دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

اردشیر تاجبخش

No image
اردشیر تاجبخش

كلمات كليدي : تاريخ، پهلوي، اردشير تاجبخش، ارتش، دانشگاه جنگ، ضد اطلاعات، آمريكا، مهندس بازرگان

نویسنده : سيد احمد موسوي

سرتیپ اردشیر تاجبخش، فرزند عبدالحمید در سال 1297ه.ش در تهران متولد شد و پس از اتمام تحصیلات مقدماتی در سال 1317 به ارتش شاهنشاهی پیوست.[1] وی که از افراد مورد اعتماد مقامات امریکایی و سفارت آن کشور در ایران بود، توانست خیلی سریع در دربار نفوذ کرده و حتی با خوش خدمتی به اربابان خود، و به پاس خدماتش به رژیم پهلوی نشان‌های افتخار درجه‌ی3، نشان خدمت درجه 3، نشان سپه درجه‌ی 3 و همچنین نشان آذرآبادگان را هم دریافت داشته است.[2]

تحصیل در دانشگاه جنگ

تاجبخش از دانش آموختگان دانشگاه جنگ بود، البته وی در آن موقع سرهنگ بود که توجه همه را به خود جلب کرد، او دانشجوی نمونه و گستاخی بود که با جسارت با استاد بحث و مواجهه می‌کرد. فردوست که در آن زمان به عنوان استاد در دانشگاه جنگ مشغول به تدریس بوده است چنین می‌گوید: «با خودم می‌گفتم که خدا نکند که این فرد به ساواک یا ضداطلاعات برود او قامتی بلند و سینه‌ای فراخ داشت و اعصابی بسیار قوی که فوق‌العاده مسلط به خود بود و با مافوق خود خودمانی صحبت می‌کرد، همیشه بدهکار نبود، طلبکار هم بود... او از همان موقع علاقه‌ای شدید به کارهای ضداطلاعاتی داشت، این فرد مهره مورد علاقه‌ی آمریکایی‌ها بود و از همان موقع او را نشان کردند، او در پست ریاست ضداطلاعات غوغایی کرد و پشت همه‌ی ارتش را لرزاند، او هیچ ملاحظه‌ای نمی‌کرد و هیچ سفارشی را نمی‌پذیرفت و طبق راهنمایی آمریکایی‌ها عمل می‌کرد، در واقع از مسلط‌ترین افرادی که در این سمت دیدم سرتیپ اردشیر تاجبخش بود و تا حدودی سرلشکر قاجار که هر دو ریاست ضداطلاعات ارتش را بر عهده داشتند...[3]»

همکاری با دربار بر علیه دولت دکتر مصدق

اردشیر تاجبخش با هماهنگی با دربار و شخص شاه در شورش عشایر ایل بختیاری علیه دولت دکتر مصدق نقش عمده‌ای را ایفا نمود؛ از جمله در ارسال ادوات جنگی به ایل بختیاری جهت مسلح نمودن آنها و ایجاد هر چه بیشتر هرج و مرج در ناتوان جلوه دادن دولت در برخورد با مردم. طبق بازرسی‌هایی که از ذخایر و تجهیزات ارتش به عمل آمد مشخص شد که به دستور و راهنمایی ستاد شاهپور علیرضا و با اطلاع محمدرضا شاه تجهیزات فراوانی در اختیار ایل بختیاری گذاشته شد. از جمله 200 تا 300 هزار فشنگ از ذخایر دانشکده‌ افسری توسط سرگرد تاجبخش رئیس رکن 3 دانشکده افسری به جنوب فرستاده شده و در مجموع از کلیه ذخایر ارتش میلیون‌ها فشنگ به جنوب ارسال شده است.[4]

سرتیپ اردشیر تاجبخش با حمایت‌های بیرونی به سرعت در ارتش پیشرفت نموده و توانست به عنوان رئیس، "CIC" یا کمیته ضد اطلاعاتی ضد جاسوسی ارتش معرفی و مشغول به کار گردد.[5]

در کتاب ایران در بند نمونه‌های از ارتباطات سرتیپ تاجبخش و دیگر مقامات ایرانی دوره پهلوی آورده شده است که نشان دهنده وابستگی و خدمت وی به اجانب و دشمنان ملت ایران می‌باشد.[6]

اظهارات سرتیپ تاجبخش در مورد محاکمه مهندس بازرگان

در یکی از اسناد ساواک از اردشیر تاجبخش که در آن دوران هنوز به مدارج بالا نرسیده بود، با عنوان فرد شاه‌دوست و کسی که با اغلب اشخاص و رجال معاشرت خانوادگی دارد یاد شده است. و در ادامه همان سند درباره محاکمه سران سازمان نهضت آزادی ایران از قول تاجبخش چنین می‌نویسد: «دادگاه مخصوص دادرسی ارتش پس از محاکمات سری،‌ ابتدا مهندس بازرگان و چند نفر دیگر را محکوم به اعدام کرده و یا در نظر داشته به اعدام محکوم کند و لیکن با وساطت چندین نفر از رجال و درخواست آنها از شخص شاه، خواهان تخفیف و عفو مهندس بازرگان و چند نفر دیگر را کرده و ادعا می‌کنند، مهندس بازرگان جنون دارد و اظهاراتش از روی مقصود و هدفی نمی‌باشد». وی ادامه می‌دهد: «روساء مجلسین ابتدا در زندان با مهندس بازرگان ملاقات و او را نصیحت می‌کنند که روش خود را نسبت به مقام سلطنت تغییر دهد و لیکن نامبرده پاسخ می‌دهد اعتقاد سیاسی من مخالف رژیم سلطنت است و حاضرم به جرم مخالفت با شاه اعدام شوم و از طرفی فرزندان مهندس بازرگان که در دبیرستان ایرانشهر تحصیل می‌کنند نزد همکلاسیهای خود مطالبی علیه رژیم اظهار می‌دارند و مقامات انتظامی از موضوع مطلع گردیده و دستور اخراج آنها را از دبیرستان صادر می کنند».[7]

بازجویی از سپهبد عزیزالله کمال

فساد، رشوه‌خواری و باج گیری در رژیم پهلوی به درجه‌ای رسیده بود که اگر کسی از خیانت دیگری با خبر می‌شد، تنها به دنبال بهره‌برداری شخصی و صنفی از این مورد بر ‌می‌آمد. حسین فردوست در کتاب خود در مورد سپهبد عزیزالله کمال به جاسوسی برای روسیه و برداشت غیر مجاز از هزینه‌های رکن دوم ارتش خبر ‌می‌دهد که توسط سرتیپ اردشیر تاجبخش کشف شده و در حضور فردوست از سپهبد کمال (رئیس تاجبخش) بازجویی البته به صورت غیر رسمی به اجرا در می‌آید و طبق گفته فردوست هدف تاجبخش از این نمایش فقط گرفتن منابع مالی بیشتر از برای قسمت تابعه خودش از سپهبد کمال بوده است.[8]

سرانجام اردشیر تاجبخش

سرتیپ تاجبخش در سال 1345 بنابر تقاضای خودش بازنشسته شد. بعد از آن وی به صورت خیلی مشکوکی از کشور خارج گردید. خروج وی به قدری ناگهانی و پنهانی صورت گرفت که حتی از دید مامورین ساواک و امنیتی کشور نیز پنهان ماند. فردوست ماجرا را چنین شهر می‌دهد: «روزی تاجبخش به من تلفن کرد و گفت: «به شدت مریض شده‌ام و نمی‌توانم خدمت کنم و تقاضای بازنشستگی کرده‌ام.» او خواست که یکی از افسران دفتر را به دیدارش بفرستم. بلافاصله فرستادم. نامه کوتاه محبت‌آمیزی به انضمام 3 قطعه عکس که در تختخواب برداشته بود، برایم فرستاد. مدتی بعد افسر دفتر را مجددأ برای احوالپرسی فرستادم که نبود، از ساواک پرس و جو کردم. روز خروجش از ایران پیدا نشد؛ ولی مدیر کل هشتم گفت که به خارج رفته، به کجا؟ او نمی‌دانست. دیگر من هیچ ‌وقت تاجبخش را ندیدم و از وضعش مطلع نشدم، ولی دریافتم که تمارض او طرح آمریکایی‌ها بوده و او را به علت توانایی فوق‌العاده‌اش برای استفاده‌ی خودشان به آمریکا برده‌اند».[9]

مقاله

نویسنده سيد احمد موسوي
جایگاه در درختواره تاریخ ایران بعد از اسلام

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

پر بازدیدترین ها

No image

صدقه به فامیل واجبتر است یا دیگران؟!

نظر به این‌ که هر شخصی نسبت به بستگانش آگاهی بیشتری دارد و اگر در میان آنان شخص نیازمندی باشد وی را می‌شناسد بر این اساس، اگر همه ما به این وظیفه عمل کنیم دیگر در جامعه، نیازمند و فقیری موجود نخواهد بود.
No image

برخورد با همسر در اسلام

بر خلاف برخی تفکرات غلط و عوامانه و در حقیقت ظالمانه، در منطق اسلام زن برای مرد یک کنیز یا یک برده ویا کسی که کار منزل را انجام میدهد، واز بچه های شوهر نگهداری میکند نیست، بلکه به عنوان شریک شوهر ویار و همکار او در اداره امور زندگانی و تربیت فرزندان مطرح میباشد، لذا اسلام دستور فرموده که همسران باید از اذیت و بد زبانی و فحاشی به یکدیگر بپرهیزند.
No image

بهترین روش رفتار با دیگران از کلام رسول ‏اکرم(ص)

اگر روشى را دوست دارید که مردم آن گونه با شما رفتار کنند، به همان روش با دیگران برخورد کنید. هر چه را براى دیگران پیشنهاد مى‏کنید همان بهترین روش است و شما نیز بر اساس آن با آنان رفتار کنید. زیرا انسان جز انتظار خوش رفتارى از مردم ندارد، کمترین اهانتى را از سوى آنان نمى‏پذیرد راضى نیست که کسى به او تهمت زند، و نمى‏پسندد که کسى از معایب او پیش دیگران سخن بگوید هر چند آن عیوب را واقعا داشته باشد.
No image

اخلاق و معاشرت در اسلام

اگر از انسانهاى موفق بپرسيد كه عامل موفقيت شما چه بود؟ بى درنگ يكى از عوامل مهم موفقيت خود را رفاقت با دوستان خوب اعلام مى‏دارند، و بر عكس اگر از انسانهاى شكست خورده در زندگى بپرسيد: چگونه به اين ناكامى‏ها مبتلا گشتيد؟ خواهند گفت: دوست ناباب.
No image

هدف از تشکیل خانواده

Powered by TayaCMS