دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

منابع حقوق در جامعه اسلامي

آنچه جامعه اسلامي را از جامعه غير اسلامي جدا مي‌کند منابع حقوقي آن است؛ زيرا مباني حقوق در اسلام از منابع الهي که مبتني بر عقل و نقل معتبر است گرفته مي‌شود و بر اساس آن مواد حقوقي وضع و اجرا مي‌شود
منابع حقوق در جامعه اسلامي
منابع حقوق در جامعه اسلامي

آنچه جامعه اسلامي را از جامعه غير اسلامي جدا مي‌کند منابع حقوقي آن است؛ زيرا مباني حقوق در اسلام از منابع الهي که مبتني بر عقل و نقل معتبر است گرفته مي‌شود و بر اساس آن مواد حقوقي وضع و اجرا مي‌شود؛ در حالي که در جامعه غير اسلامي منابع حقوق، انسان است و مباني بر اساس خواسته‌هاي انساني خواهد بود و به طور طبيعي مواد قانوني از آن مباني استخراج مي‌شود.

ممکن است گفته شود که مواد قانوني در همه جوامع انساني بر اساس مبناي اصلي عدالت است. از آنجا که عدالت نيز به معناي قرار دادن هر چيزي در جاي حق و مناسب خودش است(شرح نهج‌البلاغه، ابن ابي الحديد، ج 20، ص 85)، به طور طبيعي، قوانين و مواد قانوني و حقوقي بر آن است تا هر چيزي را در جاي حق و مناسب خودش قرار دهد؛ اما مشکل اينجاست که در جوامع غير اسلامي اينجاي حق و مناسب هر چيزي را خواسته‌هاي نفساني جمعي يا فردي مشخص مي‌کند و عدل هر چيزي آن چيزي است که انساني به استبداد يا انسان‌هايي به اجماع، آن را حق و مناسب تشخيص مي‌دهند. بي‌گمان از آنجا که انسان‌ها نسبت به حق و جاي مناسب هر چيزي آگاهي و شناخت ندارند، نمي‌توانند موضع عدل و حق هر چيزي را مشخص کنند و اين گونه است که مواد قانوني و حقوقي که مي‌نويسند در بيشتر موارد ظالمانه است و چيزي را از جاي حق خود بيرون مي‌برد.

اما وقتي حق را خداوند مي‌نويسد و از طريق عقل فطري يا نقل معتبر به دست مي‌آيد، ديگر بر اساس هوا و هوس‌هاي فردي و يا جمعي نخواهد بود. اين تفاوتي است که ميان جامعه قرآني و جامعه جاهلي وجود دارد.

البته عقل فطري به عنوان حجت باطني در کنار نقل و حجت ظاهري، غير از خواسته‌هاي نفساني است که در جوامع جاهلي منبع قرار مي‌گيرد؛ در حالي که جوامع جاهلي در انديشه، ظن گرا و در انگيزه، شهوت گرا هستند. خدا مي‌فرمايد: إِنْ يَتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ وَ ما تَهْوَي الْأَنْفُسُ؛ جز از ظن پيروي نمي‌کنند و آنچه هواهاي نفس مي‌خواهد.(نجم، آيه 23)

اما در جامعه قرآني عقل و نقل با هم سازگاري دارد و وفق هم است؛ خداوند مي‌فرمايد: فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَتَ الله الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ الله ذَلِکَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ؛ پس روى خود را با گرايش تمام به حق به سوى اين دين کن، با همان فطرتي که خدا مردم را بر آن سرشته است. آفرينش خداى جايگزين‌پذير نيست. اين است همان دين پايدار ، ولى بيشتر مردم نمى‌دانند.(روم، آيه 30)

پس عقل و نقل دو کاشف از حکم الله و شريعت اوست و هر دو به عنوان منبع شناختي در خدمت مردم است تا مردم ، حق هر چيزي را بدانند و هر چيزي را در جاي خود قرار دهند.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

مطلب مکمل

کتاب جامعه برتر

کتاب جامعه برتر

کتاب «جامعه برتر» با نگاهی عمیق و نو در کلمات گهربار امیرالمؤمنین علیه السلام، بحث امر به معروف و نهی از منکر را مورد بررسی قرار داده است.

جدیدترین ها در این موضوع

پناهنده Refugee

پناهنده Refugee

اصطلاح «پناهنده»، «پناهندگان» و «پناهندگی» از جمله اصطلاحاتی است که در نظام حقوق بشر بسیار متداول بوده و به کرات مورد استفاده قرار گرفته است.
الزام آور Binding

الزام آور Binding

اصطلاح «الزام‌آور» از جمله اصطلاحاتی است که در نظام حقوق بشر در ترکیب‌‌‌‌های مختلفی از جمله «معاهده الزام‌آور»
اعلامیه استقلال Declaration of Independence

اعلامیه استقلال Declaration of Independence

از جمله مهمترین تحولات مربوط به دوران اواخر عصر روشنگری، وقوع حوادث سیاسی و انقلاب‌های حقوق بشری و جنبش‌های آزادی خواهانه‌ای است که دست آوردهای حقوق و آزادی‌های فردی مهمی از آنها ناشی شده است.
No image

پروتکل Protocol

واژه «پروتکل» از جمله واژگانی است که در نام‌گذاری برخی از مهمترین اسناد حقوق بشری متعلق به نظام‌های بین المللی و منطقه‌ای حقوق بشری نیز به  کار گرفته شده است.
پروتکل اختیاری مربوط به میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی

پروتکل اختیاری مربوط به میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی

بی‌تردید میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی (1966)

پر بازدیدترین ها

الزام آور Binding

الزام آور Binding

اصطلاح «الزام‌آور» از جمله اصطلاحاتی است که در نظام حقوق بشر در ترکیب‌‌‌‌های مختلفی از جمله «معاهده الزام‌آور»
No image

اشکال مشابه بردگی

حق تعیین سرنوشت

حق تعیین سرنوشت

ماده 1 میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی (1966) و میثاق بین المللی حقوق اقتصادی اجتماعی و فرهنگی (1966) به نحو کاملاً یکسان با عبارات زیر از حقی به نام حق تعیین سرنوشت حمایت می‌نمایند: ماده 1:« 1.تمامی ملتها دارای حق تعیین سرنوشت خود می‌باشند.
حق آزادی مذهب

حق آزادی مذهب

نگاهی اجمالی به اسنادی که در ارتباط با حقوق بشر و آزادیهای اساسی تدوین شده‌اند نشان می‌دهد که در بسیاری از آنها به نوعی به حق آزادی مذهب یا ممنوعیت تبعیض بر اساس مذهب تصریح شده است اما تا کنون در هیچ یک از آن اسناد واژه «مذهب» مورد تعریف قرار نگرفته است.
No image

آزادی عقیده

Powered by TayaCMS