دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

«سفیه» کیست؟

«سفیه» کیست؟
«سفیه» کیست؟

«سفیه» کیست؟

روزنامه کیهان

تاریخ انتشار: 01 تیر ماه 1397

حجت‌الاسلام محسن قرائتی

خداوند درآیه 130 سوره بقره می‌فرماید: «وَ مَنْ يَرْغَبُ عَنْ مِّلَّةِ إِبْرَهِيمَ إلَّا مَنْ سَفِهَ نَفْسَهُ وَلَقَدِ اصْطَفَيْنَهُ فِى الدُّنْيَا وَإِنَّهُ فِى الْأَخِرَةِ لَمِنَ الصَّلِحِينَ؛ كیست كه از آئین ابراهیم روى بگرداند، مگر كسى كه خود را (فریب داده و) بى‌خردى كند؟ و همانا ما او را (ابراهیم) در این جهان برگزیدیم و قطعاً او در جهان دیگر (نیز) از صالحان است».

* نکته‌ها

این آیه با توجّه به تابناكى و پاكى چهره ابراهیم و آئین او مىپرسد، چه كسى جز افراد نادان و سفیه از ابراهیم و اهداف او اعراض مىكند؟! آئین او به قدرى ارزش دارد كه پیامبر(ص) مفتخر است كه راه او راه ابراهیم است.

ابراهیم كسى است كه در منطق، مخالف كافر را مبهوت مىكند: «فبهت الذى كفر» [1] و در شجاعت یك تنه همه بتها را مىشكند: «فجعلهم جذاذاً»[2] قرآن او را حلیم معرّفى مى‌کند و در صبر و توكّل نیز نمونه و سرآمد است،تا آنجا كه درون آتش افكنده مىشود، بىآنكه واهمهاى داشته باشد. در سخاوت گوساله چاقى را براى مهمانان كباب مىكند. در تسلیم، كودك خود را در بیابان بى آب و گیاه مكه رها می‌کند و آنگاه كه او به سن نوجوانى مىرسد، به امر خداوند كارد بر گلوى او مىگذارد. آرى، انسان تنها با فریب دادن خرد خویش مىتواند از ادیان الهى‌گریزان باشد «سفه نفسه».

ابراهیم(ع) در دعایى از خداوند خواست كه: «ألحقنى بالصالحین»؛ مرا جزو صالحان قرار ده [3] خداوند دعاى او را استجابت كرده و مىفرماید: ابراهیم در آخرت از صالحان است.

حضرت ابراهیم براى نسل بشر، مركز امن، رهبر معصوم، رزق فراوان، توفیق اسلام و تسلیم، قبول توبه و سعادت از خدا طلب مىكند و کسی که راه آن حضرت را رها كرده و به دنبال دیگران برود، سفیه و نادانى بیش نیست!!

در فرهنگ قرآن، به افرادى كه حقائق را نادیده انگاشته و كفران نعمت كنند، سفیه گفته مىشود. چنانكه به بنىاسرائیل به جهت بهانههاى بى‌موردى كه درباره تغییر قبله مىگرفتند، سفیه گفته شده است: «سیقول السفهاء».

در ذیل آیه «و لاتؤتوا السفهاء اموالكم» نیز از امام (ع) نقل شده است كه فرمود: كسى كه شراب بخورد، سفیه است. چنین شخصى به جاى نوشیدنىهاى مفید و حلال، به سراغ آشامیدنى مضرّ و حرام مىرود. آرى، كسانى كه راه حقّ را رها کرده و بیراهه مىروند، سفیه هستند و آن كس كه در انتخاب رهبر و مكتب، قدم درست بردارد عاقل است. در حدیث مىخوانیم: عقل همان چیزى است كه به وسیله آن خدا عبادت شود وگرنه شیطنت است.

* پيام‌ها

1- سفیه كسى است كه منطق، مكتب، رهبر و راه حقّ را نادیده گرفته و به دنبال هوس‌هاى خود یا دیگران رهسپار شود: «سفه نفسه»

2- اعراض از دیندارى و خردورزى، دلیل بىخردى و سفاهت است: «منیرغب... سفه نفسه»

از‌: حوزه نیوز

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1) بقره، 258.    

2) انبیاء، 58.    

3) شعراء، 83.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS