سه شنبه 14 شهریور ماه 1396
روزنامه ابتکار
نخستین اثر مهم کنت، کتاب راهنمای الزامات عملکرد علمی برای سازمان دهی دوباره جامعه بود که خود آن را «کشف بزرگ سال 1822» خواند. در این کتاب، با معرفی نظریه تکاملی «قانون مراحل سه گانه» خود، به تشریح طرحی برای علم تجربی جامعه پرداخته است. این اثر دربرگیرنده این اعتقاد است که تاریخ جوامع میتواند درست به سه دوره متمایز تقسیم شود و این که هر نوع از جامعه، صورت متفاوتی از تفکر یا فلسفه را معرفی و حمایت میکند. کنت وقتی جامعه زمانهاش را با دورهای از بحران و بی سامانی عظیم مواجه دید، درصدد کشف علل یا دلایل آن برآمد. او به این نتیجه رسید که جوامع اروپایی درگیر گذاری دشوار از مرحلهای به مرحله بعد مانده اند.
به عقیده کنت، تکامل یا پیشرفت بشر از رشد ذهن او حاصل میشود. به نظر وی، جوامع باید همان سلسله مراحل تکاملی را طی کنند که ذهن بشر طی آنها تکامل مییابد. گذار همواره دشوار است و آکنده از دورههای بی سازمانی عظیم و سازمان دهی دوباره بر اساس شکل نوظهور افکار. کنت استدلال کرد که به کمک مطالعات تجربی در خصوص فرایندهای تاریخی، به ویژه پیشرفت علوم گوناگون و مربوط به هم، قانون مراحل سه گانه، که راهبر پیشرفت بشر است، آشکار میشود. او این مراحل را در اثر اصلیاش، کتاب شش جلدی روال فلسفه اثباتی (1842-1830)، تحلیل کرده است. این مراحل سه گانه عبارتند از:
- مرحله ربانی
این مرحله مبتنی است بر تبیینهای فراطبیعی یا دینی برای توضیح پدیدهها «موجوداتی فراطبیعی»اند مانع بروز تلاش فکری بشر میشود. اوج این مرحله زمانی است که ایده تک خدایی، جانشین ایده پیشین چندخدایی میشود.
- مرحله متافیزیکی
این مرحله، صرفاً تعدیل محض مرحله اول است و بر این اعتقاد متمرکز است که نیروهای انتزاعی یا حتی اسرارآمیز، کنترل رفتارها را در دست دارند.
- مرحله اثباتی
در این مرحله نهایی از پیشرفت اجتماعی، به درک این مطب میرسیم قوانینی بر پدیدهها حاکماند. با بهره گیری از پیشرفت اجتماعی، استدلال و مشاهده برای بررسی جهان اجتماعی، رفتار بشری میتواند به نحوی عقلانی تبیین شود. نکات برجسته این مرحله عبارتاند از اتکا به علم، تفکر منطقی، قوانین تجربی و مشاهده.
مرحله ربانی پیش از سال 1300 میلادی روی داد. در این دوران، دین بر جامعه مسلط بود و پدیدههای تبیین ناپذیر به موجوداتی فراطبیعی یا خدایان نسبت داده میشد. در این مرحله، تفکر بشر در جستجوی ماهیت ذاتی امور، به ویژه منشأ خویش و غایت زندگی بود. به عقیده کنت، آگاهی بشر در این دوره پایین و ابتدایی بود. در خلال این مرحله، روحانیان و نظامیان مسئول حفظ نظم جامعه بودند و خدایان به جای انسان فکر میکردند.
مرحله ربانی خود از سه مرحله گذرا تشکیل شده است که عبارتاند از بت پرستی، چند خدایی، و تک خدایی. در مرحله بت پرستی، بشر در «هماهنگی کامل» با محیط پیرامونش به سر میبرد. منظور کنت این است که در این مرحله، بشر هر آن چه را در اطرافش رخ میداد، بدون فکر میپذیرفت. در مرحله چند خدایی، بشر توضیح میخواست و شروع به تفکر کرد و پدیدهها را به موجودات فراطبیعی گوناگون نسبت داد. در خلال این دوره، بشر دچار «بهت» و «ترس» بود. انتقال به مرحله تک خدایی، زمانی رخ داد که بشر تحت سیطره خدایان متعددی قرار گرفته بود که ظاهرا ً همواره با یکدیگر در تعارض بودند. یکتاپرستی، آخرین مرحله در مرحله ربانی است.
مرحله متافیزیکی دومین مرحله است و بین سالهای 1300 تا 1800 میلادی روی داد و فقط گام کوتاهی بود و به سوی پیشرفتی فراتر از تأملات مرحله ربانی. این مرحله، دوران تفکر فلسفی بود و اعتقاد زیادی به نیروهای طبیعی و انتزاعی وجود داشت. کنت برای این مرحله، در مقایسه با سایر مراحل، کمترین اهمیت را قائل بود و آن را صرفاً مرحله گذاری ضروری میدانست. به نظر کنت، جهش بی واسطه از مرحله ربانی به مرحله اثباتی، دشوارتر از آن بود که بشر از عهده آن برآید. کنت استفاده از فلسفه را به این دلیل که بیش از حد بی قاعده است، بیهوده میدانست. کنت مرحله متافیزیکی را به طور خلاصه غروب ربانی گری و طلوع اثباتگرایی نامید.
آخرین مرحله، مرحله اثباتگرایی است، که از سده 1800 میلادی آغاز شد. این مرحله بر علم و دانش مبتنی بر قوانین تجربی و مشاهدات متکی است. بشر در این مرحله، در عوض جست و جوی مصرانه مطلقها، منشأها و غایتها، به بررسی قوانین میپردازد. در این مرحله، فرد از طرفی «موضوع علم» میشود و از طرفی دیگر «عامل تحقق علم.» در مرحله اثباتگرایی علمی، صنعتی شدن و رهنمودهای اخلاق علمی، در زمینه تعقل و واقعیات حاکم میشوند.
پذیرش دیدگاههای اثباتگرایانه کنت، مستلزم تصدیق این امر است که نظمی بر عالم حاکم است که طی مراحل پیشرفت رخ میدهد. کنت معتقد بود که علت وقوع پدیدهها نه ناشی از عوامل فراطبیعی، بلکه ناشی از علل طبیعی است.
کنت توالی اجتناب ناپذیر این سه مرحله را قبول داشت، با این حال اذعان میکرد که در هر لحظهای از زمان، ممکن است هر سه مرحله به طور هم زمان وجود داشته باشند. کنت دنیای آتی را این گونه تصور میکرد که در آن، تفکر اثبات گرایانه غالب میشود و تفکرات ربانی و متافیزیکی حذف میشوند.
به اعتقاد کنت، هر یک از این مراحل، با دستاوردهای سیاسی خاصی مرتبط است. مرحله ربانی در اعتقاداتی همچون حق الهی شاهان بازتاب مییابد. مرحله متافیزیکی مفاهیمی چون قرارداد اجتماعی، برابری افراد، و حاکمیت همگان را دربرگرفت. مرحله اثباتی، رویکردی علمی یا «جامعه شناختی» به سازمان دهی سیاسی را در پی داشت. کنت با انتقاد جدی از رویههای دموکراتیک (اساساً به این علت که به توده آموزش ندیده بیش از حد اجازه داده میشود در مورد نحوه اداره جامعه تصمیمگیری کند)، تصویر جامعهای استوار را در ذهن میپروراند که نخبگان علمی بر آن حکومت میکنند، به کمک روشهای علمی مشکلات بشر را رفع میکنند و شرایط اجتماعی را بهبود میبخشند.