دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

آثار فسق

پرسش: فسق چه آثار و تبعاتی را در زندگی فردی و اجتماعی انسان دارد؟
آثار فسق
آثار فسق

پرسش: فسق چه آثار و تبعاتی را در زندگی فردی و اجتماعی انسان دارد؟

پاسخ: در بخش نخست پاسخ به این سوال ضمن بیان مفهوم فسق به آثار فسق از منظر قرآن شامل: 1- فسق مانع هدایت 2- فسق مانع قبولی 3- فسق مقدمه انکار وحی 4- از بین رفتن اعتبار اجتماعی 5-خود فراموشی پرداختیم. اینک در بخش پایانی دنباله مطلب را پی می گیریم.

6- قضاوت برخلاف حکم خدا: قرآن کریم در این زمینه می فرماید: «و من لم یحکم بما انزل الله فاولئک هم الفاسقون» و کسانی که بر وفق آنچه خداوند نازل کرده است، حکم نکنند آنان همان فاسقانند. (مائده- 47) 

7- فسق، زمینه ساز عذاب استیصال: قرآن کریم در این رابطه می فرماید: «و اذا اردنا ان نهلک قریه امرنا مترفیها فقسقوا فیها فحق علیها القول فدمرناها تدمیرا» و چون خواهیم شهری را نابود کنیم، نازپروردگانان را فرمان (و میدان) دهیم و سرانجام در آن نافرمانی کنند و سزاوار حکم (عذاب) شوند، آنگاه به کلی نابودشان کنیم. (اسراء- 16)

طبرسی «ترفه» را به نعمت معنا و بعد از تعریف مترف از قول ابن عرفه نقل می کند: «مترف کسی را گویند که افسارش را رها کرده باشند و هر چه دلش خواست بکند و کسی جلویش رانگیرد» (مجمع البیان، ج 6، صد 405)

مرحوم علامه طباطبایی در تفسیر «اردنا» می نویسد: معنای جمله «اذا اردنا ان نهلک قریه» این است که وقتی زمان هلاک کردن قومی نزدیک شد، چنین و چنان می کنیم و این تعبیر از قبیل این است که می گویند: وقتی فلانی می خواست بمیرد چنین و چنان گفت و آسمان وقتی می خواست ببارد فلان جور شد، که در همه این موارد معنا این است که وقتی نزدیک شد بمیرد و یا ببارد، چون واضح است که هیچ کس به حقیقت معنای اراده، اراده مردن نمی کند، و آسمان هم اراده باریدن ندارد، پس در همه این موارد، اراده به معنای نزدیک شدن وقت عمل است. (المیزان، ج 13، ص 81)

اینکه خداوند در این آیه فرموده است: «امر کردیم...» این امر قطعا تشریعی نیست، زیرا خداوند متعال در آیه دیگر فرموده است «ان الله لایامر بالفحشاء» (اعراف -28) و از طرف دیگر «امر تکوینی» هم نخواهد بود، زیرا اگر تکوینی باشد ما اختیار نخواهیم داشت که گناه بکنیم یا نکنیم، پس باید این امر را مجازی بدانیم، یعنی گویی که اینها ماموریت داشته اند نعمت های خدا را در گناه و معصیت خرج کنند، یا به این صورت باید معنا کرد: خدا از ایشان خواست که خیر را بر شر و اطاعت را بر معصیت مقدم بدارند، ولی آنان برعکس فسق و فجور را مقدم داشتند.

8- حقارت پذیری و پیروی از ستمگران: قرآن کریم در این باره می فرماید: «فاستخف قومه فاطاعوه انهم کانوا قوما فاسقین. پس قومش را از راه به در برد، آنگاه از او پیروی کردند که ایشان (در برابر خداوند) قومی نافرمان بودند. (زخرف- 54)

انسان با تقوایی که تنها سر به آستان خدا می ساید و از شیطان پیروی نمی کند، هیچ گاه ذلت و خواری نپذیرفته سر به اطاعت ستمگران فرود نمی‌آورد.

در مجموع فسق در قرآن بیشتر درباره ارتکاب گناهان کبیره به کار رفته و در عین حال در مورد کافر و منافق نیز «فاسق» اطلاق شده است. فسق به عنوان ضدارزش، در آیات، مانع بسیاری از اهداف انبیا به حساب آمده که هشت مورد آن را بررسی کردیم. به طور خلاصه می توان گفت: از نظر اخلاقی «فسق» مانع هدایت، خودسازی و تعالی معنوی است و تا ظرف درون از آلودگی پاک نشود، نور نمی تواند آن فضا را روشن کند

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS