28 فروردین 1396, 5:45
عهد و پيمان معناي وسيعي دارد كه هم عهدهاي خصوصي در ميان افراد در مورد مسائل اقتصادي و كسب و كار و زناشويي و امثال آن و هم عهد و پيمانهاي ميان ملتها و حكومتها و از همه مهمتر و بالاتر پيمان هاي الهي با بشر را شامل می شود. يكي از مسائلي كه در سازندگي انسان نقش بزرگي دارد امانتداري و وفاي به عهد است كه هم در سازندگي فردي نقش اساسي دارد و هم در ساختن اجتماع كه بدون آن، هيچگونه همكاري اجتماعي ممكن نيست و بشر با فقدان آن زندگي اجتماعي و آثار آن را عملا از دست خواهد داد. از همين رو در آيات و روايات تاكيد فوق العادهاي بر اين مساله شده و خداوند اين صفت را جز صفات مومنين شمرده و مي فرمايد: مومنان كساني هستند كه امانت ها و عهد خود را مراعات ميكنند. در مفهوم وسيع امانت، تمام امانت هاي خداوند و پيامبران الهي و همچنين امانتهاي مردم جمع است. بسياري از روابط اجتماعي و خطوط نظام اقتصادي و مسائل سياسي همگي بر محور عهد و پيمانها دور ميزند كه اگر تزلزلي در آنها پيدا شود و سرمايه اعتماد از بين برود، هرج و مرج وحشتناكي بر جامعه حاكم مي شود. به همين دليل در آيات قرآن تاكيد فراوانی بر مساله وفاي به عهد شده است. خداوند ميفرمايد: به عهد خود و فا كنيد، چرا كه از عهد سوال ميشود.عهد و پيمان معناي وسيعي دارد كه هم شامل عهدهاي خصوصي در ميان افراد در مورد مسائل اقتصادي و كسب و كار و زناشويي و امثال آن مي شود و هم شامل عهد و پيمانهايي كه در ميان ملت ها و حكومت ها برقرار مي شود و از آن بالاتر پيمانهاي الهي و رهبران آسماني در مورد امتها. خداوند در قرآن ميفرمايد: به عهد من وفا كنيد تا به عهد شما وفا كنم و تنها از من بترسيد.نعمت هاي مختلف خدا امانت هايي هستند كه در دست انسانها قرار دارند. آيين حق، كتب آسماني، دستورالعملهاي پيشوايان راه حق و همچنين اموال و فرزندان و پستها و مقامها، همه امانتهاي اويند كه مومنان در حفظ و اداي حق آنها تا آخرين دم حيات مي كوشند و به هنگام مرگ آنها را به نسلهاي برومند آينده مي سپارند، زيرا خداوند ميفرمايد: خداوند به شما فرمان مي دهد كه امانت ها را به صاحبان آنها بدهيد. امانت شامل سرمايه مادي و معنوي است و هر مسلمان وظيفه دارد كه به هيچ امانتي خواه صاحب امانت مسلمان باشد خواه غيرمسلمان خيانت نكند. قرآن ميفرمايد: همانا كه به پيمان خدا وفادارند و عهد او را نمي شكنند. در اين آيه بر مساله وفاي به عهد و ترك پيمان شكني تأكيد شده و ميفرمايد: آنها كساني هستند كه به عهد الهي وفا ميكنند و پيمان را نميشكنند. عهد الهي معناي وسيعي دارد كه هم شامل عهدهاي فطري و پيمان هايي كه خدا به مقتضات فطرت همان فطرت توحيد و عشق به حق و عدالت از انسان گرفته مي شود و هم شامل پيمان هاي عقلي، يعني آنچه را از انسان با نيروي تفكر و انديشه و عقل از حقايق عالم هستي و مبدا و معاد درك مي كند و هم شامل پيمانهاي شرعي، يعني آنچه را پيامبر(ص) از مومنان در مورد اطاعت فرمان هاي خداوند و ترك معصيت گرفته است. طبيعي است كه وفا به پيمان هايي كه انسان با ديگران مي بندد جزو اين امور است، چرا كه خداوند فرمان داده كه اين پيمان ها نيز محترم شمرده شود، بلكه هم در پيمان هاي تشريعي داخل است و هم در پيمانهاي عقلي. از پيامبر(ص) نقل شده که فرمود: آن كس كه به پيمان خود وفادار نيست دين ندارد.انسان موجودي با استعداد فوق العاده است كه مي تواند با استفاده از آن مصداق اتم خليفه الله شود و مي تواند با تهذيب نفس به اوج كمال برسد و از فرشتگان آسمان هم بگذرد و اين استعداد با آزادي اراده و اختيار توام است. يعني اين راه را كه از صفر شروع كرده و به سوي بي نهايت مي رود با اختيار خويش طي مي كند.در صورتي كه موجودات ديگر و همچنين آسمان و زمين و كوه ها داراي نوعي معرفت الهي هستند، ذكر و تسبيح خدا را مي گويند و در برابر عظمت او خاضع و ساجدند، ولي همه به صورت تكويني و غريزي آن را انجام مي دهند و به همين دليل تكاملي درآنها وجود ندارد و تنها موجودي كه قوس صعودي و نزولي اش بي انتهاست و به طور نامحدود قادر به پرواز به سوي قله تكامل است و تمام اين اعمال را با اراده و اختيار انجام مي دهد انسان است و اين است همان امانت الهي كه همه موجودات از حمل آن سر باز زدند و انسان يك تنه آن را بر دوش كشيد و قبول تعهد و مسئوليت كرد.مي توان گفت مهمترين سرمايه جامعه اعتماد متقابل افراد اجتماع به يكديگر است. اصولاً آنچه جامعه را از صورت آحاد پراكنده بيرون مي آورد و همچون رشته هاي زنجير به هم پيوند مي دهد همين اصل متقابل است كه پشتوانه فعاليت هاي هماهنگ اجتماعي و همكاري در سطح وسيع است. عهد و پيمان تاكيدي است بر حفظ اين همبستگي و اعتماد متقابل. اما آن وقت كه عهد و پيمانها پشت سر هم شكسته شود ديگر اثري از اين سرمايه بزرگ و اعتماد عمومي باقي نخواهد ماند و وحدت ظاهري جامعه به گسيختگي دچار مي شود.
قرآن همانگونه که علل و عوامل به وجود آمدن قدرت صبر در انسان توجه میکند، به آسیبشناسی این موضوع نیز پرداخته و به توضیح و تبیین موانع ایجاد صبر میپردازد. در اینجا، تنها به یکی از مهمترین این موانع اشاره میکنیم،زیرا این مانع یکی از موانع مهمی است که قرآن در چند آیه به آن اشاره میکند و حتی با هشداری به پیامبر(ص) نیز،وی را از آن بیم میدهد.این مانع چیزی جز عجله و شتابزدگی نیست که آفتی بزرگ برای صبر و شکیبایی محسوب میشود. با توجه به آیه 37 سوره انبیاء، انسان دارای طبیعتی است که وی را شتابزده میکند: خلق الانسان من عجل. چرا که طبیعتا بشر مادامی که به مراد و مقصود خود دست نیابد، جام صبرش لبریز میشود و رفتاری شتابزده در پیش میگیرد و تنها راه مقابله با این خصیصه درونی، ریاضت و تمرین نفس است. از این رو خداوند به پیامبر(ص) دستور میدهد و سفارش میکند که همانند پیامبران اولوالعزم عمل کند و در رفتارهای خود شتابزده نباشد(سوره احقاف،آیه 35). با توجه به این موضوع، لازم است که انسان عنان نفس خود را در دست بگیرد و اجازه ندهد تا شتابزدگی بر وی چیره شود؛ بلکه تلاش کند تا آن را با نیروی عقل و خرد و تقوا مدیریت کند و نگذارد تا بر جان و قلب و عقلش حاکم شود.
کتابخانه هادی
پژوهه تبلیغ
ارتباطات دینی
اطلاع رسانی
فرهیختگان