دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

ماتریالیسم، الهیات و مدل زندگی

شبهه: آیا می‌توان گفت که این فقه نیست که به ما مدل زندگی کردن و چگونه زیستن را عرضه می‌نماید بلکه علوم و فنون هستند که مدل مورد نظر را ارائه می‌دارد؟
ماتریالیسم، الهیات و مدل زندگی
ماتریالیسم، الهیات و مدل زندگی
نویسنده: تنظیم از هادی ثابتی

فلسفه دین: علت نیاز به دین

مقدمه: در ما تقدم، به بررسی ویژگی های فقه اسلامی پرداخته، اتقان و همه جانبه بودن آن را نسبت به نظامهای حقوقی تک بعدی و لیبرال -سکولار غرب نمایان ساختیم.‌

ویژگی هایی از قبیل، پاسخگویی فقه اسلام، با در نظر گرفتن انفتاح باب اجتهاد نسبت به همه مسائل حیات در تمامی دورانها؛ تعدیل امیال نامحدود انسانها به وسیله وضع اصول و قوانینی هماهنگ با دیگر ارتباطات انسانها و نه صرفا تنظیم قوانینی تک بعدی برای اصلاح ارتباط انسان با همنوع خود در زندگی طبیعی اجتماعی.‌

شبهه: آیا می‌توان گفت که این فقه نیست که به ما مدل زندگی کردن و چگونه زیستن را عرضه می‌نماید بلکه علوم و فنون هستند که مدل مورد نظر را ارائه می‌دارد؟

پاسخ: اگر معنای مدل این است که فقه برای «حیات قابل تفسیر و توجیه در مسیر هدف اعلی» الگو و معیار ارائه می‌دهد یا نه؟ بدیهی است که پاسخ مثبت است، زیرا یک انسان یا یک جامعه انسانی با عمل به فقه اسلامی که فراگیر همه شئون زندگی است می‌تواند الگو و معیار لازم و کافی را به دست بدهد. در قرآن کریم می‌خوانیم: «و بدینسان شما را امتی در حد وسط [معتدل و دور از افراط و تفریط] قرار دادیم تا شما برای همه انسانها الگو و معیار باشید و پیامبر نیز الگو و معیار شما باشد».(سوره بقره، آیه 143)

«و در راه خدا جهاد کنید آنچنان که شایسته است، او [خدا] است که شما را برگزید و در دین حرج و مشقتی برای شما قرار نداده است. [این دین همان] ملیت پدرتان ابراهیم است، اوست که پیش از این شما را مسلمان نامیده است. و در این تبعیت از ابراهیم است که پیامبر برای شما الگو و میزان و شما برای همه مردم معیار و ملاک خواهید بود».(سوره حج، آیه 78)

اما از دیدگاه عینیت خارجی، هیچ کس نمی تواند در این حقیقت کمترین تردیدی داشته باشد که آن انسانهای تکامل یافته و وارسته ای را که دین اسلام با آن فقه و حقوق انسانی به عرصه تاریخ تقدیم کرد، در تمامی گذرگاه های تاریخ و در هر موقعیت و شرایطی که انسانها در آن زندگی کنند (به شرط آنکه انسانها دارای مقتضیات رشد انسانی باشند و مانعی نیز در مسیر تعالی حیاتشان نباشد) این رشد یافتگان اصول عالی انسانی با کمال وضوح می‌توانند بهترین الگو و معیار «حیات معقول» برای ایشان باشند.

هنگامی که شبلی شمیل ماتریالیست معروف می‌گوید: «پیشوا علی بن ابیطالب، بزرگ بزرگان. یگانه نسخه ای است که نه شرق و نه غرب نه دیروز و نه امروز صورتی مطابق این اصل را ندیده است».(جرج جرداق، الامام علی صوت العداله الانسانیه، ص17)   

آیا انسان عاقل می‌تواند تصور کند که دورانی یا موقعیتی در زندگانی بشری پیش بیاید و انسانیت در آن دوران مسخ نشده باشد و اصول و قواعد انسانیت در آن، مورد عمل قرار بگیرد، و با این حال، حضرت امیر المومنین(ع) نتواند در آن دوران بهترین الگو برای حیات معقول مردم آن دوران و آن موقعیت بوده باشد!!!    

آن کدامین دوران و موقعیتی است که انسانهایی مانند سلمان فارسی، ابوذر غفاری، مالک اشتر، عمار بن یاسر، مقداد بن اسود، اویس قرنی، ابن التیهان و کمیل بن زیاد نخعی و صدها انسان دیگر که عقاید و فقه اسلامی آنان را تجلی گاه انسانیت ساخته است، با فرض بقای اصول عالی انسانی و اخلاق شایسته کمال، نتوانند زندگی کنند!

البته در آن دورانی که اصول عالی و اخلاق شایسته انسانی از صحنه حیات آدمیان از کار بیفتد و جامعه ای که مردم در آن زندگی می‌کنند، به یک کارگاه ماشینی تبدیل شود و هریک از افراد، پیچ و مهره و دندانه ای ناخود آگاه در آن کارگاه باشند، بدیهی است که فضایی برای تنفس ابراهیم خلیل و محمد بن عبد الله و موسی بن عمران و عیسی بن مریم و علی بن ابیطالب - علیهم السلام- و آن مردان و زنان رشد یافته ای که به وسیله آن بزرگان موفق به قرار گرفتن در جاذبیت کمال گشته‌اند، وجود نخواهد داشت.

بدیهی است که ابتکارات و علوم انسانی، آن گاه که در استخدام پیشرفت هویت انسانی، در ارتباطات چهارگانه (ارتباط انسان با خویشتن، با خدا، با جهان هستی و با همنوع خود) قرار گیرد و نه در استخدام گسترش نفع گرایی و لذت پرستی و سلطه گرایی انسان اومانیستی، به وسیله کشف موضوعات یاری دهنده به «حیات معقول» انسانها، در آماده کردن زمینه در هر دو قلمروی ماده و معنی، کمک شایانی خواهد کرد. این همکاری خود معلول یک قاعده فقهی است که می‌گوید: هرآنچه که زندگی اجتماعی صحیح بدان نیازمند است، قیام به آماده کردن آن، واجب کفایی است؛ درصورتی که برای تحقق آن نیازمند به تلاش عده ای حاضر باشد، برای آنان واجب عینی می‌گردد.

و اما برای تحریک به ابتکارات و لزوم تحصیل علوم گسترش دهنده معارف آدمی در عالم هستی، از دو عامل بسیار مهم می‌توان استفاده کرد: عامل اول: آیات و احادیث معتبر و حکم عقل به لزوم گسترش معارف آدمی در همه ابعاد هستی تا آنجا که در امکان بشریت باشد. بویژه با نظر به احادیث معتبری که لزوم پیروی از تجربه را در کشف واقعیات جدید گوشزد می‌نماید.

امیر المومنین در این باره می‌فرماید: «علم جدید به وسیله تجربه ها به دست می‌آید».

عامل دوم: دقت و بررسی در سرگذشت علم و اکتشافات پی در پی و فراوانی که مسلمانان از اواخر قرن دوم تا اواسط قرن پنجم به ارمغان آورده اند، همان کسانی که به گفته بعضی از مورخان آگاه و بی غرض علوم و دانش را از سقوط در ظلمات قرون وسطایی غربی نجات دادند.‌

سئوال دوم: آیا تمام ارزشهای دینی از فقه بیرون می‌آید یا اخلاق هم در این زمینه جایگاهی دارد؟ سئوال سوم: آیا فقه و دین می‌توانند عهده دار مدیریت اجتماعی باشند، یا اینکه علم و اطلاعات بشری باید متکفل این مدیریت باشند؟

پاسخ: بدان جهت که دو سئوال فوق تقریبا یک مسئله را مطرح می‌کنند، لذا به پاسخ مجموع آنها می‌پردازیم.

اساسی‌ترین عامل بروز این گونه مسائل در ذهن اشخاص بی اطلاع، عدم فهم معنای دین اسلام و فقه است. از این رو با اینکه تاکنون معنای فقه در مباحث گذشته معلوم شده است، در اینجا به تعریف اجمالی فقه به معنای عام آن می‌پردازیم: «فقه عبارت از علم به احکام همه افعال بشر و ترک ها و خود داری های عملی او، درهر دو قلمرو مادی و معنوی، با استناد به خدا، بوسیله دلایل اصلی کتاب، سنت، اجماع و عقل است». این دلایل بیان کننده مصالح و مفاسد «حیات معقول» است که سعادت دنیوی اخروی بدون آن امکان پذیر نیست. پس در حقیقت هیچ عملی -چه عضلانی و چه فکری، خواه طبیعی یا قراردادی و خواه ارزشی و غیر ذلک- از بشر سر نمی زند، مگر اینکه مشمول قانون فراگیر الهی؛ یعنی فقه باشد. تعبیر «فقه الله الاکبر» را که مولوی در اول کتاب مثنوی، در مقام توصیف کتاب خود آورده است، به همین وسعت فراگیر فقه اشاره دارد. فقه جمیع شئون رفتاری‌، کرداری و گفتاری انسان چه در عرصه فردی و چه در عرصه‌‌های اجتماعی آن هم در قالبهای گوناگون سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی را دربر داشته و طبق قواعد و قوانین کلان و خرد برای شئون آدمی برنامه عملی منطبق با فطرت آدمی ارائه می‌دهد. ‌

منبع: تنظیم و چکیده‌ ‌‌ ای از کتاب فلسفه دین، علامه محمد تقی جعفری، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، 1387، با مقدمه، تبیین و اندکی تصرف از هادی ثابتی.

مقاله

نویسنده هادی ثابتی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

بررسي ميزان اثرگذاري نهادهاي جامعه‌پذیر كننده روي جامعه‌پذیری ديني نوجوانان و جوانان

بررسي ميزان اثرگذاري نهادهاي جامعه‌پذیر كننده روي جامعه‌پذیری ديني نوجوانان و جوانان

هر يك از نهادهاي جامعه‎پذيري ديني تا چه حد آموزه‎هاي ديني به نوجوانان و جوانان ارائه مي‎كند. ارزيابي جوانان و نوجوانان از اين نهادها و وسايل چگونه است. چرا برخي نهادهاي جامعه‎پذير كننده، در جامعه‎پذيري ديني جوانان موفق و برخي ناموفق‎اند.
خانواده شایسته و تربیت فرزند درسیره رضوی

خانواده شایسته و تربیت فرزند درسیره رضوی

تشکیل خانواده و تربیت فرزند در سیره رضوی، مسئله‌ای حیاتی و برنامه‌ای هدفمند است که اگرچه برمبنای مقررات و قوانین قرآنی، روایی و شرعی جامه عمل می‌پوشد، امّا نخستین مایه‌های آن به‌صورت غریزه، محبّت، عاطفه و اشتیاق متقابل زوج...
نقش علم و عمل در رشد دینی انسان

نقش علم و عمل در رشد دینی انسان

چرا در اخلاق و تربیت دینی علم و عمل کنار هم هستند و به دانستن برای عمل تأکید شده است؟‏ از نگاه دین، علم و عمل چه نقشی می‌توانند در رشد و پیشرفت معنوی انسان داشته باشند؟
راه‌ها و شیوه‌های تربیت عبادی کودکان

راه‌ها و شیوه‌های تربیت عبادی کودکان

اگر پدر و مادر در برابر تعلیم و تربیت دینی و عبادی کودکان خود مسئولیت دارند؛ حال چگونه می‌توانند علاقه به عبادت را در کودکان خود تقویت کنند؟...
راه‌های تربیتی دور کردن ذهن و قلب، از افکار و تخیلات شیطانی

راه‌های تربیتی دور کردن ذهن و قلب، از افکار و تخیلات شیطانی

چگونه می‌توان افکار و تخیلات شیطانی را از ذهن و قلب خود دور کرد؟ انسانی كه برای تهذیب روح و تربیت دینی خود قدم برمی‌دارد، شیطان رأی قوه متخیله او را به‌جای وحی و عقل می‌نشاند و موهوم و مُتَخَیل را معقول جلوه می‌دهد...

پر بازدیدترین ها

روش‌های تربیت اجتماعی در نهج‌البلاغه و ارائه الگو...

روش‌های تربیت اجتماعی در نهج‌البلاغه و ارائه الگو...

تحقیق حاضر با روش تحلیلی و توصیفی به استناد سخنان گران‌بهای حضرت علی و تحقیقات پیشین در این راستا به بررسی روش‌های تربیت اجتماعی با توجه به آموزه‌های نهج‌البلاغه پرداخته است...
راه‌های تربیتی دور کردن ذهن و قلب، از افکار و تخیلات شیطانی

راه‌های تربیتی دور کردن ذهن و قلب، از افکار و تخیلات شیطانی

چگونه می‌توان افکار و تخیلات شیطانی را از ذهن و قلب خود دور کرد؟ انسانی كه برای تهذیب روح و تربیت دینی خود قدم برمی‌دارد، شیطان رأی قوه متخیله او را به‌جای وحی و عقل می‌نشاند و موهوم و مُتَخَیل را معقول جلوه می‌دهد...
راه‌کارها و شیوه‌های خداشناسی کودکان از نگاه قرآن و حدیث

راه‌کارها و شیوه‌های خداشناسی کودکان از نگاه قرآن و حدیث

با اینکه اسلام به تربیت دینی و اسلامی کودکان بسیار اهمیت داده است، ولی از پرسش‌هایی که کودک درباره خدا می‌کند باید فرار کرد، و هیچ راه‌حلی ارائه نداده است...
نقش قصه‌های قرآنی در تعلیم و تربیت نسل جدید

نقش قصه‌های قرآنی در تعلیم و تربیت نسل جدید

در این مقاله سعی بر آن است تا ابتدا معنای لغوی و اصطلاحی قصه، اهمیت، انواع، ویژگی‌ها و ارزش‌های تربیتی قصه موردبررسی قرار گیرد، سپس جایگاه، اهمیت و ویژگی‌های قصه در قرآن موردبررسی قرار می‌گیرد و ...
Powered by TayaCMS