مُتَخَیل را معقول جلوه می‌دهد...
راه‌کارها و شیوه‌های خداشناسی کودکان از نگاه قرآن و حدیث

راه‌کارها و شیوه‌های خداشناسی کودکان از نگاه قرآن و حدیث

با اینکه اسلام به تربیت دینی و اسلامی کودکان بسیار اهمیت داده است، ولی از پرسش‌هایی که کودک درباره خدا می‌کند باید فرار کرد، و هیچ راه‌حلی ارائه نداده است...
نقش قصه‌های قرآنی در تعلیم و تربیت نسل جدید

نقش قصه‌های قرآنی در تعلیم و تربیت نسل جدید

در این مقاله سعی بر آن است تا ابتدا معنای لغوی و اصطلاحی قصه، اهمیت، انواع، ویژگی‌ها و ارزش‌های تربیتی قصه موردبررسی قرار گیرد، سپس جایگاه، اهمیت و ویژگی‌های قصه در قرآن موردبررسی قرار می‌گیرد و ...
Powered by TayaCMS