28 بهمن 1395, 4:25
انسان به جهت اينكه ذاتاً تأثيرپذير آفريده شده است، همنشين و قرين او بايد داراي ويژگيهايي باشد و هر كسي را نبايد به دوستي برگزيند. بهترين دوستان آنهايي هستند كه مشمول رحمت و نعمت الهي واقع شده و با عنايت خداوند، به صراط مستقيم راه يافته و از گناه مصون ماندهاند و آنان چهار گروهند كه در اين آيه توصيف شدهاند: « آنان كه خدا و رسول را فرمان برند با پيامبران و صديقان و شهيدان و صالحان خواهند بود و اينان چه خوب رفيقاني هستند» (نساء: 69) در حديثي از امام صادق(ع)، حضرتش حدود لازم براي دوستي را چنين بيان فرمودند: «اول اينكه ظاهر و باطنش براي تو يكي باشد؛ دوم اينكه زيبايي و موفقيت تو را زيبايي و موفقيت خود ببيند و زشتي و شكست تو را زشتي و شكست خود؛ سوم اينكه مال و مقام، حال و رفتار او را با تو تغيير ندهد؛ چهارم اينكه از آنچه توانايي دارد در حق تو دريغ نكند؛ و پنجم كه همه خصلتها را در بر دارد، اينكه هنگام بيچارگي و پيشامدهاي ناگوار تو را رها نكند». پيشوايان معصوم(ع) از دوستي با چند گروه شديداً نهي كردهاند. حضرت علي(ع) ميفرمايد: «از دوستي با دروغگو بپرهيز كه او همچون سراب است، دور را در نظر تو نزديك و نزديك را دور ميسازد». از امام جواد(ع) نقل شده: «از همنشيني با بدان بپرهيز كه همچون شمشير برهنهاند، ظاهرش زيبا و اثرش بسيار زشت است». رسول خاتم(ص) نيز فرمودند: چهار چيز است كه قلب انسان را ميميراند از جمله همنشيني با مردگان، كسي پرسيد اي رسول خدا مردگان كيانند؟ حضرت فرمود: ثروتمنداني كه مست ثروتند. نقل شده: در عصر رسول خدا(ص) دو دوست در ميان مشركان به نامهاي عقبه و ابي بودند. هر زمان عقبه از سفر ميآمد غذايي ترتيب ميداد و اشراف قومش را دعوت ميكرد و در عين حال دوست ميداشت به محضر پيامبر(ص) برسد هر چند اسلام را نپذيرفته بود. روزي از سفر آمد و طبق معمول غذايي ترتيب داد و دوستان را دعوت كرد، در ضمن از پيامبر اكرم(ص) نيز دعوت نمود. هنگامي كه سفره را گستردند و غذا حاضر شد، پيامبر(ص) فرمود: من از غذاي تو نميخورم تا شهادت به وحدانيت خدا و رسالت من دهي، عقبه شهادتين بر زبان جاري كرد. اين خبر به گوش دوستش ابي رسيد، گفت اي عقبه، از آيينت منحرف شدهاي؟ او گفت: نه به خدا سوگند من منحرف نشدهام و لكن مردي بر من وارد شد كه حاضر نبود از غذايم بخورد جز اينكه شهادتين بگويم، من از اين شرم داشتم كه او از سر سفره من برخيزد بيآنكه غذا خورده باشد، لذا شهادت دادم، ابي گفت من هرگز از تو راضي نميشوم مگر اينكه در برابر او بايستي و سخت توهين كني، عقبه اين كار را كرد و مرتد شد و سرانجام در جنگ بدر در صف كفار به قتل رسيد و رفيقش ابي نيز در روز جنگ احد كشته شد.» آيات الهي نازل گرديد و سرنوشت كسي را كه در اين جهان گرفتار دوست گمراهش شده و از مسير حق منحرف شد، شرح داد: و يوم يعض الظالم علي يديه يقول يا ليتني اتخذت مع الرسول سبيلا؛ به خاطر آور روزي را كه ظالم دست خويش را از شدت حسرت به دندان ميگزد و ميگويد: اي كاش با رسول خدا (ص) راهي برگزيده بودم. سپس اضافه ميكند كه اين ظالم بيدادگر كه در دنيايي از حسرت و تأسف فرو رفته، ميگويد: « اي واي بر من، كاش فلان شخص گمراه را دوست خود انتخاب نكرده بودم، او مرا از ياد حق گمراه ساخت بعد از آنكه آگاهي به سراغ من آمده بود، شيطان هميشه مخذولكننده انسان بوده است».
کتابخانه هادی
پژوهه تبلیغ
ارتباطات دینی
اطلاع رسانی
فرهیختگان