دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

پاداش کار خیر

پروردگارا! به هر خیری که بر من می فرستی، نیازمندم!
No image
پاداش کار خیر

پاداش کار خیر

قال الله تعالی:«رَبِّ إِنِّی لِما أَنْزَلْتَ إِلَیَّ مِنْ خَیْرٍ فَقِیرٌ»(قصص/24)

طفلی که با اراده‌ی خدای متعال در کاخ فرعون پرورش یافت، امروز درحالی قصر فرعونی را ترک می‌کند که به سن جوانی رسیده است؛ جوانی پاک و ربّانی، مردی که از ظلم و جنایات فرعونیان به ستوه آمده و می‌خواهد از آن محیط آلوده فاصله بگیرد تا بتواند در یک مکان امن قرار بگیرد و به داد مستضعفان برسد.

حضرت موسی(ع) وقتی جان خویش را در خطر دید، از شهر مصر گریخت و وارد شهر مدین شد و آنجا در سایه‌ی درختی به استراحت پرداخت. در آن هنگام مردمی را دید که در اطراف چاه گرد آمده و چهارپایان خود را آب می‌هند؛ همچنین متوجه دو دختر جوانی شد که دور از اجتماع مردان با گوسفندانشان منتظرانه ایستاده‌اند و گوسفندان خود را از نزدیک شدن به آب باز می‌دارند. حضرت وقتی بار دیگر ظلم مردم جاهل را در حق آن دو مظلوم مشاهده کرد، خطاب به آن دختران فرمود: کارتان چیست؟ آنها جواب دادند پدر ما پیرمردی است که توان اداره‌ی گوسفندان را ندارد؛ لذا ما گوسفندان را می‌چرانیم؛ حالا منتظریم مردان از کنار چاه پراکنده شوند و نوبت به ما برسد تا ما نیز بتوانیم از چاه آبی برداریم و گوسفندان خود را سیراب کنیم.

حضرت موسی(ع) برای آب دادن گوسفندان آنها خیلی تلاش کرد، در نهایت با قدرت تمام جماعت مردان را کنار زد و از چاه آبی برداشت و بعد از سیراب کردن گوسفندان و روانه کردن دختران به منزلشان، دوباره به سایه‌ای رو آورد و با حال خستگی و گرسنگی زبان به دعا گشود و عرض کرد:

«رَبِّ إِنِّی لِما أَنْزَلْتَ إِلَیَّ مِنْ خَیْرٍ فَقِیرٌ»[1]

«پروردگارا! هر خیر و نیکى بر من فرستى، به آن نیازمندم!»

آرى او خسته و گرسنه بود، او در آن شهر غریب و تنها بود و پناهگاهى نداشت؛ اما در عین حال بی‌تابى نمى‌کند، آن قدر مؤدب است که حتى به هنگام دعا کردن صریحا نمى‌گوید خدایا چنین و چنان کن؛ بلکه تنها احتیاج و نیاز خود را بازگو مى‌کند و بقیه را به لطف پروردگار وامى‌گذارد.

دختران ماجرا را به پدرشان بازگو کرده و دلیل زود برگشتن خود را، خدمت مردی صالح بیان نمودند. یکی از دختران به امر پدر سراغ حضرت رفت و با نهایت حیا ایشان را به منزل پدرش دعوت نمود تا پاداش کار خیر موسی را پدرش بپردازد. حضرت دعوت وی را پذیرفت، اما راه را از ایشان پرسید تا طبق سنت انبیای الهی جلوتر از او حرکت کند؛ در نتیجه چشمش از پشت سر، نظاره‌گر اندام ناموس مردم نباشد.

موسى به خانه‌ی شعیب آمد، خانه‌اى ساده، اما پاک و مملو از معنویت. بعد از آنکه سرگذشت خود را براى شعیب بازگو کرد، ایشان در جواب موسی گفت: مترس که از دست ظالمان نجات یافتی! یکى از دخترانش زبان به سخن گشود و با یک عبارت کوتاه و پر معنى به پدر پیشنهاد استخدام موسى براى نگهدارى گوسفندان کرد و گفت: اى پدر! این جوان را استخدام کن، چرا که بهترین کسى که مى‌توانى استخدام کنى، فردی است که قوى و امین باشد.

خلاصه‌ی کلام اینکه حضرت موسی(ع) برای ده سال اجیر و کارگر شعیب شد و همان مدت را در خانه‌ی او سکونت گزید و با یکی از دختران وی ازدواج کرد؛ در نتیجه مشکل شغل، مسکن و ازدواج ایشان با تکیه بر ایمان و توحید حل شد و از سویی فضا و فرصت خوبی جهت برنامه‌‌ریزی برای حکومت موسوی به دست آورد.[2]

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

پر بازدیدترین ها

No image

صدقه به فامیل واجبتر است یا دیگران؟!

نظر به این‌ که هر شخصی نسبت به بستگانش آگاهی بیشتری دارد و اگر در میان آنان شخص نیازمندی باشد وی را می‌شناسد بر این اساس، اگر همه ما به این وظیفه عمل کنیم دیگر در جامعه، نیازمند و فقیری موجود نخواهد بود.
No image

برخورد با همسر در اسلام

بر خلاف برخی تفکرات غلط و عوامانه و در حقیقت ظالمانه، در منطق اسلام زن برای مرد یک کنیز یا یک برده ویا کسی که کار منزل را انجام میدهد، واز بچه های شوهر نگهداری میکند نیست، بلکه به عنوان شریک شوهر ویار و همکار او در اداره امور زندگانی و تربیت فرزندان مطرح میباشد، لذا اسلام دستور فرموده که همسران باید از اذیت و بد زبانی و فحاشی به یکدیگر بپرهیزند.
No image

معاشرت با انسان های دیگر از نظر اسلام

برخورد با دیگران به عنوان انسان وهمنوع ، صرف نظر از هر چیز دیگری . اسلام به این نوع معاشرت تأكید دارد و حدود و چهار چوبه كلی روابط و اخلاق جهانی مسلمانان را مشخص می‌كند.
No image

بهترین روش رفتار با دیگران از کلام رسول ‏اکرم(ص)

اگر روشى را دوست دارید که مردم آن گونه با شما رفتار کنند، به همان روش با دیگران برخورد کنید. هر چه را براى دیگران پیشنهاد مى‏کنید همان بهترین روش است و شما نیز بر اساس آن با آنان رفتار کنید. زیرا انسان جز انتظار خوش رفتارى از مردم ندارد، کمترین اهانتى را از سوى آنان نمى‏پذیرد راضى نیست که کسى به او تهمت زند، و نمى‏پسندد که کسى از معایب او پیش دیگران سخن بگوید هر چند آن عیوب را واقعا داشته باشد.
No image

هدف از تشکیل خانواده

Powered by TayaCMS